جایگاه عشق در اسلام چیست؟

0 106

مقدمه پدیده عشق در هر فردی که به وجود بیاید، تمام واحدها و جریانات درونی او را دگرگون می کند و شخصیت مخصوصی را می سازد که فقط در پرتو عشق معنا و فعلیت پیدا می کند.(۱) از این رو شعرای فارسی زبان، عشق را اکسیر نامیده اند. یعنی در پرتو عشق است که انسان تغییر ماهیت و جهت می دهد، نیرو و قدرت می گیرد، شجاعانه به استقبال خطر می رود و خود را فدای معشوق می کند. عشق، انسان تنبل را به انسانی چالاک تبدیل می کند، از بخیل، بخشنده و از کم طاقت و ناشکیبا متحمل و شکیبا می سازد.(۲)

تعریف عشق«عشق عبارت است از محبت شدید که از درک کمال و خیر و زیبایی در معشوق به وجود می آید و سر تا سر روان آدمی را فرا می گیرد».(۳) عشق بر اساس کمال جویی انسان شکل می گیرد و انسان به طرف معشوق که دارای کمالات مختلف است، کشیده می شود. درک زیبایی ها، کمالات معشوق، آتش عشق را در دل عاشق شعله ور می سازد.
انواع عشق: احساسات انسان انواع و مراتبی دارد که طبق آن می توان عشق را تقسیم بندی کرد:
الف) عشق مجازیبرخی از احساسات انسان از مقوله شهوت جنسی است و از وجوه مشترک انسان و سایر حیوانات است. حقیقت این نوع احساسات به جز طغیان و فوران شهوت چیزی نیست. افزایش و کاهش این نوع احساسات بستگی زیاد به فعالیت های فیزیولوژیک بدن و جوانی انسان دارد.
این گونه عشق ها به سرعت می آید و با سرعت می رود و در نتیجه قابل اعتماد نیست.(۴) انسان آنگاه که تحت تأثیر شهوات خویش است از خود بیرون نرفته است و شخص مورد علاقه را برای خودش می خواهد اگر درباره معشوق و محبوب می اندیشد. بدین صورت است که چگونه از وصال او بهره مند شود و حداکثر تمتع را ببرد و حال آنکه در تعریف عشق گفته شده است: علاقه به شخص یا شیء وقتی که به اوج شدت برسد به طوری که وجود انسان را مسخر کند و حاکم مطلق وجود او گردد.(۵)
بدیهی است تا زمانی که انسان از دایره خود خواهی و خود پرستی خارج نشده است نمی تواند خود را عاشق بنامد. از این رواست که بسیاری از بزرگان عشق مجازی را از دایره عشق خارج می دانند. علامه جعفری در این باره می گوید: نمی توانیم جوشش و فعالیت و اشتیاق موجود در اشباع غریزه جنسی را که لذت بارترین جوشش و اشتیاق است با پدیده عشق تفسیر و تعریف کنیم، زیرا جوشش و فعالیت و اشتیاق مزبور همان ضرورت طبیعی است که لذت را همراه خود دارد.(۶)
این نوع عشق منشأ خشونت، جنایت و ناپایدار است و زمانی که فرد به وصال معشوق برسد، عشق رفته رفته از بین می رود و پس از مدتی که انسان به معشوق خود رسید،همان محبوب برای او وبال شده و موجب زحمت او می گردد. امام صادق ـ علیه السلام ـ در این مورد می فرمایند: «دل هایی که از یاد خدا خالی گردد خدا محبت غیر خود را به آن می چشد».(۷)
ب) عشق حقیقی:انسان گاهی تحت تأثیر عواطف عالی انسانی خویش قرار می گیرد، محبوب و معشوق در نظرش عظمت پیدا می کند و آماده می شود که خود را فدای معشوق کند. این گونه عواطف، صفا، صمیمیت و لطف و رقت و از خودگذشتگی به وجود می آورد. بر خلاف نوع اول که از آن خشونت و سبعیت بر می خیزد. این نوع عشق پایدار است و با وصال محبوب تیزتر و تندتر می شود به خلاف نوع اول که ناپایدار است و وصال مدفن آن به شمار می آید.(۸)
انسان زمانی که با کمال بی نهایت آشنا می شود به آن عشق می ورزد. اساسا علاقه و محبت است که اطاعت آور است عاشق را یاری آن نیست که از خواست معشوق سربپیچد. اطاعت و پرستش حق به نسبت محبت و عشقی است که انسان به حضرت حق دارد. همچنانکه حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
خدا را نافرمانی کنی و اظهار دوستی او کنی؟ به جان خودم این رفتاری شگفت انگیز است
اگر دوستیت راستین بود اطاعتش می کردی زیرا که دوستدار، مطیع کسی است که او را دوست دارد(۹)
در عشق الهی انسان هر چه را که در جهان هستی وجود دارد را به دیده احترام می نگرد، در این عشق انسان تنها طالب خداست و تنها توجه او را می خواهد. این عشق به انسان نیرو و جهت می دهد. خود پرستی های او را از بین می برد، زندگی او را سرشار از محبت و صفا می کند و در یک کلام به زندگی انسان معنا می بخشد.
عشق در قرآن و حدیثگرچه در قرآن کلمه عشق به کار نرفته است اما با واژه هایی چون محبت، ودّ و مودت از آن در قرآن یاد شده است. این آیات را می توان به سه قسمت تقسیم کرد.(۱۰)
الف: آیاتی که در وصف مؤمنان است و از دوستی و محبت عمیق آنان نسبت به حضرت حق سخن گفته است:(۱۱) وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ(۱۲) «آنان که ایمان آورده اند در دوستی خدا سخت ترند».
ب: آیاتی که از دوستی حضرت حق نسبت به مؤمنان سخن می گوید: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ(۱۳).
ج: آیاتی که متضمن دوستی های دو طرفی و محبت های متبادل است: دوستی حضرت حق نسبت به مومنین و دوستی مؤمنان نسبت به حضرت حق فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ(۱۴). «خدا بیاورد قومی را که دوستشان دارد و آنها نیز او را دوست دارند».
در روایات نیز مواردی درباره عشق حقیقی ذکر شده است که در زیر به بیان آن می پردازیم. رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرمایند: «هرگاه اشتغال به من بر جان بنده غالب آید، خواهش و لذت او را در یاد خودم قرار دهم و چون خواهش و لذتش را در یاد خودم قرار دهم عاشق من گردد و من نیز عاشق او و چون عاشق یکدیگر شدیم پرده میان خود و او را بالا می زنم و آن (مشاهده جلال و جمال خود) را بر جان او مسلط گردانم، به طوری که وقتی مردم دچار سهو و اشتباه می شوند، او دستخوش سهو نمی شود.»(۱۵)
بدیهی است بررسی کامل مفهوم عشق و گستره آن از حوصله این پاسخ کوتاه خارج است. شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر به منابعی که در پایان آن اشاره می شود مراجعه کنید.

پاورقی:

۱. جعفری، محمد تقی، عشق در مثنوی، موسسه نشر کرامت، ۱۳۷۸ش، ص۱۷.
۲. مطهری، مرتضی، جاذبه و دافعه علی، انتشارات صدرا، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۱ش، ص۴۸.
۳. عشق در مثنوی، ص۱۶.
۴. جاذبه و دافعه علی، ص۵۶.
۵. همان، ص۵۵.
۶. عشق در مثنوی، ص۵۵.
۷. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دارالحدیث، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۸، ص۳۷۸۸.
۸. جاذبه و دافعه علی، ص۵۷.
۹. همان، ص۶۷.
۱۰. همان، ۶۳.
۱۱. همان.
۱۲. بقره : ۱۶۵.
۱۳. بقره : ۲۲۲.
۱۴. مائده : ۵۴.
۱۵. میزان الحکمه، ج۸، ص۳۷۹۱.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.