ازدواج

  • پرسشگر گرامي به دو نكته توجه بفرماييد:

  • در مورد اين كه دختر باكره در ازدواجش نياز به اجازه پدر دارد يانه روايات مختلف است و مشخص كردن حكم شرعي از بين روايات مختلف مربوط به مجتهد جامع الشرايط است نه غير مجتهد و كسي كه مجتهد نيست يا بايد تقليد كند ومطابق نظر مرجع تقليدش عمل كند و يا بايد به احتياط عمل كند وگرنه عملش باطل است.

  • اگرچه وجود مشكلات متعدد زندگي، خصوصاً در اين دوره زمانه براي جواناني كه در آستانه ازدواج و تشكيل خانواده هستند پديده اي غير قابل انكار است و متأسفانه بسياري از جوانان كشورمان به خاطر مشكلات مالي، مسكن، نداشتن شغل مناسب و درآمد كافي، ادامه تحصيل، چشم و هم چشمي‌ها، توقعات روزافزون دختر خانم‌ها و خا

  • خواهر گرامي؛ ما نيز بسيار متاسفيم كه محدوديت در امكانات و متخصصين، مانع از دستيابي هم ميهنان عزيز ساكن كشورهاي مختلف به متخصصين روانشناس دين آشناست.

  • همه فرمايشات شما صحيح و خداپسندانه است، ولي با اين وصف بايد كمي همه جانبه نگرتر و دورانديشانه تر به مساله مهريه بنگريد. بايد پذيرفت كه امروزه مهريه يكي از ابزارهاي مهم براي تنظيم روابط زناشويي است و بسياري مردان با نيم نگاهي به ميزان مهريه به تنظيم روابط خود با همسرشان مي پردازند.

  •  خواهر گرامي، شما در نامه ي خود نيامدن خواستگار را فاجعه آميز و آن را مساوي با انزوا و بدبختي دانسته ايد در حالي كه اين تساوي كاملا غلط است، زيرا نيامدن خواستگار مي تواند دهها علت داشته باشد كه همه آنها لزوما منجر به فاجعه نمي شوند!، قرآن كريم مي فرمايد چه بسا شما (در مواردي) چيزي را دوست داشته ب

  • با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

  • فلسفه تعیین مهریه از نگاه اسلام، تنها جنبه مادى و اقتصادى ندارد بلكه بسیارى از ابعاد معنوى و تربیتى لطیف كه حاكى از پیوند محبت و عشق و بقا و تكامل بوده نیز منظور شده است. براى این كه هویت معنوى- نه اقتصادى- مهر روشن گردد لازم است برخى دستورات آسمانى كه درباره تعیین صداق و تبیین كابین و مهر در احادیث آمده است مورد دقت قرار گیرد. براى نمونه اولین كابینى كه براى مبدأ نسل كنونى بشر یعنى نكاح آدم وحوا (ع) معین شد آموزش احكام بود، چنان كه بر اساس حدیثى كه زراره از امام صادق (ع) نقل مى كند: خداوند به حضرت آدم فرمود: «رضاى من آن است كه معارف دین مرا به او بیاموزى، آدم گفت: قبول كردم». همچنین گاهى رسول اكرم (ص) كه صداق برخى اصحاب را تعلیم سوره اى از قرآن قرار مى داد.

  • براى انس و الفت بیشتر با همسر چه باید کرد؟ جواب: انس و الفت با همسر در گرو رعایت این امور است: 1ـ خوش رویی؛ امام علی(ع) می‌فرماید: «خوش رویى ریسمان مهر و مودّت است».1 چون شکفته باشد در این انجمن که صبح تسخیر کرده روى زمین را به نوش خند 2ـ به اسم خوب صدا زدن؛ هر یک از زن و شوهر باید همسر خود را به نامى صدا کند که بیشتر دوست دارد.

  • یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟

  • نکات زیر می‏تواند پاسخی باشد برای همه زوج‏های جوان كه سال های اولیه زندگی مشترك خود را می گذرانند: 1 . با مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسرداری، چگونگی ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شركت در جلسه‏های آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید . 2 . با همدلی، همفكری، همكاری و مشورت با یكدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضای خانواده روابط سالم پدید آورید . 3 . هر یك از زوجین دیگری را نزدیك‏ترین و محرم‏ترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامی و پشتیبان خود تلقی كند .

  • علت اساسی رایج نبودن ازدواج موقت ، جوّی بدی است که در جامعه بر علیه این نوع ازدواج به وجود آمده است.دلیل دیگر آن ، زیربار نرفتن و قبول نکردن آن از طرف بانوان است. چون ازدواج دائم برای زنان دارای مزیّت‏ها و منافعی است و از طرفی ازدواج موقت آن مزایا را ندارد، لذا وقتی امر دائر شود بین انتخاب برتر و غیر برتر مسلماً برتر را انتخاب میکنند و زیر بار غیر برتر نمیروند. علی(ع) فرمود: "اگر عمر ازدواج موقت را نهی نکرده بود، جز انسان‏های بدبخت کسی به زنا دست نمیزد".

  • برخی معتقدند باید آشنایی و صمیمیت پیش از ازدواج وجود داشته باشد تا دو فرد یکدیگر را به خوبی بشناسند و پس از آن زندگی مشترک را شروع کنند . امروزه غرب از طریق تجربه کردن این روابط و آشنایی ها ، به نحو چشمگیری نهاد خانواده را متزلزل ساخته است. در غرب ظلم آشکاری به جنس زن می شود، زیرا زنان پیش از این که به سن قانونی و شرعی برای برقراری روابطشان با جنس مخالف برسند، مورد بهره برداری جنسی مرد قرار می گیرند و در بسیاری مواقع پس از آن ، مطرود می شوند. (1)

  • در ابتدا باید پرسید که چه کسی گفته امروز امکان ازدواج فراهم نیست؟ چگونه این تفکر در ذهن ما جای گرفته است؟ عدم امکان را چه کسی به ما تحمیل کرده است؟ آیا واقعاً این گونه است؟ مطمئناً غریزه جنسی از نیرومند ترین غرایز در وجود انسان است که خداوند آن را در وجود وی قرار داده و اهداف و مصالح خاصی نیز بر آن مترتب است.

  • در سوره روم بیان شده است: از نشانه‏هاى خدا این است که همسرانى از جنس خودتان آفرید تا در کنار آن‏ها آرامش یابید. (1) این سکون و آرامش از چندین منظر قابل بررسى است: اوّلا آرامش به گونه کلى و مطلق بیان شده است، یعنى این نوع سکون و آرامش براى هر یکى از مردان و زنانى که به ازدواج روى مى‏آورند و با جنس مخالف تشکیل خانواده دهند، وجود دارد، چه ازدواج مسلمان باشد یا غیر مسلمان .

  • غریزه جنسی یکی از نیرومندترین غرائز انسانی است، تا آن جا که پاره‏ای از روانکاوان آن را تنها غریزه اصیل انسان میدانند و تمام غرائز دیگر را به آن باز میگردانند. از سوی دیگر این یک قانون کلی است که اگر به غرایز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آن متوجه طریق انحرافی خواهد شد، زیرا غرایز طبیعی را نمیتوان از بین برد. فرضا بتوانیم آن را سرکوب کنیم، چنین اقدامی عاقلانه نیست،

  • سرنوشت انسان ها در دست خدا و در گرو عمل او است و این که بخت کسى را بسته اند، اعتقادى عوامانه و مردود است. انسان ها به دلایل خاص و بعضاً نامعلوم، در طول زندگى خود دچار تحوّلاتى مى شوند که در عالم خلقت امرى طبیعى و متداول به نظر مى رسد. بعضى داراى همسر خوب و زندگى مرفه مى شوند و بعضى کاملاً برعکس و بعضى بسیار دیر ازدواج مى کنند و بعضى دیگر چنین موقعیتى را پیدا نخواهند کرد.

  • پدر سرپرست خانواده است، و معمولاً در تصمیم‌گیری‌ها مردها کم‌تر تابع احساسات می‌شوند؛ از طرفی نسبت به خواستگار دخترشان بیشتر می‌توانند اطلاعات کسب کنند و تحقیق و بررسی نمایند؛ در ضمن با روحیات مردان که خواستگاران هستند بهتر آشنایی دارند. بنابر این مقدم داشتن نظر پدران برای دختران سودمندتر است. از سوی دیگر پدران با مادران مشورت می‌کنند و نقطه نظرات آنان را مدنظر قرار می‌دهند و با استفاده از تمام نظریات اعضای خانواده و فامیل‌های نزدیک، پاسخ مثبت یا منفی به خواستگار می‌دهند.

  • نیامدن خواستگار و یا عدم پیگیری وی، دلیل بر وجود اشکال نیست؛ البته ویژگی‌های ظاهری و جسمانی یا صفات اخلاقی در این جهت تأثیر گذار است که این میان تنها صفات اخلاقی بر عده شما است. خیلی از کارها،‌ خارج از خواست انسان است و در این موارد نباید نگران بود؛ زیرا آدمی نمی‌تواند امکانات را بر وفق مراد خود فراهم نماید، ولی می‌تواند خود را با اوضاع موجود همخوان کند.

  • در جواب سوال شما به چند مسئله اشاره می شود: 1. در ابتدا ببینیم معنای عشق چیست ؟ معنای عشق : واژه ((عشق )) مشتق از ((عشقه )) به معنای میل و کشش افراطی است . ((عشقه )) گیاهی است که هرگاه به دور درخت می پیچد آب آن را می خورد. در نتیجه درخت زرد شده ، کم کم می خشکد، (1). اما در اصطلاح ، ((عشق )) عبارت است از: ((محبت شدید و قوی )). به عبارت دیگر، عشق مرتبه عالی محبت است ، (2).

  • خداوند می‌فرماید: «یکی از آیات و نشانه‌های خداوند این است که از جنس خودتان، زوج‌تان را آفرید تا با هم انس گیرید و بین شما دوستی و مهربانی برقرار کرد و در این امر، آیات و نشانه‌های الهی برای کسانی است که تفکر و اندیشه کنند».(1) خواهر گرامی! همان گونه که در آیه آمده، دوستی و محبت انسان به جنس مخالف، از آیات و نشانه‌های خداوند دانسته شده است.

  • غریزه جنسی از نیرومند ترین غرایز در وجود انسان است که خداوند آن را در وجود وی قرار داده و اهداف و مصالح خاصی نیز بر آن مترتب است. به خاطر وجود همین غریزه نیرومند است که انسان گرایش به جنس مخالف می یابد و با همه مشکلاتی که وجود دارد یا تصور می شود، به ازدواج روی می آورند و حاضرند بسیاری از سختی ها و مشکلات را به خاطر آن تحمّل کنند یا برخود هموار نمایند و از بسیاری از خواسته های خود یا خودخواهی ها بکاهند.

  • برخی معتقدند باید آشنایی و صمیمیت پیش از ازدواج وجود داشته باشد تا دو فرد یکدیگر را به خوبی بشناسند و پس از آن زندگی مشترک را شروع کنند اما باید بگوییم که عشق واقعی و علاقه مندی حقیقی بین دو جنس ، زمانی ایجاد می شود که دو فرد ارتباط خود با یکدیگر را به سادگی تزلزل پذیر ندانند؛ از سوی دیگر هر یک برای جلب نظر دیگری دست به رفتار نمایشی نزنند. در آشنایی های پیش از ازدواج این مسئله بسیار دیده می شود. امروزه غرب از طریق تجربه کردن این روابط و آشنایی ها ، به نحو چشمگیری نهاد خانواده را متزلزل ساخته است.

  • استخاره به معنای طلب خیر است؛ یعنی انسان از خداوند بخواهد که او را به نیکی و خیر برساند. کلمه استخاره بعد ها به تفأل بر قرآن و انجام با تسبیح یا به نحو دیگر (استخاره ذات الرقاع) مصطلح شده است. مردم از استخاره عمل تفأل را می فهمند و متأسفانه بسیاری از ایشان نمی دانند که استخاره چیست و در چه مواقعی می بایست استخاره کرد!

  • در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست. کسی که پیرو قانون اسلام است و به حفظ عفت فردی و اجتماعی اعتقاد دارد، باید شهوتش را کنترل کند، چه دختر باشد و چه پسر. اشباع غریزه جنسی از نظر اسلام باید از راه صحیح یعنی ازدواج شرعی و قانونی صورت گیرد. هر گونه فعالیت ارادی که با انگیزه شهوت انجام گیرد، برای دختر و پسر حرام است.

  • ‏از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از: 1 – رسیدن به آرامش: در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است.

  • قرآن مجید می‌فرماید: «آن‌ها که از موضع آیندۀ فرزندان خود می ترسند، باید از خیانت دربارۀ یتیمان وآزار آن‌ها بترسند».(1) از این آیه استفاده می شود که اثر زیانبار بعضی از گناهان تنها متوجه گناهکار نیست، بلکه شامل حال دیگران نیز می‌گردد. دلیلش آن است: «کارهایی که افراد در اجتماع مرتکب می‌شوند، تدریجاً شکل یک سنت به خود می‌گیرد و به نسل‌های آینده منتقل می‌شوند، بنابر این آن‌ها که اساس ظلم و ستم بر ایتام را در اجتماع می‌گذارند، بالاخره روزی این بدعت غلط دامان فرزندان خود آن‌ها را خواهد گرفت.

  • برخی معتقدند باید آشنایی و صمیمیت پیش از ازدواج وجود داشته باشد تا دو فرد یکدیگر را به خوبی بشناسند و پس از آن زندگی مشترک را شروع کنند اما باید بگوییم که عشق واقعی و علاقه مندی حقیقی بین دو جنس ، زمانی ایجاد می شود که دو فرد ارتباط خود با یکدیگر را به سادگی تزلزل پذیر ندانند؛ از سوی دیگر هر یک برای جلب نظر دیگری دست به رفتار نمایشی نزنند. در آشنایی های پیش از ازدواج این مسئله بسیار دیده می شود. امروزه غرب از طریق تجربه کردن این روابط و آشنایی ها ، به نحو چشمگیری نهاد خانواده را متزلزل ساخته است.

  • در سوره روم بیان شده است: از نشانه‏هاى خدا این است که همسرانى از جنس خودتان آفرید تا در کنار آن‏ها آرامش یابید. (1) این سکون و آرامش از چندین منظر قابل بررسى است: اوّلا آرامش به گونه کلى و مطلق بیان شده است، یعنى این نوع سکون و آرامش براى هر یکى از مردان و زنانى که به ازدواج روى مى‏آورند و با جنس مخالف تشکیل خانواده دهند، وجود دارد، چه ازدواج مسلمان باشد یا غیر مسلمان و بنابر این دلیلى وجود ندارد که آیه را براى مسلمانان یا کسانى که به طریق اسلامى ازدواج کرده‏اند، تخصیص دهیم.

  • یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟ در انتخاب همسر باید متوجه باشیم مى‏خواهیم کسى را انتخاب کنیم که یک عمر در کنار او زندگى کنیم. نباید این مسئله مهم از روى احساسات و بدون دقت و مشورت انجام گیرد، زیرا اگر انسان دچار همسر ناشایست یا نامتناسب و ناهماهنگ شود، کارش بسیار مشکل خواهد بود.

  • ‏پدر سرپرست خانواده است، و معمولاً در تصمیم‌گیری‌ها مردها کم‌تر تابع احساسات می‌شوند؛ از طرفی نسبت به خواستگار دخترشان بیشتر می‌توانند اطلاعات کسب کنند و تحقیق و بررسی نمایند؛ در ضمن با روحیات مردان که خواستگاران هستند بهتر آشنایی دارند. بنابر این مقدم داشتن نظر پدران برای دختران سودمندتر است. از سوی دیگر پدران با مادران مشورت می‌کنند و نقطه نظرات آنان را مدنظر قرار می‌دهند و با استفاده از تمام نظریات اعضای خانواده و فامیل‌های نزدیک، پاسخ مثبت یا منفی به خواستگار می‌دهند.

  • آن چه از نظر اسلام سبب محرم شدن زن و مرد مى‏شود، اجراى عقد ازدواج است و فقط رضایت قلبى کافى نیست اگر چه علاوه بر اجراى صیغه عقد، رضایت قلبى باید باشد و بدون رضایت، عقد باطل است. باید در صورت امکان صیغه به زبان عربى اجرا شود. اگر مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، به هر لفظى (مثلاً فارسى) که صیغه را بخوانند صحیح است ، اما باید لفظى بگویند که معنى «زوَّجْتُ و قبلتُ» را بفهماند.(1)

  • وقتى سخن از سن ازدواج مى‏شود دو نکته را باید مد نظر داشت: 1- ازدواج یک زمان صد در صد معین شده و قانون ثابتی براى همه انسان‏ها ندارد. 2- سن ازدواج علاوه بر نیاز فردی ، از شرایط اجتماعى و نیاز نوعى نیز متأثر مى‏گردد. زمان ازدواج به چند عامل بستگى دارد: 1ـ از نظر فقهی براى افرادى که به وسیله ازدواج نکردن به گناه آلوده مى‏شوند ازدواج نمودن واجب است و بر اساس این معیار زمان و سن خاص را نمى‏توان معرفى نمود .

  • پیش از هر چیز باید برای خود ملاک‌های یک همسر خوب که می‌تواند زندگی خوشبختی را در کنار او برای همیشه داشته باشید، مشخص نمایید. کاملاً به این مسئله توجه دارید که همسر و ازدواج، تنها برای چند روز یا حتى چند سال نیست، بلکه همدمی است برای زندگی همیشگی؛ پس نباید تصمیم شتابزده یا صرفاً بر اساس احساسات باشد، زیرا ماهیت احساس و عاطفه آن است که همیشگی نیست و زمانی فروکش خواهد کرد. سؤالاتی که از شما داریم، این است: 1ـ ملاک‌های شما در انتخاب همسر چیست؟

  • در مورد نحوة‌ خواستگارى و رفتن پسر یا دختر،‌ اسلام هیچ گونه دستور خاصى ندارد و مانند بسیارى از امور دیگر به خود مردم واگذار شده است. استاد مطهرى می‌گوید: «این که از قدیم الایام مردان به عنوان خواستگارى نزد زنان مى رفته اند و از آن‌ها تقاضای همسرى مى کرده اند، از بزرگ ترین عوامل حفظ حیثیت و احترام زن بوده است. طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبیعت زن را گُل، و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. این یکى از تدابیر حکیمانه و شاهکارهاى خلقت است که در غریزة مرد نیاز و طلب و در غریزة زن ناز و جلوه قرار داده است.

  • سرنوشت انسان ها در دست خدا و در گرو عمل او است و این که بخت کسى را بسته اند، اعتقادى عوامانه و مردود است. انسان ها به دلایل خاص و بعضاً نامعلوم، در طول زندگى خود دچار تحوّلاتى مى شوند که در عالم خلقت امرى طبیعى و متداول به نظر مى رسد. بعضى داراى همسر خوب و زندگى مرفه مى شوند و بعضى کاملاً برعکس و بعضى بسیار دیر ازدواج مى کنند و بعضى دیگر چنین موقعیتى را پیدا نخواهند کرد. همه این موارد دارای علل و عوامل خاص خود است . ما اگر بتوانیم علت حوادث و پیش آمد ها را شناسایی کنیم و آنها را به خوبی در زندگی به کار گیریم ، زندگی خوبی خواهیم داشت.

  • اسلام به طور مطلق حق انتخاب همسر را به دختران داده و در این امر آزادند، چرا که آنان نسبت به آینده، باید تصمیم بگیرند. عقد نکاح و ازدواج بدون اذن و رضایت دختر صحیح نیست، حتى اگر دختر مجبور شود و قبول کند، اثر شرعی ندارد و احتیاج به طلاق هم ندارد. تصمیمی که پدر یا دیگران برای دختر می‌گیرند، صحیح نیست(1)، بنابر این ازدواج دختر و پسر در صورتی صحیح است که دختر در انتخاب همسر آینده خود کاملاً آزاد باشد و با میل و رغبت تن به ازدواج دهد. البته دختر باکره در عین حالی که در انتخاب همسر آزاد است، بدون اجازه ولیّ (پدر) نمی‌تواند ازدواج کند، چون چه بسا ممکن است به دلیل عدم تجربه و غلبه احساسات یا دلایل دیگر درست انتخاب نکند از این رو از تجربه بزرگ‌تر استفاده می‌کند.

  • یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟

  • پرسش: در سنی هستم که دوست دارم ازدواج کنم و این مطلب به صورت غیر مستقیم به پدر و مادرم گفته‌ام اما آنها می‌گویند باید معلم شوی، بعد با معلم ازدواج کنی. هرچه سنم بالاتر می‌رود، تمایل به ازدواج در من کم‌تر می‌شود، مرا راهنمایی کنید. پاسخ: ازدواج و انتخاب همسر حق طبیعی شما است و تعیین زمان آن نیز با خودتان است، ولی با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه تا حدود زیادی این انتخاب از دست دختران خارج است، چون پسر است که به خواستگاری دختر می‌رود، از این رو اعلام آمادگی شما به مادر نیز موضوع را حل نمی‌کند. در این صورت اگر به کسی دلبستگی دارید با می‌دانید خواهان شما است، او باید به خواستگاری شما بیاید.

  • پرسش: دو خواستگار دارم که یکی آینده‌اش خوب است، اما هیچ احساسی نسبت به او ندارم. مورد دیگر که آینده خوبی ندارد و معتاد است، اما خیلی دوستش دارم، ولی خانواده‌ام موافق نیست، مرا در انتخاب راهنمایی نمایید. پاسخ: از این که ما را امین خود دانسته و به ما اعتماد کرده و مسایل خود را با ما در میان نهاده‌اید، سپاسگزاریم. امیدواریم در حل مسئله‌ای که در پیش رو دارید، بتوانیم کمک نماییم.

  • خانواده یک واحد کوچک اجتماعى است که همانند اجتماع بزرگ نیاز به رهبر و سرپرست دارد. قرآن مجید تصریح کرده که مدیریت خانواده بر عهده مرد است: "الرّجال قوّامون على النّساء؛ مردان سرپرست و عهده دار امور زنان هستند".(1) البته منظور از سرپرستى و مدیریت، استبداد و زورگویى نیست، بلکه منظور، اداره امور و هدایت زندگى و تأمین معیشت است. این موقعیت به خاطر خصوصیات جسمى و روحى مردان است مانند: داشتن بنیه بدنى و نیروى جسمى و غلبه قوه تفکّر مدیریتى بر نیروى عاطفه.

  • عشق به جنس مخالف تا هنگامی که در حد احساس قلبی است و منجر به ابراز و روابط نامشروع نشده است، از نظر اسلام حرام و مردود نیست و گفتن این که تو را دوست دارم، به خودی خود گناه نیست اما با توجه به این که چنین عشقی برخاسته از طوفان غریزه جنسی است، بدون اشکال نیست،‌ به خصوص آن که در مرحله گفتن باقی نماند و به طور طبیعی، پس از اظهار عشق، روابط دیگری شکل می‌گیرد. متأسفانه از مسیر معیّن، خارج می‌گردد و مراحل بعدی قابل کنترل نیست.

  • به موضوعی در سؤال اشاره نمودید که بسیار حساس و مهم است و هر گونه تصمیم احساسی و بدون درایت و دوراندیشی، می‌تواند آثار و نتایج نامطلوبی در زندگی بر جای گذارد که تمام زندگی آینده‌تان را تحت الشعاع خود قرار دهد. ما به عنوان مشاور می‌توانیم تنها ابعاد مختلف این موضوع را برایتان روشن نماییم تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید اما تصمیم نهایی با خودتان است.

  • از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از: 1 – رسیدن به آرامش: در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است. تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن ، خانوادۀ مستقل تشکیل دادن، ارضای کشش‌های نفسانی و غرایز طبیعی و فرزند آوری از نتایج قهری ازدواج، نیز از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکر و جان و احساس رضامندی درونی است.(1)

  • غریزه جنسی یکی از غرایز انسان است که خداوند آن را به جهت مصالحی در وجود وی قرار داده است. روابط جنسی در اسلام در قالب ازدواج، مشروع است و هدف از آن چند چیزی می‌تواند باشد. از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از: 1 – رسیدن به آرامش: در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است.

  • پرسش: با دو نفر به مدت دو تا سه سال دوست بودم. یکی به خواستگاری آمد، جواب رد از خانواده‌ام گرفت، نمی‌خواهم دومی را از دست بدهم، به همین خاطر چند خواستگار را تا کنون رد کرده‌ام. به نظرم پس از ازدواج، چیزی باقی نمی‌ماند تا علاقه و عشق باقی بماند. حال چه کنم؟ پاسخ: به نظر ما باقی ماندن شما بر این حالت، نتیجه مطلوب و سودمندی نخواهد داشت. با واقعیت‌های زندگی باید به شکل مثبت برخورد نمایید.

  • وقتى سخن از سن ازدواج مى‏شود دو نکته را باید مد نظر داشت: 1- ازدواج یک زمان صد در صد معین شده و قانون ثابتی براى همه انسان‏ها ندارد. 2- سن ازدواج علاوه بر نیاز فردی ، از شرایط اجتماعى و نیاز نوعى نیز متأثر مى‏گردد. زمان ازدواج به چند عامل بستگى دارد: 1ـ از نظر فقهی براى افرادى که به وسیله ازدواج نکردن به گناه آلوده مى‏شوند ازدواج نمودن واجب است و بر اساس این معیار زمان و سن خاص را نمى‏توان معرفى نمود . هر زمانى و در هر سنى که حفظ گوهر پاکى برای او سخت گردد ، به گونه‏اى که على‏رغم تمهید مقدمات و رعایت اصول ا خلاقى و احکام فقهى همچنان از تیررس شیطان در امان نباشد و از تهدید نفس اماره و آلوده شدن مصون نباشد ، باید ازدواج کند. پرواضح است که به محض احساس چنین حالتى نباید به سراغ ازدواج رفت ، بلکه ابتدا باید به سراغ کنترل خواسته‏ها رفت و در این مورد تدابیرى را به کارگرفت و از طریق رعایت احکام فقهى و اصول و مقررات اخلاقى و کنترل رفتارى و فکرى ، خواهش‏هاى زودگذر را محدود نمود و بعد از بکارگیرى این امور اگر علاج نشد و یا این کنترل به قیمت از کف نهادن تمام برنامه‏هاى زندگى و سخت شدن زندگى، ممکن و میسور نگردید در این صورت باید ازدواج نمود.

  • یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟

  • در مورد نحوه‌ خواستگارى و رفتن پسر یا دختر،‌ اسلام هیچ گونه دستور خاصى ندارد و مانند بسیارى از امور دیگر به خود مردم واگذار شده است. استاد مطهرى می‌گوید: «این که از قدیم الایام مردان به عنوان خواستگارى نزد زنان مى رفته اند و از آن‌ها تقاضای همسرى مى کرده اند، از بزرگ ترین عوامل حفظ حیثیت و احترام زن بوده است. طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبیعت زن را گُل، و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. این یکى از تدابیر حکیمانه و شاهکارهاى خلقت است که در غریزة مرد نیاز و طلب و در غریزة زن ناز و جلوه قرار داده است. خلاف حیثیت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود. براى مرد قابل تحمّل است که از زنى خواستگارى کند و جواب رد بشنود و آن گاه از زن دیگرى خواستگارى کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنى رضایت خود را به همسرى با او اعلام کند اما براى زن که می‌خواهد محبوب و معشوق و مورد توجه و علاقه باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حکومت کند، قابل تحمل و موافق غریزه نیست که مردى را به همسرى خود دعوت کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگری رود».(1)

  • عشق جاذبه و کشش قلبی انسان به سوی کمال و جمال است. زیبایی یکی از کمالات است و زیبایی مطلق خدا است، پس در واقع عشق، کشش قلب انسان به سوی خدا است عشق، انسان را از خودخواهی نجات داده و او را متوجه بیرون از وجود خود می‌کند. اگر عشق انسان به دیگری، خالی از هوای و هوس باشد نشانه‌ای از عشق به کمال مطلق است، ولی بین عشق و هوای نفس شهوت‌گرایی فرق است ما خیلی از جوانان این دو را با یکدیگر اشتباه می‌کنند.

صفحه‌ها