مشاوره

  • در نامه به خوبی به موضوع احساسی بودن دختر ها و دغل بازی پسر ها اشاره کرده اید و این واقعیتی است که شاید تنها از بخشی از آن آگاهی داشته باشید ، اما همین که این مسئله را دریافتید ، بسیار اهمیت دارد . چه بسیار دخترانی که فریب حرف های پسر ها را خورده و زود تسلیم آن ها می شوند و به دام می افتند و این موضوع اختصاص به شهری یا روستایی بودن ندارد . شما زود به این امر پی برده اید. متأسفانه برخی از رفتارهای تان ، مثل همان صحبت کردن اشتباه بود . مسئله هوس رانی و لاس زدن که اشاره کردید ، کاملا درست است .

  • پرسش: دوستی دارم که به مسائل دینی پای‌بند نیست و هر چیزی را با عقل خود می‌سنجد و با افراد ناباب معاشرت می‌کند. می‌گوید آن‌ها نمی‌توانند بر عقاید من اثر بگذارند. در مورد ایشان مرا راهنمایی کنید. پاسخ: اشتباه دوست جوان شما در دو چیز است: اوّلاً تحلیل درست از مسائل شرعی ندارد و فکر می‌کند همه چیز با عقل و خِرَد قابل ارزش‌گذاری است، در حالی که عقل (هرچند در احادیث به عنوان حجت باطنی قلمداد شده است(1) اما کارکرد آن محدود و مشخص می‌باشد. عقل در اثبات خدا و نبوت میزان است، یعنی از طریق استدلال عقلی می‌توان خداوند و ضرورت نبوت را اثبات کرد،‌ ولی در امور جزئی و فرعی مانند احکام عملیه و یا اسرار احکام، عقل قادر به شناخت و یا دخالت در آن‌ها نیست، مثلاً نمی تواند بفهمد چرا نماز صبح دو رکعت است؟ چرا قمار با پاسور حرام است؟

  • همه انسان ها نیازمند به محبت هستند و این نیاز درزنان و دختران به جهت رقیق تر بودن حس عاطفه و احساس در آنها بیشتر است . به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس کشش و نیاز به او می کنند. در عین حال انسان ها در درون خود از نیروی عقل و خرد نیز برخوردار هستند و این موجب می شود که در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهد و با احتیاط و دور اندیشی عمل نماید. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد خطر آفرین خواهد بود و به همین خاطرانسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام روابط دوستی باید در چارچوب خاص و در حد اعتدال قرار گیرد، زیرا اگر از آن حد خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد، که از جملة آن: ضربة روحی و مشکلات عاطفی پس از قطع رابطه است. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: "با دوست خود در حد اعتدال دوستی کن، زیرا ممکن است آن دوست روزی دشمن تو گردد. در دشمنی نیز معتدل باش، زیرا ممکن است دشمن روزی دوست تو شود".(1) البته طبیعت دوران بلوغ، عامل مؤثری در شکل گیری دوستی های افراطی است. شروع این دوستی حدود 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است. پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد،(2) و رابطه منطقی تر می شود. برای رهایی از وابستگی به دوست و برخورد با دوستی افراطی به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • به موضوعی در سؤال اشاره نمودید که بسیار حساس و مهم است و هر گونه تصمیم احساسی و بدون درایت و دوراندیشی، می‌تواند آثار و نتایج نامطلوبی در زندگی بر جای گذارد که تمام زندگی آینده‌تان را تحت الشعاع خود قرار دهد. ما به عنوان مشاور می‌توانیم تنها ابعاد مختلف این موضوع را برایتان روشن نماییم تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید اما تصمیم نهایی با خودتان است.

  • در پرسش دو مطلب مورد سؤال قرار گرفته است:‌ 1ـ حکم شرعى روابط دختر و پسر. 2ـ اگر روابط دختر و پسر ایراد شرعی دارد، دلیل و حکمت آن چیست؟ الف) بیان حکم شرعی: صحبت کردن مرد با زن نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت نباشد،‌ مانعی ندارد،‌ ولى روابط دختر و پسرى که نامحرم هستند و نگاه کردن یا صحبت نمودن آن ها با قصد لذت جایز نیست. چنان که توقف نمودن و خلوت کردن آن ها در محیطى که محل رفت و آمد نیست، حرام مى باشد، اگر چه بانگاه کردن یا صحبت التذاذى همراه نباشد.

  • در ابتدای سخن لازم است بگوییم فردی در زندگی نیاز به برنامه ریزی دارد که اوّلاً کار و فعالیت در خوری دارد. ثانیاً برای کار خود ارزش و اهیمت قائل است،‌ ثالثاً میل دارد هر کاری به نحو احسن و به شکل شایسته ای انجام شود. امروزه این دیگر یک شعار نیست بلکه یک حقیقت است که «هیچ موفقیتی بدون یک برنامه ریزی درست متصور نیست». منظور از برنامه ریزی، اختصاص ساعت یا ساعاتی از عمر به کاری خاص است، به طوری که هم کارها در وقت خود و طبق زمان بندی قبلی به انجام رسد و چیزی از آن باقی نماند. در نتیجه هر برنامه ریزی مفید و کاملی مستلزم چندین کار است که به ترتیب در ذیل خواهیم آورد:

  • اصولاً هر امتحان و آزمونی، هیجان و اضطراب را دارا می باشد، زیرا انسان دوست ندارد در موقعیت آزمون و ارزیابی قرار گیرد. از این رو فرایند ارزش یابی به هر صورت که باشد، چندان خوشایند نیست و چه بسا وجود مقدار کمی از اضطراب در دانش آموزان در مورد مدرسه و امتحان ضروری باشد اما اگر از حد اعتدال خارج شد، افت تحصیلی را در پی خواهد داشت، زیرا اضطراب، زمینة فراموشی های زودگذر و خطای ادراک را فراهم می کند. در این میان کودکان و نوجوانان کمرو بیش از دیگران دچار اضطراب می شوند.

  • پرسش : دانش‏آموز مقطع پیش دانشگاهى هستم. مشکلى که امسال براى من پیش آمده آن است که با وجود این که شاگرد اوّل کلاس هستم، در فعّالیت‏هاى داخل کلاس شرکت کمى دارم. جرأت جواب دادن ندارم و در برقرارى ارتباط با دیگران ناتوان هستم و تاحدى خجالت مى‏کشم. لطفاً مرا راهنمایى کنید. پاسخ: دوست گرامى! نشانه‏هاى گفته شده همه حاکى از احساس حقارت (کوچکى) و عدم اعتماد به نفس است که خودتان نیز بدان اشاره کرده‏اید. قطعاً در پیدایش این معضل، عواملى دخیل بوده است که شناخت آن در درمان احساس حقارت و اصلاح رفتار بسیار مهم و حیاتى است، ولى متأسفانه در نامه در این باره توضیحى نداده‏اید، یعنى باید مشخص شود دانش آموزى که در طول تحصیلات خود در مقطع راهنمایى و دبیرستان، در برقرارى ارتباط و جواب گویى به سؤال معلّم مشکلى نداشته، چگونه یک مرتبه در پیش دانشگاهى با وجود این که شاگرد اوّل است، احساس خود کم بینى دارد؟ از این رو لازم است با خود بیندیشید چرا امسال خود را پایین‏تر از دیگران مى‏بینم؟ چه اوضاعى عوض شده است؟ آیا محیط فرهنگى، عوامل تربیتى و یا برخورد والدین در این جهت مؤثر بوده است؟ پس از شناخت عامل مذکور که در نامه بعدى بدان اشاره مى کنید، باید وارد عمل شوید و عوامل را بر طرف کنید و بدانید:

  • پرسش : خانمى 33 ساله هستم که از نوزده سالگى تا به حال، در مورد خدا و معصومان دچار توهمات مى‏شوم و در ذهنم نسبت بد به مقدسات مى‏دهم. مى‏گویم کافر شده‏ام، در حالى که به خدا ایمان دارم و این افکار را درست نمى‏دانم، خود را گناهکار مى‏دانم و گریه مى‏کنم و افسوس مى‏خورم. آیا کافر و نجس شده‏ام؟ براى خلاصى از این افکار چه راه حلى وجود دارد؟

  • گناه هر چه باشد، با توبه پاک مى‏شود، عفو عمومى و فراگیر، پیام مهم آیه‏اى از قرآن مجید است: « قُلْ یا عِبادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلىَ أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَِْ اللهِ اًِّنَّ الله یَغْفِرُالُّذنُوبَ جَمِیعاً؛ بگواى بندگان من که بر خود ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را خواهد بخشید.»88 کسى که با نامحرم دوست بوده و گناهى مرتکب شده، اگر از کردار خود پشیمان و برترک آن مصمم باشد، گناهش بخشیده مى‏شود.

  • واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای آدمی را شکل می‌دهد و به گونه‌های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى‌خواهد مردان و زنان مسلمان، از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله‌هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند، با حساسیت ویژه، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته‌هاى نفسانى، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه‌دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده، از جمله آن احکام، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است.

  • در نامه به خوبی به موضوع احساسی بودن دختر ها و دغل بازی پسر ها اشاره کرده اید و این واقعیتی است که شاید تنها از بخشی از آن آگاهی داشته باشید ، اما همین که این مسئله را دریافتید ، بسیار اهمیت دارد . چه بسیار دخترانی که فریب حرف های پسر ها را خورده و زود تسلیم آن ها می شوند و به دام می افتند و این موضوع اختصاص به شهری یا روستایی بودن ندارد . شما زود به این امر پی برده اید. متأسفانه برخی از رفتارهای تان ، مثل همان صحبت کردن اشتباه بود . مسئله هوس رانی و لاس زدن که اشاره کردید ، کاملا درست است .

  • در آغاز باید دید منشأ پیدایش غضب چیست؟ هر ناراحتى موجب شعله ور شدن آتش غضب نمى گردد، بلکه خشم آن گاه زبانه مى کشد که انسان خود را حریف طرف مقابل و شخص مغضوب ببیند و لااقل خود را با او متساوى و در یک مرتبه احساس کند، امّا اگر از عمل و برخورد فرد قدرتمندى ناراحت گردد، اگر چه غم و حزن در قلب او پدیدار مى شود، امّا چون از انتقام ناتوان است،‌ چاره اى ندارد جز این که غضب خود را فرو برد. این خشم به باطن بر مى گردد و عقدة درونى ایجاد مى کند و به کینه تبدیل مى شود.(1)

  • به نظر ما تا زمانی که دختر از علاقه پسر به خود مطمئن نشده، اظهار علاقه به او شایسته و به نفع دختر نمی‌باشد حتى اگر اطمینان به علاقه پسر داشته باشد، بهتر است ابراز علاقه توسط پسر صورت گیرد. اگر دختر بخواهد علاقه خود را به پس اظهار نماید، بهتر است این کار غیر مستقیم و از طریق واسطه (مثلاً مادر یا خاله) صورت گیرد، زیرا قانون طبیعی، مرد را خواستگار و عاشق زن قرار داده و زن را معشوق، بنابر این بهتر است به صورت روال طبیعی، مرد خواستگار زن باشد.

  • پرسش: دختری هستم که به یکی از همکلاسی‌هایم به شدت علاقه‌مند گشته،‌ به هیچ عنوان نمی‌توانم دوری‌اش را تحمل کنم. ضربات روحی بر من وارد شده و بسیاری زودرنج شده‌ام و اضطراب دارم، مرا راهنمایی کنید. پاسخ: دوست و دوست‌یابی یکی از نیازهای واقعی زندگی است، در این جهت باید رعایت میانه‌روی شود. علاقه شما به دوستتان، احساسی پاک و لطیف است اما همواره باید عواطف با خردمندی همراه باشد. به نظر می‌رسد عقل و منطق این مقدار علاقه را تأیید نمی‌کند. با خود فکر کرده‌اید که چرا شما فقط دچار این وضع روحی شده‌اید؟ اگر این حد وابستگی مطلوب است، چرا دیگران این طور نیستند؟ شما می‌گویید: «دوستم، آن گونه که دوستش دارم، نیست» کاملاً روشن و بدیهی است. دوستی شما در حد افراطی و نا متعادل است و کار دوستتان منطقی و معقول است، پس اشکال در او نیست. توجه به این مسئله شما را به بازنگری در برخوردتان هدایت خواهد کرد.

  • یکی از ویژگی‌های نوجوانان و جوانان به خصوص دختران، متفاوت بودن شخصیت، اخلاق و رفتارشان در خانواده و بیرون از آن است. برخی در جمع خانوادگی از آرامش روحی و روانی خاصی برخوردارند. اعصاب راحت و چهر‌ه‌ای خندان و با نشاط دارند، ولی در بیرون از منزل، اضطراب و ترس و افسردگی و احساس تنهایی دارند و برای برقراری ارتباط و دوستی با دیگران از توان و انرژی کمی برخوردارند.

  • اوّلاً تنها شما نیستید که این مشکل را دارید، بلکه یکی از ویژگی‌های دوران نوجوانی و جوانی (که دوران گذر و دگرگونی جسمی، روحی، فکری و عقیدتی است)، «زودرنجی» است. روان‌شناسان معتقدند که «حساسیت‌ها و هیجانات، از ویژگی‌های ثابت نوجوانی و جوانی است، و کمتر جوانی را می‌بینیم که درگیر این مسایل نباشد. این امر اغلب ناشی از دگرگونی‌های مربوط به ترشح غُدَد، میزان هورمون‌ها و نوع تربیت گذشته است که در جمع وضع زندگی عاطفی او را تغییر می‌دهند»(1).

  • یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟

  • پرسش: در سنی هستم که دوست دارم ازدواج کنم و این مطلب به صورت غیر مستقیم به پدر و مادرم گفته‌ام اما آنها می‌گویند باید معلم شوی، بعد با معلم ازدواج کنی. هرچه سنم بالاتر می‌رود، تمایل به ازدواج در من کم‌تر می‌شود، مرا راهنمایی کنید. پاسخ: ازدواج و انتخاب همسر حق طبیعی شما است و تعیین زمان آن نیز با خودتان است، ولی با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه تا حدود زیادی این انتخاب از دست دختران خارج است، چون پسر است که به خواستگاری دختر می‌رود، از این رو اعلام آمادگی شما به مادر نیز موضوع را حل نمی‌کند. در این صورت اگر به کسی دلبستگی دارید با می‌دانید خواهان شما است، او باید به خواستگاری شما بیاید.

  • پرسش: دو خواستگار دارم که یکی آینده‌اش خوب است، اما هیچ احساسی نسبت به او ندارم. مورد دیگر که آینده خوبی ندارد و معتاد است، اما خیلی دوستش دارم، ولی خانواده‌ام موافق نیست، مرا در انتخاب راهنمایی نمایید. پاسخ: از این که ما را امین خود دانسته و به ما اعتماد کرده و مسایل خود را با ما در میان نهاده‌اید، سپاسگزاریم. امیدواریم در حل مسئله‌ای که در پیش رو دارید، بتوانیم کمک نماییم.

  • یکی‌ از مسائلی‌ که‌ در ایام‌ نوجوانی‌ و جوانی‌ مطرح‌ است‌، افراط در دوستی‌ و محبت‌ به‌ هم‌سالان‌ است‌. متأسفانه‌ این‌ حالت‌ در شما دیده‌ می‌شود ( حتی به حدی که نمی توانید با او یک رابطه عدی داشته باشید و به طور عادی سخن گویید.) دستور اسلام‌ میانه‌ روی‌ در رفاقت‌ و مهرورزی‌ است‌. امام‌ علی‌ (ع‌) می‌فرماید: "با دوست‌ مورد علاقه‌ ات‌ به‌ مدارا دوستی‌ کن‌ ؛ شاید روزی‌ دشمنت‌ گردد، و در اظهار بی‌ مهری‌ نسبت‌ به‌ کسی‌ که‌ مورد خشمت‌ قرار گرفته‌ مدارا کن‌ ؛ شاید روزی‌ دوستت‌ شود".(1)

  • خانواده یک واحد کوچک اجتماعى است که همانند اجتماع بزرگ نیاز به رهبر و سرپرست دارد. قرآن مجید تصریح کرده که مدیریت خانواده بر عهده مرد است: "الرّجال قوّامون على النّساء؛ مردان سرپرست و عهده دار امور زنان هستند".(1) البته منظور از سرپرستى و مدیریت، استبداد و زورگویى نیست، بلکه منظور، اداره امور و هدایت زندگى و تأمین معیشت است. این موقعیت به خاطر خصوصیات جسمى و روحى مردان است مانند: داشتن بنیه بدنى و نیروى جسمى و غلبه قوه تفکّر مدیریتى بر نیروى عاطفه.

  • عشق به جنس مخالف تا هنگامی که در حد احساس قلبی است و منجر به ابراز و روابط نامشروع نشده است، از نظر اسلام حرام و مردود نیست و گفتن این که تو را دوست دارم، به خودی خود گناه نیست اما با توجه به این که چنین عشقی برخاسته از طوفان غریزه جنسی است، بدون اشکال نیست،‌ به خصوص آن که در مرحله گفتن باقی نماند و به طور طبیعی، پس از اظهار عشق، روابط دیگری شکل می‌گیرد. متأسفانه از مسیر معیّن، خارج می‌گردد و مراحل بعدی قابل کنترل نیست.

  • دوست داشتن جنس مخالف تا زمانی که به صورت عمل غیر شرعی ظاهر نشود، گناه نیست، اما ادامه این حالت ممکن است آثار نامطلوب اجتماعی و روانی برای انسان در پی داشته باشد، بنابر این لازم است در چنین صورتی، مسئله را به نوعی حل نماید و باقی ماندن بر این حالت پسندیده نیست. اگر دوستی پسر برخاسته از هوی وهوس نباشد و او را برای ازدواج و انتخاب همسر مناسب می‌داند و شرایط پسر برای ازدواج مناسب باشد، بهتر است این موضوع را به گونه‌ای به آگاهی شخص مورد نظر برساند تا اگر علاقه دو طرفه باشد، برای خواستگاری اقدام نماید اما اگر چنین نبود،‌ این مسئله پایان یابد. در ضمن انسان نباید بر اساس خواهش دل و هوای نفس رفتار نماید؛ زیرا موجب تضعیف اراده شده و در کارها انسان را از عمل مثبت و پرهیز از گناه باز می‌دارد.

  • به موضوعی در سؤال اشاره نمودید که بسیار حساس و مهم است و هر گونه تصمیم احساسی و بدون درایت و دوراندیشی، می‌تواند آثار و نتایج نامطلوبی در زندگی بر جای گذارد که تمام زندگی آینده‌تان را تحت الشعاع خود قرار دهد. ما به عنوان مشاور می‌توانیم تنها ابعاد مختلف این موضوع را برایتان روشن نماییم تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید اما تصمیم نهایی با خودتان است.

  • این موضوع را نباید به خواستگارش بگوید، زیرا با این بیان خواستگار بدبین و بی‌اعتماد می‌شود و چه بسا از ازدواج پشیمان گردد. دلیلی ندارد انسان همه چیز را به خواستگارش بگوید. بعضی از مسائل باید به عنوان اسرار درونی حفظ کرد. اگر گناهی بوده، پشیمانی از گناه و طلب مغفرت از خدا کافی است.

  • علاقه داشتن به کسی یا عاشق او بودن تا زمانی که موجب بروز عمل غیر شرعی نشود، از نظر فقهی اشکال ندارد؛ اما استمرار این حالت، ممکن است آثار روانی و اجتماعی نامطلوبی داشته باشد. بنابر این بهتر است با این مسئله به صورت منطقی و معقول برخورد شود. اگر عشق و علاقه به جنس مخالف (پسر) باشد و او نیز به دختر علاقه‌مند باشد، تنها راه معقول و مشروع خواستگاری و ازدواج است. ادامه علاقه و عشق دو طرف، بدون در نظر داشتن مقررات شرعی، موجب بروز مشکلات فراوان برای هر دو طرف می‌شود، اما اگر علاقه یک طرفه باشد، مانند علاقه دختر به پسر که علاقه نداشته یا از آن بی‌خبر باشد حتى اگر علاقه مفرط نباشد و به صورت عشق به معنای اصطلاحی آن درنیاید، در صورت استمرار، از آسیب در امان نیست. اگرچه در این دوران، علاقه و محبت تا حدی طبیعی به نظر می‌رسد و پس از طی این دوران به تعادل می‌رسد، اما عدم کنترل احساس و عواطف در این دوران، موجب خارج شدن از حیطه اختیار آدمی می‌شود و انسان را به نتایجی که اشاره شد، سوق می‌دهد.

  • پرسش: پسری را دیدم که یک نگاه کرد و سری تکان داد و مرا کاملاً مجذوب کرد، به نوعی که اصلاً نمی‌خواهم او را از دست دهم. از طرف دیگر به شیک پوشی و عدم رعایت حجاب علاقه دارم، حال اگر از من بخواهد چنین نباشم، چه کنم؟ پاسخ: داستانی که نقل کردید، با خیلی از داستان‌ها تفاوت دارد. شنیدیم کسانی به جهت ایمانی که دارند و به حسابرسی اعمال اعتقاد دارند، نمی‌خواهند آداب دینی را ترک کنند، اما از آن طرف به کسی علاقه‌مند هستند که حجاب را نمی‌پسندند.

  • همه انسان ها نیازمند به محبت هستند و این نیاز در زنان و دختران به جهت رقیق تر بودن حس عاطفه و احساس در آنها بیشتر است . به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس کشش و نیاز به او می کنند. در عین حال انسان ها در درون خود از نیروی عقل و خرد نیز برخوردار هستند و این موجب می شود که در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهد و با احتیاط و دور اندیشی عمل نماید. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد خطر آفرین خواهد بود و به همین خاطرانسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام دوستی ها و علاقه نیز چارچوب خاصی دارد که اگر از آن چارچوب خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد که از جملة آن ، ضربة روحی و مشکلات عاطفی پس از قطع دوستی است. البته طبیعت دوران بلوغ، عامل مؤثری در شکل گیری دوستی های افراطی است. شروع این دوستی حدود 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است. پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد،(1)

  • کم حرف زدن می‌تواند دلائل مختلفی داشته باشد. یکی از علل آن کم حوصلگی است که ناشی از خستگی ذهن یا توجه به مرکز دیگری است. اگر چنین است، فعالیت ذهنی خود را محدود کنید و فکرتان را متمرکز سازید و در وقت حضور در کنار مهمان به چیز دیگر فکر نکنید. اما غالباً علت آن در کم رویی شخص است، در این صورت می‌توان گفت: اکثر قریب به اتفاق مردم، در مواردی از زندگی اجتماعی خود به گونه ای دچار کم رویی شده اند، اما بعضی صرفاً در مواقع و موقعیت های خاص دچار کم رویی می شوند. بعضی در برخی از مواقع و برخی در غالب مواقع و بعضی در همه موقعیت‌های اجتماعی دچار کم رویی می شوند.(1)

  • از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از: 1 – رسیدن به آرامش: در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است. تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن ، خانوادۀ مستقل تشکیل دادن، ارضای کشش‌های نفسانی و غرایز طبیعی و فرزند آوری از نتایج قهری ازدواج، نیز از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکر و جان و احساس رضامندی درونی است.(1)

  • زدست دیده و دل هر دو فریاد هر آن چه دیده بیند، دل کند یاد نگاه به نامحرم یا فیلم و یا منظره‌ای که انسان را به تخیّلات شیطانی و هوس‌های آلوده دچار می‌سازد، جایز نیست، بلکه گناهی است که کم کم باعث تاریکی دل، سلب توفیق و قساوت قلب می‌گردد. البته کسی که ایمان قوی داشته باشد، از دیدن چنین فیلم‌هایی دوری می‌کند، چون خود را در برابر خدا مسئول می‌داند «نگاه کردن، مقدمه اشتغال فکر و خاطره‌های مربوط به آن است و نیروی تخیّل را تحریک می‌کند. پس از نگاه، صحنه‌های مهیّج در ذهن باقی می‌ماند و احساس و اراده انسان را تحت تسلط خوددر می‌آورد و انسان پیرو شهوات خود می‌گردد(1).

  • اگر هدف از آشنایی و به دست آوردن دل پسر، ازدواج و تشکیل خانواده است، شما ویژگی‌ها، صفات، اخلاق و رفتار یک دختر متین و شخصیت‌مدار، با تقوا و مرتبط با خدا را داشته باش، خداوند زمینه ازدواج شما را با پسری همانند خودت فراهم می‌سازد، در این صورت هم متانت و وقار شما حفظ می‌شود وهم از فریب پسرهای هوسباز و چرب زبان در امان خواهی بود.

  • اسلام به طور کلی (خواه دختر و پسر یا زن و مرد نامحرم)به منظور حفظ عفت عمومی ،هر گونه ارتباط نامشروع با نامحرم اعم از سخن گفتن از روی شهوت، نگاه شهوت آمیز، تماس بدنی و عمل زناشویی را ممنوع کرده و بر حیا و عفت و پاکدامنی تأکید نموده است. پیامبر اکرم(ص) از سخن گفتن زن با مرد نامحرمی نهی کرد و فرمود: "هر مرد با زن نامحرمی دست دهد، دچار غضب الهی شود و هر کس با زن نامحرمی همراه شود و در جای خلوتی قرار گیرد، در زنجیری از آتش قرار خواهد گرفت".(1)

  • غریزه جنسی یکی از غرایز انسان است که خداوند آن را به جهت مصالحی در وجود وی قرار داده است. روابط جنسی در اسلام در قالب ازدواج، مشروع است و هدف از آن چند چیزی می‌تواند باشد. از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از: 1 – رسیدن به آرامش: در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است.

  • انسان، به ویژه جوان ونوجوان، به ارتباط اجتماعى نیازمند است؛ زیرا آدمى موجود اجتماعى است و ارتباط با دیگران پاسخ آن نیاز درونى به شمار مى‏آید. انتخاب همسالان و همکلاسى‏ها، مى‏تواند نشان دهنده درایت و تعقل فرد باشد و زمینه رشد فکرى و اجتماعى و علمى‏اش را فراهم آورد؛ به عبارت دیگر، ما از طریق ارتباط با دیگران و انتخاب دوست که به شکل‏گیرى شخصیت انسان مى‏انجامد، یکى از نیازهاى مهم زندگى خودرا برآورده مى‏سازیم.

  • پرسش: با دو نفر به مدت دو تا سه سال دوست بودم. یکی به خواستگاری آمد، جواب رد از خانواده‌ام گرفت، نمی‌خواهم دومی را از دست بدهم، به همین خاطر چند خواستگار را تا کنون رد کرده‌ام. به نظرم پس از ازدواج، چیزی باقی نمی‌ماند تا علاقه و عشق باقی بماند. حال چه کنم؟ پاسخ: به نظر ما باقی ماندن شما بر این حالت، نتیجه مطلوب و سودمندی نخواهد داشت. با واقعیت‌های زندگی باید به شکل مثبت برخورد نمایید.

  • درست است که ما همه از فرزندان آدم و حوا هستیم و خواهر و برادر محسوب می شویم ، اما این نباید دست آویزی برای گناه و معصیت و انجام ناهنجاری های فردی و اجتماعی شود. باید دانست از دیدگاه اسلام اگر رابطه دختر و پسر به صورت سخن گفتن باشد، اشکال ندارد، مگر آن که از روی لذت و شهوت باشد. سخن گفتن از روی شهوت و هوس ، مقدمه برای ارتباط های بعدی و روابط نامشروع می گردد.

  • این سؤال از برخی جهات شفاف نیست. آیا سؤالی مربوط به خودتان است که یک دختر هستید، یا مربوط به پدر و مادر و بزرگتر نسبت به یک جوان؟ پسر است یا دختر؟ روشن است که هر یک از فرض‌ها، پاسخ‌های جداگانه‌ای دارد. از آن جا که روح جوان، آسیب‌پذیر است و در برابر برخورد قهرآمیز واکنش نشان می‌دهد، باید مواظب بود لطمه‌ای به شخصیت افراد وارد نشود. استقلال طلبی از ویژگی دوره جوانی است. جوان دوست ندارد او را کنترل کنند. احساس می‌کند بزرگ شده، از این رو می‌خواهد در مورد خود، مثل فردی مستقل عمل کند، پس باید از تحمیل آرا و عقاید به جوان خودداری کرد.

  • همه انسان ها نیازمند به محبت هستند و این نیاز درزنان و دختران به جهت رقیق تر بودن حس عاطفه و احساس در آنها بیشتر است . به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس کشش و نیاز به او می کنند. در عین حال انسان ها در درون خود از نیروی عقل و خرد نیز برخوردار هستند و این موجب می شود که در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهد و با احتیاط و دور اندیشی عمل نماید. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد خطر آفرین خواهد بود و به همین خاطرانسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام روابط دوستی باید در چارچوب خاص و در حد اعتدال قرار گیرد، زیرا اگر از آن حد خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد، که از جملة آن: ضربة روحی و مشکلات عاطفی پس از قطع رابطه است. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: "با دوست خود در حد اعتدال دوستی کن، زیرا ممکن است آن دوست روزی دشمن تو گردد. در دشمنی نیز معتدل باش، زیرا ممکن است دشمن روزی دوست تو شود".(1) البته طبیعت دوران بلوغ، عامل مؤثری در شکل گیری دوستی های افراطی است. شروع این دوستی حدود 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است. پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد،(2) و رابطه منطقی تر می شود. برای رهایی از وابستگی به دوست و برخورد با دوستی افراطی به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • نه همه پسرها در صدد ضربه زدن و تحقیر شخصیت دخترها هستند و نه همه دخترها در معرض این مشکل قرار دارند. دخترانی که ظاهر خویش را با حجاب و باطن‌شان را با یاد و تقوای الهی آراسته کرده‌اند و در رفتارهای اجتماعی، متانت و وقار انسانی و اسلامی خود را حفظ می‌کنند، در معرض متلک پسران آلوده قرار نمی‌گیرند یا کمتر قرار می‌گیرند. پسرهای آلوده به دلیل ضعف تربیت خانوادگی یا آلودگی دوستان، محل کار، محل تحصیل و دور بودن از خدا و تقوا و تعالیم حیات‌بخش اسلام، در صدد اذیت و آزار دخترانی بر می‌آیند که معمولاً بانوع لباس و رفتارهای خود، به گونه‌ای آمادگی خویش را برای شنیدن متلک اعلام می‌کنند. این گونه افراد دنبال هدف و نتیجه خاصی نیستند، بلکه تنها در صدد لذت‌جویی و هوسرانی‌اند و با واکنش دختران، میزان آمادگی آنان را جهت ارضای هوسرانی خویش ارزیابی می‌کنند. اینان پس از مدتی به سراغ دختر دیگری می‌روند و گاهی همزمان با چندین نفر ارتباط دارند و معمولاً به دروغ اظهار عشق و علاقه می‌کنند و می‌گویند به غیر از شما با کسی ارتباط ندارد.

  • وقتى سخن از سن ازدواج مى‏شود دو نکته را باید مد نظر داشت: 1- ازدواج یک زمان صد در صد معین شده و قانون ثابتی براى همه انسان‏ها ندارد. 2- سن ازدواج علاوه بر نیاز فردی ، از شرایط اجتماعى و نیاز نوعى نیز متأثر مى‏گردد. زمان ازدواج به چند عامل بستگى دارد: 1ـ از نظر فقهی براى افرادى که به وسیله ازدواج نکردن به گناه آلوده مى‏شوند ازدواج نمودن واجب است و بر اساس این معیار زمان و سن خاص را نمى‏توان معرفى نمود . هر زمانى و در هر سنى که حفظ گوهر پاکى برای او سخت گردد ، به گونه‏اى که على‏رغم تمهید مقدمات و رعایت اصول ا خلاقى و احکام فقهى همچنان از تیررس شیطان در امان نباشد و از تهدید نفس اماره و آلوده شدن مصون نباشد ، باید ازدواج کند. پرواضح است که به محض احساس چنین حالتى نباید به سراغ ازدواج رفت ، بلکه ابتدا باید به سراغ کنترل خواسته‏ها رفت و در این مورد تدابیرى را به کارگرفت و از طریق رعایت احکام فقهى و اصول و مقررات اخلاقى و کنترل رفتارى و فکرى ، خواهش‏هاى زودگذر را محدود نمود و بعد از بکارگیرى این امور اگر علاج نشد و یا این کنترل به قیمت از کف نهادن تمام برنامه‏هاى زندگى و سخت شدن زندگى، ممکن و میسور نگردید در این صورت باید ازدواج نمود.

  • یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟

  • اگر هدف این است که با جلب نظر پسر زمینه برای ازدواج فراهم شود، لازم است پیش از ابراز عشق و علاقه خویش، با دقت و حوصله کافی در مورد شایستگی‌های پسر تحقیق کنید تا خصوصیات اخلاقی، روحی و فکری، نیز میزان صداقت، امانتداری و پایبندی‌اش به وعده‌ها و ایمان و اعتقاداتش معلوم گردد. همچنین از اصالت خانوادگی و اقوام نزدیک و دوستانش اطلاعاتی کسب کنید. بهتر است تحقیق به وسیله اعضای خانواده یا یکی از اقوام و آشنایان نزدیک انجام گیرد. پس از احراز صلاحیت و شایستگی وی برای تشکیل خانواده، می‌توانید به کمک یکی از اعضای خانواده یا اقوام و آشنایان خویش با خانواده یا دوستان یا با خود پسر رابطه برقرار کنید و با فراهم نمودن زمینه مناسب برای گفتگو، بحث ازدواج مطرح شود.

  • میدان دادن به پسران و حرمت شکنی در جامعه، ناشی از جوان بودن جامعه ایران، عدم نظارت دستگاه‌های نظارتی، و بی توجهی خانواده‌ها به مسائل تربیتی فرزندان، فقر و بیکاری و عدم اشتغال جوانان است. بنابر این موضوع ساده‌ای نیست که بتوان به سرعت با آن رویارویی کرد. از یک سو کار اقتصادی و از طرف دیگر کار فرهنگی و تربیتی لازم دارد که باید همراه با هم صورت گیرد تا نتیجه مطلوب حاصل شود. البته موضوع در بعضی از شهرها کنترل شده، به تناسب کارهایی که انجام شده، مزاحمت‌ها کم‌تر شده است. در بعضی از شهرها به دلیل بیکاری جوانان و فقر مادی و معنوی مزاحمت‌ها بیش‌تر است. امیدواریم با سیاست‌های مدبرانه دولت و همکاری مردم و با رشد سطح فرهنگی عمومی، شاهد ناهنجاری‌ها نباشیم.

  • این مسئله به طور کلی صحیح نیست ، مثلا در خانواده ای که چند پسر باشند و یک دختر، تک دختر مورد توجه بیشتری است. در عین حال نمی توان نادیده گرفت که در بسیاری از خانواده ها به پسران بیشتر اهمیت می دهند که این موضوع ریشه در علل و عوامل بسیاری دارد که برخی از آنها چنین است: 1- بى خبرى و ناآگاهى آنان از معارف دین مقدس اسلام . درآیات و روایات نه تنها ترجیحی بین جنس دختر با پسر صورت نگرفته است ، بلکه در روایات به موضوع توجه بیشتر والدین به دختر به خاطر احساس و عواطف رقیق تر آنان سفارش شده است.

  • بسیاری از دوستی‌های دختران و پسران در جامعه ما، دارای کارکرد روانی اجتماعی است، یعنی دختران و پسران به دنبال یافتن یک پایگاه روانی و اجتماعی مطمئن هستند. دختران و پسران که به نوعی از وضع روانی و اجتماعی خویش ناراضی‌اند و خود را سرگردان و آشفته می‌یابند، از طریق برقراری روابط با جنس مخالف، در صدد کسب رضایت و کفایت اجتماعی‌اند. پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی و دختران، داشتن دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود تلقی می‌کنند.(1) از این رو می‌توان گفت در افرادی که درون خانواده از نظر عاطفی و احساسی ارضا نمی‌شوند و کمبود محبت دارند، انگیزه برای برقراری چنین ارتباط‌هایی بیش‌تر است. در عین حال که ایمان و اعتقاد به خداوند و نیروی درونی یعنی حیا مانع ارتباط ناسالم است، پس کسانی که فاقد این نیروی درونی‌اند، برای برقراری ارتباط مانعی نمی‌بینند.

  • میل و کشش زن و مرد به یکدیگر، در وجود انسان به صورت طبیعی است، حتى خداوند این مسئله را از آیات و نشانه‌های خود دانسته است. چون احکام دین اسلام بر اساس نیازهای فطری انسان‌ها بیان شده، پاسخ متناسب با هر نیازی را نیز در نظر گرفته است. پاسخ به میل و کشش دو جنس مرد و زن را خداوند به صورت ازدواج قرار داده است، تا دو زوج کنار هم و با محبت و دوستی به آرامش و خوشبختی نائل شوند.

  • از دوره نوجوانی (که بلوغ جنسی رخ می‌دهد) میل جنسی و علاقه به جنس مخالف برای دختران و پسران،‌ امری طبیعی است در این جهت دختران و پسران فرقی ندارند، اما به جهت وجود عواطف و احساسات بیشتر در دختران، این تمایل شاید در آنها بیشتر باشد، به خصوص اگر درون خانواده از نظر عاطفی و احساسی ارضا نشوند و کمتر به آنها توجه صورت گیرد. در عین حال ایمان و اعتقاد به خداوند و نیروی درونی یعنی حیا مانع ارتباط ناسالم می‌شود. کسانی که فاقد این نیروی درونی‌اند، برای برقراری ارتباط مانعی نمی‌بینند و در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست.

  • انگیزه‌های دوستی دختران و پسران معمولاً برای آنها مبهم است، ولی از نظر یک انگیزه اجتماعی، باید بگوییم که پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی می‌کنند؛ دختران نیز داشتن دوست پسر را جاذبه فردی و اجتماعی برای خود می‌شمارند. به همین دلیل در بین افرادی که این افکار وجود دارد، نداشتن دوست دختر و یا دوست پسر، نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقی می‌شود. دختران و پسرانی که به نوعی از وضع روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند و خود را سرگردان و آشفته می‌یابند، از طریق برقراری ارتباط پنهانی با جنس مخالف، در صدد کسب رضایت و اطمینان خاطرند.

صفحه‌ها