روش تحلیل سیاسی

با بررسی روش تحلیل در این آیات و آیات مشابه، می‌توان به روش قابل قبولی در تحلیل دست یافت و برای تحلیل هر موضوعی، از آیات مربوطه استفاده کرد. مانند قضیة موسی و خضر[1] که تحلیل دقیق و عمیق از روش و سیاست ادارة جامعه می‌باشد، یا ماجرای قارون[2] و قضیة صاحبان باغ[3] که تحلیلهای اقتصادی - اجتماعی هستند، و یا جریانات حضرت ابراهیم (ع) یا حضرت سلیمان (ع) و ملکه سبأ یا حضرت داود (ع) یا حضرت عیسی (ع) و سایر انبیا که هر کدام گوشه‌ای از مسائل سیاسی و اجتماعی را در بر دارند، و با تحقیق گسترده از این دیدگاه، می‌توان بهترین و مفیدترین روشهای تحلیل را به دست آورد.

غیر از قضایای انبیای گذشته، قرآن کریم در بیان مسائل زمان پیامبر اسلام (ص) در مکه و مدینه و جنگ و صلح یا جریانات و وقایع مربوط به منافقین، کفار، مشرکین و سایر باطل‌گرایان، و نیز سایر امور مربوط به مسلمین و مؤمنین، روشهای زیبایی به کار گرفته است که در مبحث روش تحلیل سیاسی اسلامی می‌تواند راه‌گشا باشد.

علاوه بر قرآن کریم، از احادیث - که اقیانوسی بیکران و سرشار از گوهرهای گرانبها هستند - می‌توان روشهای تحلیل اسلامی را به دست آورد و اگر فقط به «نهج البلاغه» مراجعه شود، در می‌یابیم که انواع مسائل پیچیدة سیاسی را با بهترین روش، بیان و تحلیل کرده است. مانند خطبة قاصعه[4] که حضرت از جوامع انسانی و رشد و سقوط آنها و علل و عوامل یا زمینه‌های عزّت و ذلّت جوامع، تحلیل گسترده ای دارند و از عصبیتهای کور جاهلی سخن می‌گویند، و تاریخ تحلیل قسمتی از زندگانی پیامبر (ص) را شرح می‌دهند.

یا در فرمان به مالک اشتر انواع مسائل سیاسی، عقیدتی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی را بیان فرموده، تحلیل می‌فرمایند. بررسی روشهای تحلیل حضرت در مسائل گوناگون می‌تواند بهترین وسیله برای شناخت روشهای تحلیل اسلامی باشد.

البته در این مورد هنوز کار گسترده‌ای انجام نشده و امید است که صاحب نظران اسلامی این جای خالی را در آینده‌ای نزدیک پر کنند.

بنابراین‌، آنچه که در ادامه و در شماره‌های بعدی ذیل مبحث آموزش روش تحلیل سیاسی می‌آید، برداشتی است از آیات و احادیث در جهت تنظیم اصول، ضوابط و روشهای تحلیل سیاسی و ویژگیهای یک تحلیل‌گر سیاسی و سایر موارد مورد نیاز که در فرهنگ اسلام مطرح است.

ویژگیهای تحلیل‌گر سیاسی

1. خدامحوری

تحلیل‌گر اسلامی باید با نیت خالص و قصد تقرب الی الله تحلیل کند و این نیت خالص را در تمام طول تحلیل حفظ نماید، و طبق «ما انزل الله» حکم کند و در تمام موارد (کلی و جزیی) فقط خواست خدا و رضایت او را رعایت نماید. شیوة مطرح کردن موضوعات، استنباطها و شعارها، همگی خدایی باشند و جهت تحلیلها الی الله بوده، سیر الی الله را تسریع نماید.

یعنی خواننده را در طول تحلیل سیاسی تا پایان آن به خدا متوجه کرده، حالت «تعبد و توجه»[5] را در او پدید آورده، یا زیاد کند؛ چراکه سیاست اسلامی، راهنمایی افراد به صراط مستقیم[6] و سیر الی الله است، لذا تحلیل سیاسی اسلامی نیز باید در همین جهت گام بردارد. اگر تحلیل، افراد را به خدا متوجه و نزدیک ننماید، ممکن است به تدریج لهو شود؛[7] یعنی موجب سرگرمی و بازماندن از کمالات گردد و غفلت پدید آورد[8] و در پایان کار، سیاست افراد بر دیانت آنها بچربد. چنین افراد سیاست بازی، به کار سیر و سلوک الی الله و جهاد فی سبیل الله نمی‌آیند.

انسان در انتخاب جهان بینی و فهم اساسی مفاهیم توحیدی، با نگاه توحیدی به جهان طبیعت، بصیرتی سیاسی پیدا می‌کند. فرق نگاه توحیدی با نگاه مادی در این است که در نگاه توحیدی، این جهان یک مجموعة نظام‌مند و قانون‌مدار است، طبیعت هدف دارد و ما که جزیی از این طبیعت هستیم، هدفی داریم و بی‌هدف به دنیا نیامده‌ایم. معنای اعتقاد به وجود خداوند عالم و قادر همین است و این درست نقطة مقابل نگاه مادی است که پیدایش و وجود انسان و عالم را بدون هدف می‌داند و اصلاً نمی‌داند که برای چه به دنیا آمده است.

وقتی اعتقاد به وجود خدا نبود، اخلاقیات نیز بی‌معنی می‌شود و عدالت معنایی نخواهد داشت. جز لذت و سود شخصی، هیچ چیز دیگری معنا پیدا نمی‌کند.[9]

2. توجه به کتاب و عترت

تحلیل اسلامی باید بر اساس معیارها و ضوابطی باشد که از کتاب و عترت (دو رکن اسلام) سرچشمه گیرد تا بر مبنای حدیث ثقلین، با تمسّک به کتاب و عترت، تحلیل‌گر دچار ضلالت و سرگردانی نشود، و از شخصیت‌گرایی و جوپذیری مصون بماند.

قرآن کریم به تعبیر امیرالمؤمنین علی (ع): «نُوراً لَا تُطْفَأُ مَصَابِيحُهُ ، وَ مِنْهَاجاً لَا يُضِلُّ نَهْجُه ، وَ نُوراً لَيْسَ  مَعَهُ  ظُلْمَةٌ، وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُه ؛[10] نوری است که خاموشی ندارد، راهی است که روندة آن گمراه نگردد، نوری است که با آن تاریکی یافت نمی‌شود و ریسمانی است که رشته‌های آن محکم است.»

اهل بیت( نیز به تعبیر امام هادی (ع): «وَ آيَاتُ  اللَّهِ  لَدَيْكُمْ  وَ عَزَائِمُهُ فِيكُمْ وَ نُورُهُ وَ بُرْهَانُهُ عِنْدَكُمْ، أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ؛[11] و آیات ونشانه‌های عظمت خداوند نزد شماست و تصمیمات نبوت و اسرار الهی در خاندان شماست و نور و برهانش نزد شماست. شما راه مستقیم و پایدار [خدا] هستید.»

3. داشتن هدف روشن

تحلیل اسلامی دارای هدف روشنی است. تحلیل‌گری که بی‌هدف است و نمی‌داند چه می‌خواهد بگوید و چه چیزی را دنبال می‌کند، تحلیل او، ولو جذاب و با الفاظ زیبا آراسته باشد، دور از ضوابط اسلامی است؛ زیرا تحلیلی که هدفش معلوم نیست، لغو محسوب می‌شود و مؤمنین باید از لغو اعراض و از کار عبث پرهیز کنند.

تحلیل اسلامی باید در راستای اهداف کلی اسلام و منطبق با هدف و نظام جهان هستی باشد تا دچار هدفهای غیر واقعی و سراب‌گونه نشود.

4. تقوا

تقوا در اسلام بسیار اهمیت دارد. خداوند متعال آن را میزان سنجش  کرامت و اکرام انسان قرار داده است و می‌فرماید: ]إِنَّ أَكْرَمَكُمْ  عِنْدَ اللَّهِ  أَتْقاكُم [؛[12] «مسلماً گرامی‌ترین شما نزد خداوند، پرهیزگارترین شماست.»

تقوا در تعریف شهید مطهری) چنین معنی شده است: «تقوا مانند حالتی است که انسان هنگامی که پای برهنه از بیابانی پر از خار می‌گذرد، در خود این احساس را دارد که چگونه در آن بیابان، مواظبت و مراقبت کند که خارها به پایش فرو نرود و به لباسش نچسبد، و در عین حال زودتر هم از این راه پرمشقت به سلامت عبور نماید. این حالت مواظبت و خودنگهداری از خارهای سر راه انسان مسلمان را تقوا می‌گویند.»[13]

تحلیل‌گر اسلامی باید بداند که در تحلیل قضایای سیاسی، راهش به مراتب از آن بیابان پر تیغ و خار خطرناک تر و ناهموارتر است و در هر لحظه باید حالت مواظبت و خودنگهداری را از دست ندهد و با رعایت کامل تقوای الهی، تحلیل خود را ارائه دهد تا مورد قبول خدا قرار گیرد؛ چراکه: ]إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين [[14] و این نکتة بسیار مهمی است؛ زیرا تحلیل‌گر اسلامی، تحلیل را برای رضای خدا می‌نویسد، نه برای خوشامد مردم یا حاکمان، یا برای گذراندن امر معیشت، و یا به دست آوردن شهرت، مقام و منصب، که نوشتن تحلیل برای این امور همگی شرک آور و بر خلاف تقوا هستند، لذا زمانی عمل مورد قبول حق تعالی قرار می‌گیرد و ذخیرة آخرت می‌شود که تقوا رعایت گردد.

5. عدالت

بر اساس تقوا، تحلیل‌گر اسلامی در تحلیل قضایا و نظر دادن دربارة اشخاص، گروه ها و جوامع، گرچه دشمن باشند، عدالت اسلامی و اخلاق را رعایت می‌کند و اعمال زشت دیگران، او را از جادة عدالت و عفّت کلام خارج نمی‌سازد،[15] لذا حتی در حق مخالفین  انصاف را مراعات می‌کند. تحلیل‌گر اسلامی نمی‌تواند هرچه دلش خواست، بنویسد یا هرچه به نظرش آمد یا نفعش در آن بود، بگوید؛[16] زیرا او مطابق تعریفی که امیرالمؤمنین (ع) از عدل[17] کرده‌اند، باید هر چیزی را به جای شایسته و بایسته‌اش بگذارد، و از مبالغه، افراط و تفریط و تبلیغات کاذب بپرهیزد، و به هر چیز و هر کس به اندازة خویش (نه کم و نه زیاد)، بهای لازم را بدهد، و در نتیجه‌گیری و اظهار نظر نیز عدالت را رعایت کند.

6. صداقت

تحلیل‌گر مسلمان باید از صداقت و امانت کافی برخوردار باشد تا مردم از تحلیل وی به طور عملی اسلام را بشناسند و درس صداقت و امانت را فرا گیرند و همچنین به تحلیلهای او اعتماد کنند.

تحلیل‌گر اسلامی ممکن است مطالبی را بنا به مصلحت عالم اسلام و وظیفة شرعی نگوید؛ زیرا او همیشه نمی‌تواند تمام مسائل را به بهانة صداقت به طور آشکار و صریح بگوید و ناخودآگاه آب به آسیاب دشمن بریزد؛ اما اگر چیزی را گفت و تحلیل کرد، باید کاملاً صداقت را رعایت نماید.

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «جَانِبُوا الْكَذِبَ  فَإِنَّهُ  مُجَانِبٌ لِلْإِيمَانِ الصَّادِقُ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَ كَرَامَةٍ وَ الْكَاذِبُ عَلَى شَرَفِ مَهْوَاةٍ وَ مَهَانَة؛[18] از دروغ برکنار باشید که با ایمان فاصله دارد. راستگو در راه نجات و بزرگواری است؛ اما دروغگو بر لب پرتگاه هلاکت و خواری.»

7. پایبندی به اصول و توجه به خطوط قرمز

همواره بسیاری از مسائل سیاسی دستخوش تغییرات فراوان و حوادث ناگهانی می‌شود. گاهی تحلیلی که صبح نوشته می‌شود، به علت تغییر اوضاع، بعدازظهر به کار نمی‌آید، لذا تحلیل‌گر باید دایم در جریان امور باشد و مواظبت کند که در این تغییرات و تحوّلات، از اصول اسلامی منحرف نشود، و دچار التقاط و اشتباه نگردد. این کار به پایبندی جدی و تعهد به اصول و مراقبت دایمی نیاز دارد که تحلیل‌گر باید آن را مکر به خود تلقین و تذکر دهد، و از دیگران بخواهد که او را راهنمایی و متذکر کنند تا مبادا ناخودآگاه دستخوش موجهای دریای سیاست شده و غرق گردد، و یا دچار احساسات غیر صحیح شود؛ چون گاهی یک موضوع سیاسی آنچنان انسان را احساساتی می‌کند که تمام ضوابط از یادش می‌رود و بدون کنترل حرفهایی را می‌زند که منطبق با موازین نیست و چون تحلیل‌گر اسلامی مجاهدی است که با سلاح قلم، فکر و بیان، در راه خدا مجاهده می‌کند، باید در خود شرایط مجاهدین فی سبیل الله را پدید آورد. شرایطی که خداوند در قرآن می‌فرماید: ]إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى  مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في  سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ .... التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنين [.[19]

در میان این شرایط، آنچه که باید بیش تر مورد توجه قرار گیرد «الحافظون لحدود الله» است که در اینجا مواردی را ذیل این مؤلفة اساسی بیان می‌کنیم. وظیفه‌ای سنگین که در راه انجامش نه از ملامت ملامتگران[20] باید بیم داشت و نه از خوش آمدن مردم و مسئولین شاد شد و و نه از پشت کردن آنها هراسی به دل راه داد.[21]

الف) پرهیز از تحزّب و تعصّب

 گاهی تحلیل‌گر تحت تأثیر شخصیتی سیاسی که محبوب اوست، تحلیل خود را سراپا پر از مدح وی می‌کند و طوری می‌شود که مخاطب تحلیل، احساس می‌کند که این تحلیل مبالغه است و از روی واقعیت نیست؛ بلکه از روی خودباختگی تحلیل‌گر در برابر شخصیت مذکور است. چنین تحلیلی اعتبار خود را از دست می‌دهد و دیگر جنبة روشنگری و راهنمایی خود را از دست می‌دهد.

همین موضوع دربارة گروه‌گرایی و تعصبات قومی - قبیله‌ای و کشوری نیز صدق می‌کند و تحلیل‌گر باید توجه داشته باشد که اگر دربارة شخصیت یا تشکل مورد نظر خویش و یا قوم و قبیله یا کشوری صحبت می‌کند، باید با نهایت عدالت و رعایت حدود لازم سخن بگوید.

مقام معظم رهبری> در این زمینه می‌فرماید: «میل به رفتارهای قبیله‌ای در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، از نقاط ضعف ماست. رفتار قبیله‌ای معنایش این است که تخطئه یا تأییدی که نسبت به کار کسی می‌کنیم، ناشی نباشد از ماهیت عمل او، ناشی باشد از نحوة ارتباط او با من. اگر از قبیلة ما کسی کار خطایی انجام دهد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبیلة مقابل اگر همان کار را انجام شود، این قابل پیگیری و تعقیب می‌شود. کار خوب اگر از کسی که مربوط به قبیلة ماست، انجام گرفت، قابل تحسین و تشویق باشد؛ (اما) اگر از قبیلة دیگر بود، نه. رفتار قبیله‌ای این است. این رفتار اسلامی نیست، انقلابی نیست. ما متأسفانه اینگونه رفتار را در میان خودمان داریم. نمی‌گویم همه‌گیر است، فراگیر است؛ اما وجود دارد.»[22]

ب) پرهیز از اتخاذ مواضع خلاف وحدت

مهم ترین و عظیم‌ترین مانع در برابر استکبار غربی، اسلام و جامعة اسلامی با بیش از یک میلیارد نفر طرفدار می‌باشد؛ چراکه اسلام ماهیتاً ضد ظلم و استکبار  جهانی است. هرچند در گذشته مسلمین در اوج تمدن، فرهنگ و اقتدار بودند و غربیان از خوان آنان ریزه‌خواری می‌کردند؛ ولی به دنبال تحوّلات اروپا و تغییرات تدریجی درون جهان اسلام، غرب پیش روی کرد و جهان اسلام به رکود و جمود گرفتار شد، و تا کنون سعی در بیرون کشیدن خود از وضعیت عقب ماندگی و حاکمیت تمدن سرمایه‌داری غرب دارد. عاملی که بیش تر از همیشه باید مورد توجه قرار گیرد، وحدت مسلمانان است؛ چراکه تنها در سایة وحدت است که می‌توان از وضع فلاکت بار ناشی از حاکمیت غرب بیرون آمد.[23]

پیامبر (ص)  فرمود: «مَنْ  فَارَقَ  جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِسْلَامِ مِنْ عُنُقِه ؛[24] هر کس از جماعت مسلمانان جدا شود، حلقة اسلام را از گردن خود برداشته است.»

همواره حضرت، از بعثت تا وفات، در سیره و تعالیم خود، در جهت نفی تفرقه و تحکیم پایه‌های وحدت و همدلی میان مسلمین و حتی با غیر مسلمین از اهل کتاب و غیره که غیر معارض هستند، گام نهاده است. شعار اساسی توحید - که پیامبر (ص) در ابتدای دعوتش اعلام نمود - به بهترین وجه گویای دعوت دو جانبة توحیدی (نفی معبودها که منشأ تفرقه‌ها بودند و اثبات الله، منشأ وحدت و یگانگی) آن حضرت بود.

به غیر از توجه به وحدت در سطح فرا ملّی، توجه به وحدت در سطح ملی نیز بسیار حایز اهمیت است و تحلیل‌گر اسلامی - همان‌طور که خواهیم گفت - باید دغدغه‌های رهبر و ولیّ خود را مورد توجه قرار دهد و آنها را دغدغه‌های خود بداند؛ چراکه رهبر معظم انقلاب> فرمودند: «مواظب باشید! در حالی که ما دنیای اسلام را به وحدت دعوت می‌کنیم، دشمن نتواند در میان صفوف خود جمهوری اسلامی اختلاف و تفرقه ایجاد کند. شرط پیروزیها ا ین است که جناحهای مختلف در جمهوری اسلامی، احترام هم را حفظ کنند و با هم باشند.»[25]

ج) پرهیز از مواضع دشمن شاد کن

«آن کسی که برای انقلاب، برای امام، برای اسلام کار می‌کند، به مجردی که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است یک جهت‌گیری علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه می‌شود؛ چرا متنبه نمی‌شوند؟ وقتی می‌بینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت می‌کنند، رؤسای آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهایی که مظهر ظلم اند، دارند از اینها حمایت می‌کنند، باید بفهمند یک جای کارشان عیب دارد. باید متنبه بشوند... آیا می‌شود با بهانه عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت که ما عقلانیت به خرج می‌دهیم؟ این عقلانیت است که دشمنان این ملت و دشمنان این کشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و برای شما کف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دلی خوش کنید؟ این عقلانیت است؟! این نقطة مقابل عقل است. عقل این است که به مجردی که دیدید برخلاف آن مبانی که ادعایش را می‌کنید، چیزی ظاهر شد، فوراً خودتان را بکشید کنار، بگویید: نه نه نه، ما نیستیم... .»[26]

د) پرهیز از مواضع طنش زا

در تحلیل اسلامی، با حفظ اصول و ارزشهای مکتب، مصالح مسلمین، کشور و انقلاب رعایت می‌شود؛ زیرا اسلام همیشه دارای دشمنانی کینه‌توز و منافقانی تیره‌دل بوده است که در راه طاغوت با اهل حق پیکار می‌کنند.[27] آنها به اخبار، تحلیلها، نظریات و اظهارات مؤمنین توجه دارند تا برنامه‌های آیندة مؤمنین را بفهمند و مقابله نمایند.

تحلیل‌گر اسلامی باید در بیان تحلیل مسائل دقت کند. ضمن اینکه مسائل و مطالب را می‌گوید و می‌نویسد، آن مسائلی که به نفع دشمنان اسلام تمام می‌شود، نگوید، یا طوری تحلیل نکند که دشمنان اسلام بتوانند مسائل پشت پرده را بفهمند، یا از این تحلیل او بهره‌برداری سوء نمایند.

«اگر یک کسی یک حرف غلطی زد، آیا کسی باید به او جواب بدهد یا نه؟ خوب، بله، معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شیوة خودش را دارد، راه خودش را دارد، کار خاصّ خودش است. یک وقت هست که حالا که کسی یک حرف غلطی زد، ما بیاییم مثلاً صد جا این حرف غلط را تابلو کنیم، شعار کنیم که آقا! فلانی این حرف غلط را زد تا همه بدانند این اشتباه است، این خطاست. من با حرکت روشنگرانه از سوی هر کسی، از سوی هر نهادی، هیچ مخالفتی ندارم؛ بلکه علاقمندم و معتقدم به مسئلة تبیین؛ یعنی اصلاً جزء راهبردهای اساسی کارها از اوّل، مسئلة تبیین بوده است؛ اما این معنایش این نیست که ما به اختلافات درونی، هی دامن بزنیم. مراقب باشید! این را همه مراقب باشند!»[28]

8. باطل‌ستیزی

تحلیل‌گر اسلامی محبت و مروّت با دوستان، و مدارا با مردم را مد نظر دارد و تنها در برابر باطل و باطل‌گرایان سخت‌گیر است[29] و با شجاعت و صراحت با طاغوت و تمام مظاهر پلیدیها و جهل و نادانی و هرچه ضد ارزش است، می‌جنگد و سازش نمی‌پذیرد.

زبان تحلیل‌گر اسلامی به همان نسبت که با دوستان خدا گرم، مهربان و متواضع و نسبت به تودة مردم صمیمی و روشنگر است، در مقابل باطل‌گرایان  قدرتمند بوده، آمر به معروف و ناهی از منکر است و با رعایت ادب و اخلاق اسلامی، با قدرت کامل و بدون ضعف و سستی، سخن منطقی و منصفانه دارد؛[30] زیرا تحلیل‌ اسلامی بر محور حق می‌چرخد، و حق همواره با باطل در ستیز است، و با اقتدار به جنگ باطل می‌رود؛ چون حق همیشه قوی ترین و همواره پیروز است.[31]

حق‌خواهان نیز به این منبع عظیم قدرت پیوسته‌اند، لذا قدرتمند، و همیشه پیروزند و نباید جولانها و غوغاسالاریهای اهل باطل آنها را دچار بیم و هراس نماید و از سخن قوی و مقتدرانه بازدارد. شاید این همان آزاداندیشی باشد که در کلام مقام معظم رهبری> آمده است: «آنی که کمک می‌کند به پیشرفت کشور، آزادی واقعی فکرهاست؛ یعنی آزادانه فکر کردن، آزادانه مطرح کردن، از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و تحریض این و آن هم نگاه نکردن.»[32]

اهل حقیقت می‌دانند که چون باطل‌گرایان در جهت مقابله با خدا و بر خلاف مسیر فطرت و خلقت هستند، به ناچار محکوم و مغلوب شدنی بوده، قدرت واقعی ندارند و قدرت آنها مانند قدرت و استحکام خانة عنکبوت، بسی سست است.[33]

در بحث باطل‌ستیزی یادآوری این نکته لازم است که باطل‌ستیزی و دفاع از حق نیاز به شناخت صحیح حق و باطل دارد.[34] امام علی (ع) در تذکر به «حارث بن حوت» فرمود: «يَا حَارِثُ إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ  تَنْظُرْ فَوْقَكَ  فَحِرْتَ إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاه؛[35] ای حارث! تو زیر پای خود را دیدی؛ اما فوق خود (پیرامون خود) را نگاه نکردی، پس سرگردان شدی. تو حق را نشناختی تا بدانی که اهل حق چه کسانی هستند و باطل را نشناختی تا باطل‌گرایان را بشناسی.»

9. گسترده نگری و ژرف اندیشی

تحلیل‌گر اسلامی باید تحلیل خود را با دیدی گسترده و عمیق تهیه کند و از محدودنگری و تنگ‌نظری و سطحی‌اندیشی به شدت پرهیز نماید.

اکثر مسائل، سیاسی مجرد نیستند و بر اثر زمینه‌های قبل پدید آمده‌اند، و در آینده اثر می‌گذارند و اغلب تداوم می‌یابند. بنابراین، تحلیل‌گر نباید نسبت به وقایع و جریانهای سیاسی دیدی مقطعی و مجرد داشته باشد، و آنها را باید در گسترة زمان، مکان، محیط و علل و عوامل ببیند، و دید جامع الاطرافی داشته باشد، لذا ذکر موارد ذیل ضروری به نظر می‌رسد.

الف) تعمیق دیدگاه

معمولاً پدیده‌های سیاسی و اجتماعی مرکب و پیچیده اند و به علل و  عوامل مختلفی بستگی دارند. هر پدیدة سیاسی ممکن است یک یا چند نماد ظاهری داشته باشد که در برخورد اولیه قابل مشاهده است؛ اما بسیاری از جنبه‌های آن مخفی و دور از دسترس بوده، فقط با دقت و تأمل می‌توان آنها را کشف کرد.

ب) دقت در تفسیر و تحلیل

یکی از آفات تحلیل سیاسی، شتاب در تفسیر و تحلیل پدیده‌های سیاسی است. معمولاً زمانی که یک حادثة سیاسی اکثریت جامعه را تحت تأثیر قرار داده باشد، جوّ عمومی خواستار پیدا کردن سرنخها، زمینه‌ها و علل حادثه می‌باشند و افکار عمومی متوجه تحلیلهایی است که در این زمینه ارائه می‌شود. به طور طبیعی تحلیل‌گرانی که زودتر تصویری از تحلیل حادثه ارائه می‌دهند، بیش تر مورد توجه قرار می‌گیرند. در چنین وضعیتی است که برخی تحلیل گران سیاسی تلاش می‌کنند گوی سبقت را از دیگران بربایند و تحلیل آنان در رسانه‌های عمومی و یا گروهی مطرح شود، در حالی که تحلیل‌گر سیاسی باید بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده، فرآیند تحلیل را طرح نمایند.

نتیجة تحلیل و تفسیر توأم با شتاب، ساده‌انگاری و دور ماندن از علل واقعی پدیده‌های سیاسی است.

ج) دانسته‌گویی و اجتناب از ظنّ

قرآن کریم در موارد متعددی، تبعیت از ظنّ را نهی کرده و آن را موجب گمراهی می‌داند: ]إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني  مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً[،[36] ]وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم [،[37] ]إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ [[38] از مجموع آیاتی که در همین موضوع بیان شده است، به دست می‌آید که تکیه بر ظنّ موجب انحراف از حق و عدم توجه به عمق مسائل و پدیده‌ها می‌شود؛ زیرا با اولین اطلاع و بدون دلیل محکم، به نظرش می‌رسد که علم حاصل شده است، در حالی که در واقع چنین نیست، پس غیر واقعی بودن بسیاری از تحلیلها، با فاصلة کمی روشن می‌شود.

از طرفی دیگر، تبعیّت از ظنّ موجب یکسونگری و نادیده گرفتن ابعاد و جنبه‌های مختلف پدیده‌های اجتماعی، سیاسی و انسانی می‌شود که این یکسونگری به اندازة سطحی‌نگری بی‌ثمر و به دور از واقعیت است. به همین سبب، تحلیل‌گر باید به اصل دانسته‌گویی اتکا کند و به منابع خبری کاملاً مطمئن مراجعه نموده، به پرهیز از گمانها، قویّاً پایبند باشد.

10. عدم تبعیت از هوای نفس

عامل بسیاری از انحرافها و خطاها، بی‌توجهی به واقعیتها و تبعیت از امیال و هواهای نفسانی است. این تبعیت ناشی از «خودمحوری» است. کسانی که در تحلیل و تفسیر پدیده‌های خلقت، امیال و هواهای نفسانی خود را ملاک قرار دهند، قطعاً به گمراهی و در نهایت به سقوط در تباهیها دچار می‌شوند.

آیات زیادی این موضوع را مورد بحث قرار داده و فرموده است: ]فَاحْكُمْ  بَيْنَ  النَّاسِ  بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى  فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه [؛[39] «در میان مردم به حق حکم کن و تبعیت از هوای نفس مکن؛ زیرا تو را از راه خدا دور و گمراه می‌کند.»

11. عدم تبعیت کورکورانه

افرادی که بدون تفکر و تأمل لازم و کافی مطالب را می‌پذیرند یا رد می‌کنند، به دنبال آن خیلی زود هم تبعیت می‌کنند و این تبعیت کورکورانه به طور کلی مذموم است؛ زیرا تبعیتی که در آن دلیل و منطق نباشد، و صرفاً دنباله‌روی و پیروی محض باشد، محکوم به پوچی و تباهی است.

غالب انحرافهای موجود در جهان، به دلیل همین گونه تبعیتهاست. برخی افراد بدون تحقیق و تفکر از عقاید و روش دیگران ـ که خود گمراه شدة دیگران هستند ـ تبعیت می‌کنند. قرآن کریم این موضوع را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داده است که فقط چند آیه به عنوان نمونه ذکر می‌شود:

]قُلْ  هذِهِ  سَبِيلِي  أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى  بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي [؛[40] «بگو طریقة من و پیروانم همین است که خلق را به خدا با بینایی و بصیرت دعوت کنم.»

]وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنيرٍ * وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلى  عَذابِ السَّعيرِ[؛[41] «برخی از مردم، بی‌خبر از کتاب روشن حق از روی جهل و گمراهی در دین خدا مجادله می‌کنند * و چون به این مردم گفته شود: بیایید و از کتابی که خدا فرستاده است، پیروی کنید! جواب دهند: ما تنها از طریقی که پدران خود را بر آن یافته‌ایم، پیروی می‌کنیم. هرچند شیطان پدرانتان را به آتش دوزخ بخواند، باز پیرو آنها می‌شوید؟»

12. حقیقت‌طلبی و واقع‌نگری (واقع‌بینی)

همواره تحلیل‌گر اسلامی در طلب حقیقت و هدایت است، لذا بلندنگر، دوراندیش و هدف‌بین است و در جهت حقیقت و استقرار اصول و اهداف والای مکتب حرکت می‌کند و در تحلیل وقایع دچار خیال‌پردازی و خوش‌خیالی نمی‌شود؛ زیرا واقع را در نظر می‌گیرد و وقایع را آنچنان که هست، می‌بیند، نه آنچنان که دوست دارد.

بزرگ ترین تهدید برای مسئولان، مدیران و تحلیل‌گران مسائل سیاسی و اجتماعی، بی‌توجهی به واقعیتها و اعتماد کامل به ذهنیات، شایعات و ظنّیات می‌باشد. واقع‌بینی با واقع‌گرایی متفاوت است. مسلماً واقع‌گرایی نمی‌تواند همیشه مورد تأیید و مقبول باشد؛ زیرا گاهی واقعیتها ممکن است با معیارها و ارزشها انطباقی نداشته باشند؛ ولی نباید مورد انکار و بی‌توجهی قرار گیرند. باید واقعیتها را به خوبی شناسایی کرد و با توجه به آنها در جهت اهداف، آرمانها و ایده‌آلها حرکت نمود.

13. داشتن اطلاعات فراوان و گوناگون

تأثیر مسائل اقتصادی و فرهنگی در سیاست، از نکاتی است که با اندک تأملی می‌توان ابعاد وسیع آن را کشف کرد. امروزه در مجامع علمی و تخصصی سیاست، انواعی از علوم، همچون: اقتصاد، جامعه شناسی، روان شناسی، جغرافیا و حقوق، مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. از بین علوم، علم اقتصاد و جغرافیای سیاسی از اهمیت و نقش بیش تری در سیاست برخوردار است. اهمیت اقتصاد در این است که با مهم ترین عنصر سیاست؛ یعنی قدرت رابطة مستقیمی دارد. جغرافیای سیاسی نیز از عوامل مؤثر در قدرت و اقتدار سیاسی است. اگر کشوری از نظر ژئوپلتیک دارای اهمیت باشد، به همان میزان از نظر سیاسی نیز مهم است. مثلاً کشور ایران به دلیل داشتن مرز طولانی با خلیج فارس و دریای عمان و امکان تسلط بر تنگة هرمز و کنترل عبور و مرور کشتیهای تجاری، به ویژه حمل و نقل نفت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

مقام معظم رهبری> مواردی از قبیل: کسب آگاهی دینی و تاریخی، تحقیق و معرفت دینی به وسیلة انس با قرآن و ادعیه، مطالعة دقیق زندگانی پیامبر اسلام (ص)، مطالعة تاریخ معاصر و غرب و... را برای بالا رفتن آگاهی یک تحلیل‌گر توصیه می‌کنند.[42]

موارد دیگری از ویژگی‌ها و خصوصیات تحلیل‌گر سیاسی وجود دارد که به دلیل جلوگیری از اطالة کلام تنها فهرست آنها را ذکر و تحقیق را به مخاطبین واگذار می‌کنیم:

1. آرمان خواهی؛

2. تبعیت از حکومت اسلامی؛

3. تبعیت از ولایت فقیه؛

4. حضور ذهن و دقت نظر؛

5. داشتن قدرت تجزیه و تحلیل داده‌ها؛

6. درک پیچیدگیها و شرایط زمانه.

ادامه دارد... .

_____________________________________________

[1]. کهف / 60 - 82.

[2]. قصص / 76 - 82.

[3]. کهف / 32 - 43.

[4]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، 1414 ق، خطبه192.

[5]. ذاریات / 56.

[6]. آل عمران / 51.

[7]. حدید / 20.

[8]. نهج البلاغه، حکمت 391 و 64 و خطبه 153 و 34.

[9]. بیانات مقام معظم رهبری>، مورخ 4/8/89.

[10]. نهج البلاغه، خطبه 198 (با اندکی ویرایش و تصرف).

[11]. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره (با اندکی ویرایش و تصرف).

[12]. حجرات / 13.

[13]. سخنرانی استاد شهید مطهری) در تاریخ 29/7/1339.

[14]. مائده / 27.

[15]. خداوند می‏فرماید ]وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏[ مائده / 8.

[16]. «قُلِ الحَقّ وَ لَو عَلَیک؛ حق را بگو، حتی اگر به ضرر تو باشد.»

[17]. نهج البلاغه، حکمت 437: «العَدلُ یَضَعُ الاُمُورُ مَوَاضِعَهَا».

[18]. همان، خطبه 86.

[19]. توبه/ 111 - 112.

[20]. ]وَ لا يَخافُونَ‏ لَوْمَةَ لائِمٍ[ مائده / 54.

[21]. ]الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ‏ رِسالاتِ‏ اللَّهِ‏ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّه‏[.

[22]. بیانات مقام معظم رهبری>، مورخ 16/5/90.

[23]. استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی شیعه، سید احمد موثقی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1375ش، ج 1، ص 34 (با اندکی تصرف و ویرایش).

[24]. امالی، شیخ طوسی، ص 297.

[25]. بیانات مقام معظم رهبری>، مورخ 11/7/69.

[26]. همان، مورخ 22/9/88.

[27]. ]الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ الطَّاغُوت[ نساء / 76.

[28]. بیانات مقام معظم رهبری>، مورخ 13/4/90.

[29]. ]مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ[ فتح/ 29.

[30]. ر.ک: نهج البلاغه، حکمت 373 و 374.

[31]. همان، خطبه 109.

[32]. بیانات مقام معظم رهبری>، مورخ 8/6/88.

[33]. ]إِنَ‏ أَوْهَنَ‏ الْبُيُوتِ‏ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ[ عنکبوت / 41.

[34]. نگارنده در این زمینه مقاله‌ای تحت عنوان «بینش صحیح از نگاه امام علی(ع)، زمینه‌ها و عوامل، موانع و آثار» به چاپ رسانده که جهت مطالعه بیش‏تر توصیه می‌شود.

[35]. نهج البلاغه، حکمت 262.

[36]. نجم / 28.

[37]. إسراء / 36.

[38]. حجرات / 12.

[39]. ص / 26.

[40]. یوسف / 108.

[41]. لقمان/ 20 - 21.

[42]. ر.ک: روش تحلیل سیاسی، مجموعه بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای درباره مهارتها و فنون تحلیل سیاسی، انتشارات انقلاب اسلامی، تهران، 1393ش، صص 20 - 21.

برچسب‌ها: