لطفا چند روايت در مورد رسيدگي به خانواده و اهميت دادن به امور همسر و فرزندان بفرماييد

لطفا چند روايت در مورد رسيدگي به خانواده و اهميت دادن به امور همسر و فرزندان بفرماييد. بعضيها به طور افراطي به امور معنوي مي‌پردازند و از خانواده غافل مي‌شوند.

پاسخ:

 رسول اكرم صلى الله عليه و آله :خَيرُكُم خَيرُكُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَيرُكُم لأَهلى ما أَكرَمَ النِّساءَ إلاّ كَريمٌ و َلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئيمٌ؛1
بهترين شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر باشد، و من از همه شما براى خانواده ام بهترم، زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى كند مگر شخص پَست و بى مقدار.

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ عَلَى أَهْلِ بَيْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِيَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُم‏2
مرد، سرپرست خانواده است و درباره آنان از او سئوال مى شود و زن، سرپرست خانه شوهرش و فرزندان اوست و درباره آنان از وى سئوال مى شود.

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
يا على: لا يَخدِمُ العِيالَ إلاّ صِدّيقٌ أَو شَهيدٌ أَو رَجُلٌ يُريدُ اللّه  بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ؛3
يا على: به خانواده خود خدمت نمى كند مگر صدّيق يا شهيد يا مردى كه خداوند خير دنيا و آخرت را براى او مى خواهد.

ربيع بن زياد عرض کرد يا اميرالمؤمنين (ع) از دست برادرم عاصم بتو شکايت ميکنم. فرمود چرا؟
عرض کرد چون بکلي از دنيا اعراض کرده و بيک عبا اکتفاء نموده است. فرمود او را حاضر سازيد. عاصم را حاضر کردند، حضرت در مقام توبيخ فرمود: «اي دشمن حقير و زبون نفس خود، خبيث (شيطان) ترا سردرگم کرده، بعيال و همسر و فرزندات رحم نداري؟ بدنت را بر تو حقي است، و مهمانهايت را بر تو حقي هست، بخيال تو خدا از تو ملاحظه و ترسي داشت با اينکه ميل نداشت از طيبات دنيا استفاده نمائي آنرا بتو حلال کرد!؟ نو زبون تر و پست تر از آني که خدا بملاحظه تو برخلاف اراده ي خود امري را اظهار نمايد.

عرض کرد: يا اميرالمؤمنين پس چرا خودت در لباس و غذا چنين بخود سخت ميگيري؟ فرمود: من با تو فرق بسيار دارم. من پيشواي امتي هستم، که هنوز در ان مستمندان و بيچارگان! زياد هستند. من زندگي خود را تا سرحد زندگي آنها فرو مي آورم تا تنگدستي آنها را تحت فشار قرار ندهد» 4

 

1-نهج الفصاحه ص472 ح 1520
2- مجموعه ورام ج1 ، ص6
3-جامع الاخبار (شعیری) ص103 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج101، ص132
4-  نهج البلاغه کلام شماره 9.