چه اقداماتی جهت باهوش شدن کودکان باید انجام داد؟

0 42

بنده یک بچه چهار ساله دارم که می خواهم بچه باهوشی بشود چه اقداماتی جهت باهوش شدن کودکان باید انجام داد؟

پاسخ:

در پاسخ به سوال شما برادر گرامی، پس از یک مقدمه کوتاه در مورد افزایش هوش کودکان، مطالبی را در مورد پرورش هوش کودک در خانواده عرض می کنم امید که قابل استفاده باشد.

آیا افزایش هوش ممکن است؟در مورد این که اساساً هوش به هر (ضریب هوشی، IQ) افراد را می توان پس از تولد افزایش داد، بحث های زیادی صورت گرفته است. برخی از دانشمندان معتقدند تیزهوشی، در محیط مناسب خصوصاً در سال های اول زندگی قابل پرورش است، و برخی در مقابل بر این عقیده پافشاری می کنند که هوش امری مادر زادی است و در هر شرایطی از تولد تا مرگ ثابت می ماند به گونه ای که با یک تست هوش که در کودکی اجرا می شود، می توان ضریب هوشی فرد در بزرگسالی اش را پیش بینی نمود.(۱) آن چه مسلم است این که محیط رشد یافتن (خانه، مدرسه، اجتماع) تأثیر تعیین کننده ای در شکوفا شدن یا فاسد شدن استعدادهای ذاتی کودکان دارد. شواهد بسیاری وجود دارد که اثرگذاری محیط خانه بر نمره هوشبهر کودکان را تأیید می کند.(۲) علاوه بر این، تحقیقات انجام شده طی سالیان دراز نشان می دهد که برنامه های مهد کودک ها و دوره های آمادگی موجب بهبود هوش و پیشرفت تحصیلی کودکان می شود.(۳) در این مورد نکاتی که به نظر می رسد مهم است در ضمن چند شماره ارائه شده است:
۱. ارتباط کلامی در خانواده: به گفته برخی از زبان شناسان، نحوه ارتباط کلامی در خانواده می تواند تأثیرات مثبت یا منفی بر رشد تفکر کودک بر جا بگذارد.(۴) می توان گفت تأثیرگذارترین مسأله در رشد توانایی های شناختی و هوشی کودک در خانواده، مسأله ارتباط کلامی اعضای خانواده است. نحوه ارتباط گفتاری اعضای خانواده با یکدیگر و با کودک چگونه باشد تا بتواند تأثیر مثبت داشته باشد؟ به طور خلاصه می توان گفت افرادی که در برخورد با کودکان از لحاظ زبانی غنی هستند، از این ویژگی ها برخوردارند:
الف: در بیان مقصود خود از کلمات متفاوت و بیشتری استفاده کنید. برای توضیح مسائل به جملات کوتاه یا تک کلمه ها اکتفا نمی کنند و برای حل مشکلاتی که بین افراد خانواده پیش می آید، به صحبت کردن و بیان مشکل می پردازند.
ب: به کودک اجازه می دهند جمله خود را هر چند طولانی و مشکل باشد به اتمام برساند و اجازه اظهار نظر در بسیاری مسائل را به او می دهند. کمتر از تعبیرهایی هم چون « فضول»، «به تو چه مربوط»، «حرف نزن» و …. به ندرت استفاده می کنند. گاهی از کودک می خواهند در مورد مساله ای صحبت کند یا اتفاقی را (مثلاً یک مهمانی) را تعریف نماید.
ج: حرف های غیر واقعی و خیال پردازانه کودک را زود تخطئه یا تمسخر نمی کنند. در عین حال که خود را احمق جلوه نمی دهند، از برچسب زدن به کودک خود (دروغگو، حقه باز، خیالاتی، ….) اجتناب می کنند چرا که کودک نیاز دارد که تصور و خیال پردازی خود را رشد بدهد و برای پرورش قدرت ذهنی خود بازی های زبانی زیرکانه بزرگ تر ها را امتحان کند.
۲. امکانات رشد در خانه: امکاناتی که برای رشد توانایی تفکر و شناخت کودک در درون خانواده مورد نیاز است، منحصر به طبقات بسیار مرفه نیست. علاوه بر این، برخی از امکانات رفاهی و اطلاعاتی که خانواده های طبقات بالاتر در اختیار کودکان خود قرار می دهند، به خاطر استفاده افراطی که از آن ها صورت می گیرد، اثر پرورشی و آموزشی معکوس دارد. مواردی را می توان به عنوان امکانات مادی و روانی بر شمرد که برای رشد ذهنی کودک می تواند تأثیر مثبت داشته باشد.(۵)
الف: وجود انواع کتاب ها در خانه و در دسترس کودک: کتاب های داستان، اطلس جغرافیایی (یا نقشه های کشوری یا استانی)، شعر های کودکان، قرآن کریم (یا کتاب مقدس دینی که خانواده به آن معتقد است)، مجلات کودکان، و …. کتاب خواندن برای کودک از هر نوع که باشد اگر همراه با اشتیاق وعلاقه از طرف والدین و خود کودک انجام شود، گستره اطلاعات ذهنی کودک را توسعه می دهد. اطلاعات حتی اگر به صورت ناقص و کلی باشد، مواد لازم برای پرورش فکری او را فراهم می آورد. اکنون مهم این است که کودک مواد لازم برای فکر کردن را در اختیار داشته باشد تا بتواند شیوه تفکر و استدلال را بیاموزد نه این که تفکر او حتماً نتیجه درست بدهد. هر تصویر، کلمه، تعبیر، یا جمله جدید، به رشد او کمک می کند. به تدریج می توان کودک را با حروف یا کلمات نیز آشنا نمود (مثلاً زیر کلمه «آب» در این صفحه خط بکش) تا احساس بیگانگی او با نوشته به تدریج برطرف شود.
ب: برخی از بازی های دستی و فکری که توان طراحی و نقشه ریزی کودک را پرورش می دهد. بسیاری از اسباب بازی های گران قیمت موجود در بازار تنها برای کودک هیجان انگیز و سرگرم کننده است و اگر اثر زیان باری نداشته باشد، اثر رشد دهنده ای هم ندارد. در حالی که بازی برای کودک نوعی تجربه مینیاتوری شبیه دنیای واقعی کار، خانواده، و روابط اجتماعی است و زمینه ذهنی او را برای تفکر صحیح و نیز شیوه برخورد مناسب با دنیای عینی در آینده، شکل می دهد. والدین می توانند در برخی بازی ها با کودک همراهی کنند به شرط این که پیوسته برتری توانایی های خود را به رخ او نکشند و البته مقهور زرنگی های او نیز نشوند. بازی های رایانه ای در حد بسیار محدود می تواند به نوعی تنوع طلبی و کنجکاوی کودک را ارضا کند اما وابستگی به این بازی ها که در صورت بی احتیاطی بسیار زود اتفاق می افتد می تواند بسیار مضر باشد. تلویزیون نیز اگر به صورت محدود با ضابطه مورد استفاده قرار گیرد می تواند هم در دادن اطلاعات جدید و هم آشنایی کودک با دنیای واقعی مفید باشد. اما باید توجه داشت که بسیاری از برنامه های تلویزیون، حتی برخی از برنامه هایی که ظاهراً آموزنده به نظر می آیند، نه تنها آموزنده نیست بلکه از جنبه های متفاوتی برای کودک زیانبارند. تشخیص این موارد به عهده والدین است که برنامه ها را با دقت ببینند و اطلاعات خود در مورد رسانه ها را از راه مطالعه کتاب هایی که در این زمینه وجود دارد افزایش دهند.
تجربه های جدید از قبیل گردش های کوتاه یا مسافرت ها هر چند اندک می تواند دنیای ذهنی کودک را پرورش دهد به شرط آن که دغدغه خوردن و خریدن، همه فضای ذهنی کودک را پر نکرده باشد و در جریان این تجربیات جدید، برخورد والدین به هر گونه ای باشد که کودک همراه با احساس ایمنی و آرامش را سپری نماید. برخی تجربه های به ظاهر بی اهمیت، می تواند برای کودک بسیار آموزنده باشد. مثلاً مشاهده عملیات خاک برداری یک ساختمان، تعویض کابل های تلفن، مشاهده و مشارکت در کارهایی که مادر در خانه انجام می دهد، مشاهده و پرسش و پاسخ کودک در جریان تعمیر یک وسیله منزل که پدر به آن مشغول شده است، و …..
۳. وضعیت روانی کودک در خانه: بی شک وضعیت روانی کودک در خانواده می تواند تأثیرات تعیین کننده ای بر چگونگی رشد او هم از نظر جسمی و هم از نظر ذهنی و شناختی داشته باشد. در این زمینه توجه به نکات ذیل می تواند سودمند باشد:
الف: برای رشد متناسب و سریع جنبه های ذهنی کودک لازم است که در حد توان، از گرفتار شدن کودک به آشفتگی ها و ناهماهنگی های ذهنی و روانی جلوگیری کرد. اگر گفتار ما با آنچه در رفتار نشان می دهیم، متفاوت باشد (می گوییم نباید فحش داد ولی در حضور کودک به دیگران یا به او ناسزا بگوییم)، یا اگر موضع گیری های افراد بزرگسالی که با کودک سر و کار دارند و نقش الگو یا مرجع خوب و بد و باید و نباید قرار می گیرند، با هم مختلف باشد (مثلاً پدر می گوید شب نباید دیر خوابید و مادر بگوید اشکال ندارد)، این ها باعث ناهماهنگی های شناختی و آشفتگی های ذهنی کودک می شود که در نتیجه ساختارهای ارزش گذاری، تفکر، و شیوه استدلال را در ذهن او به هم می ریزد و از رشد توانایی های او در این زمینه ها جلوگیری می کند. ناهماهنگی های شناختی در بزرگسالی ممکن است بر انگیزنده تفکر و تلاش ذهنی بیشتر باشد. اما در کودک به خاطر ضعف اطلاعات و شناختی که دارد، در غالب موارد تنها موجب هدر رفتن انرژی و کند شدن رشد شناختی می شود.
ب: محیط مناسب برای رشد ذهنی کودک باید دارای دو خصوصیت آرامش و ایمنی باشد. آرامش کودک مستلزم سکوت و رفت و آمد اندک نیست. بلکه مقصود این است که عوامل به وجود آورنده اضطراب و اشتغال های ذهنی بدون فایده را باید کاهش داد. گاهی بازی های شلوغ در مهمانی و سر و صداهای کودکانه ضرری برای آرامش ذهنی کودک ندارد اما مشاهده مادری که به خاطر شنیدن یک حرف نادرست از پدر قهر کرده است همه آرامش درونی کودک را به هم می ریزد. مقصود از ایمنی روانی در خانه این است که کودک، هیچ وقت خود را یک فرد اضافی یا بی اهمیت در خانه تصور نکند و همیشه مطمئن باشد که والدین او را دوست دارند و محبت خود را از او دریغ نخواهند کرد. البته متناسب بودن برخوردهای عاطفی در مواردی که کودک کار خوب یا بدی را انجام می دهد لازم است. چرا که در غیر این صورت، وی دچار نوعی آشفتگی روانی می شود که ناشی از بی معنا شدن خوب و بد و دوست داشتن و نداشتن در روابط خود با والدین می شود. این کودکی است که به اصطلاح لوس شده است یعنی نظام ارزش و خوب و بد و اهمیت به نظر دیگران در ذهن او مختل شده است. مورد دیگری که باز در مقابل ایمنی عاطفی قرار دارد، وابستگی بیش از حد کودک به والدین خصوصاً به مادر است. مادرهایی که بیش از حد کودک را به خود وابسته بار می آورند، از رشد توانایی های روانی و ذهنی کودک که لازمه اش احساس ایمنی توأم با استقلال است جلوگیری می کنند. به طور خلاصه می توان گفت: «کودکان نباید بیش از اندازه به والدین وابسته باشند، اما باید بدانند که مورد علاقه و قبول والدینشان قرار دارند.»(۶)

پاورقی:

۱. سید عباس زاده، میر محمد، آشنایی با تعلیم و تربیت کودکان تیزهوش، انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه ارومیه، بهار ۱۳۷۲، ص ۱۱۰.
۲. گیج نیت ال، و دیوید سی، برلاینز. روان شناسی تربیتی، ترجمه خوی نژاد، غلام رضا، و همکاران، نشر پاژ، موسسه انتشارات حکیم فردوسی، مشهد، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص ۱۶۱.
۳. گیج، همان، ص۱۷۷.
۴. همان، ص ۱۶۸.
۵. ارلیچ، ویرجینیا زی، کودکان تیز هوش، ترجمه کلانکی، اکرم، انتشارات الهدی، چاپ اول، تهران ۱۳۷۱، ص ۱۵۸.
۶. آمابلی، ترزا ام، شکوفایی خلاقیت کودکان، ترجمه قاسم زاده، حسن، و عظیمی، پروین، نشر دنیای نو، تهران، ۱۳۷۷، ص ۱۱۶.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.