بررسی مطالب دسته بندی

آیا می دانید

شکستن سر استاد

شکستن سر استاد روزی بهلول در حالی که داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردانش می گوید : من امام صادق (ع) را قبول دارم اما در سه مورد با او کاملا مخالفم ! یک…

بوی غذا

بوی غذا یک روز عربی ازبازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد هنگام رفتن…

تقسیم پول

تقسیم پول روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که بین فقرا و نیازمندان قسمت کند. بهلول وجه را گرفت و لحظه ای بعد آنرا به خلیفه بازگرداند. هارون دلیل این امر را سئوال…

حمام رفتن بهلول

حمام رفتن بهلول روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمتکاران حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن طور که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند با این حال بهلول وقت خروج از حمام ده…

نردبانی دو طرفه

نردبانی دو طرفه بهلول را پرسیدند: حیات آدمی را در مثال به چه ماند؟ بهلول گفت: به نردبانی دو طرفه ،که از یک طرف : " سن بالا می رود " و از طرف دیگر : " زندگی پایین می آید…

دیوانه یا دانا؟

دیوانه یا دانا؟ روزی بهلول از کوچه ای میگذشت، شخصی بالایش صدا زده گفت: ای بهلول دانا! مبلغی پول دارم، امسال چه بخرم که فایده کنم؟ بهلول : برو، تمباکو بخر! مردک…

مشترک

مشترک بهلول را پرسیدند: انسانها در روی زمین ، در کدامین چیز مشترکند ؟ گفت: در روی زمین ، چنین چیزی نتوان یافت ،اما در زیر زمین : " خاک سرد و تیره " ، گورستان: " مشترک "…

بهلول و طبیب

بهلول و طبیب هارون الرشید ، طبیب مخصوصی از یونان آورده بود، که بسیار مورد تکریم و احترام بود. روزی بهلول بر وی وارد شد ، پس از سلام و احوال پرسی از طبیب سوال نمود : شغل…