نگاهی به سیره تبلیغی مرحوم ملا احمد نراقی!

علی محمّد مظفّری

مختصری از زندگینامه

علامه حاج ملا احمد نراقی! معروف به فاضل نراقی، فرزند محقق بزرگ، حاج ملا محمدمهدی نراقی!، به نقل مشهور در 14 جمادی الثانی 1185ق مطابق با 1150ش در عصر کریم خان زند، در شهر نراق (70 کیلومتری کاشان) متولد گردید.[1]

وی دروس مقدمات و سطح را نزد پدر سپری کرد و از همان ابتدا با استعداد قوی و ذهن پویا مدارج علمی را به سرعت پشت سر گذاشت و مدتی نیز به تدریس «مطوّل» و «معالم» پرداخت. در سال 1205ق، در حالی که 20 ساله بود، جهت زیارت و تکمیل دروس عالیه، همراه با پدر عازم عتبات عالیات شد و در حلقة درسی استادالکل[2] علامه وحید بهبهانی (م 1205ق) حضور یافت و بعد از وفات ایشان، در درس مرحوم میرزا محمدمهدی شهرستانی(م1216ق) و صاحب ریاض، سید علی طباطبایی کربلایی (م 1231ق) حضور یافت و در نجف اشرف نیز در محضر علامه سیدمهدی بحرالعلوم (م 1212ق) و شیخ محمد جعفر نجفی، معروف به کاشف الغطاء (م 1228ق) تلمّذ نمود.[3]

ملا احمد در جوانی ملکة اجتهاد را کسب نمود ومانند پدر جامع فنون و علوم عقلی و نقلی و صاحب فتوا و مرجع بوده و مرحوم مدرس تبریزی[4] در بُعد نقل روایت نام وی را در سلسله مشایخ الاجازه روایی آورده است: «اکثر مشایخ اجازات مرحوم نراقی از جمله استادان وی هستند، از جمله پدرش، علامه بحر العلوم، شیخ جعفر نجفی و میرزا محمدمهدی شهرستانی. مرحوم نراقی به واسطة پدرش از شیخ یوسف بحرانی[5] (۱۱۸۶ق)، ملا محمد رفیع گیلانی و از محمدباقر مجلسی! روایت می نماید.»

ملا احمد در سال 1209ق به علت وفات پدر بزرگوارشان به کاشان هجرت نمود و مرجعیت و ادارة حوزة علمیه و همچنین مسئولیت خطیر تبلیغ دین را عهده دار گردید و سرانجام در 23 ربیع الثانی 1245ق بر اثر وبای عمومی در زادگاه خود نراق، ندای حق را لبیک گفت. پیکر مطهّر ایشان را به نجف اشرف انتقال داده و در صحن مطهر امیرالمؤمنین(ع)، نزديك ايوان بزرگي كه در ضلع شمالي[6] حرم واقع است، در کنار قبر پدر بزرگوارش به خاک سپردند.

نراقی از منظر دیگران

مرحوم نراقی! در بین علمای قرون اخیر[7] از جایگاه والایی برخوردار است و در علوم مختلف فقه، اصول، حدیث، رجال، درایه، ریاضیات، نجوم، حکمت، کلام، اخلاق، فلسفه، ادبیات، شعر و اکثر علوم عقلی و نقلی سرآمد علمای عصر خود بودند.

مرحوم حاج شیخ عباس قمی[8] در کتاب «فوائد الرضویه» در شأن ایشان چنین می نویسد: «ملا احمد، فرزند ملا مهدی نراقی، عالم عابد، فقیه، شاعر، ادیب، سراج وهّاج، بحر دریای خروشان، فحل الفحول و افتخار اهل منقول و معقول، عالم ربّانی و همان کسی که سزاوار است که در مورد ایشان گفته شود که استاد شیخ انصاری بودند. کتب ارزشمند متعددی نوشته اند.»

علامه سید محسن امین عاملی[9] در توصیف مرحوم نراقی! آورده: «عالم فاضل، جامع اکثر علوم، مخصوصاً در اصول و فقه و ریاضیات و شاعر بلیغ در فارسی بود.»[10]

همچنین مرحوم ملا حبیب الله کاشانی[11] در «لباب الالقاب» فرموده است: «فاضل حاج احمد نراقی، فرزند محقق نراقی بودند و همانند پدر از مشاهیر علمای اسلام و فقهای اعلام بوده؛ بلکه اعلم، افقه، افضل، و اتقن آنها در عصر خودش و مشهورترین آنها در زمان خود بود.»

مقام معظم رهبری> ضمن تبیین مجهول القدر بودن علمای اسلام، به ویژه علمای شیعه از جمله مرحوم نراقی(پدر و پسر) می فرماید: «من يك وقت در مورد اين پدر و پسر فكر مي كردم؛ چون ما از بچگى با نام مرحوم ملا احمد نراقى، به مناسبت خزائن نراقى،[12] آشنا بوديم. اينها يك وضع عجيبى دارند! اينها نقطة وصل داستان و مكتب مرحوم وحيد بهبهانى و نجف، با شيخ انصارى و مكتب بعدى فقاهت ـ كه تا امروز ادامه پيدا كرده است ـ مى باشند. اين پدر و پسر، هر دو شاگرد وحيد بهبهانى هستند؛ هم مرحوم ملامهدى جزء تلامذة وحيد بهبهانى و همدوره با آن بزرگانى است كه بودند ـ شيخ جعفر كاشف الغطاء و امثاله ـ هم مرحوم ملا احمد نراقى.»[13]

علامه حسن زاده آملی> نیز در تصحیح و مقدمه بر کتاب «انیس الموحدین» مرحوم محقق نراقی، با برخی تعابیر از جمله: «نابغه دهر و جامع كليه فنون و علوم، دایرة المعارف ناطق و...» از آن مرحوم به عنوان نوادر روزگار و اکابر علمای اسلام یاد کرده  و می فرماید: «وقتی در محضر مبارک حضرت استاد علامه طباطبایی! تشرف داشتم که از نراقیان سخن به میان آمد، فرمودند: نراقیان هر دو از علمای بزرگ اسلام و ناشناخته اند.»[14]

در مقدمه کتاب «معراج السعاده»[15] آمده است: «فقيه بزرگ شيعه،  مرحوم آیت الله سيد محمدكاظم طباطبایی يزدى! (صاحب عروة الوثقی) هميشه سه كتاب مهم فقهى نزدش عزيز و مورد مراجعه بوده كه يكى از آنها کتاب «مستند الشیعه»[16] مرحوم ملا احمد نراقی بوده است.»[17]

اگرچه قلم در بیان عظمت و تمام زوایای شخصیتی این شخصیت بزرگ جهان اسلام و تشیع در قالب یک مقاله و یا حتی یک سری کتاب قاصر است؛ اما در این مقاله صرفاً به معرفی بخشی از سیرة تبلیغی ایشان می پردازیم:

1. تحصیل کوتاه مدت

با تأمّل در آثار و زندگینامة مرحوم فاضل نراقی! به وضوح مشاهده می گردد که دوران علم آموزی ایشان عمیق، مفید، کارآمد، کاربردی؛ اما در دوره ای کوتاه بوده که عمدة آن نزد مرحوم پدرشان تحقّق یافته است؛ برخلاف نظر برخی که طولانی بودن مدت تحصیل، به  ویژه در دروس عالیه و کثرت تلمّذ در محضر اساتید را فی نفسه موجب فضل، علمیّت و ملا بودن طلبه دانسته اند.

ایشان از جمله علمایی بود که در دورة کوتاهی به تهذیب نفس و کسب درجة اعلای علمی و اجتهاد دست یافت و به آیة مبارکة: ]فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون[[18] جامة عمل پوشاند و پس از پشت سر گذاشتن مراحل تحصیل، بلافاصله به شهر و دیار خود بازگشت و وارد جایگاه اصلی خود؛ یعنی عرصة مقدس تبلیغ دین گردید و با تمام وجود خود را وقف این رسالت مقدس نمود؛ چراکه ماهیت طلبگی چیزی جز فهم، عمل و ابلاغ معارف اسلام نمی باشد.

2. تحقیق و فعالیت علمی در خدمت تبلیغ

 از عمده آسیبهای اساسی و فراگیر برخی مبلّغان در رسالت مقدس تبلیغی، دور شدن از فضای علم و تحقیق می باشد. عقل سلیم حکم به وجوب ملازمه بین تبلیغ و وجوب مقدمات آن (تحصیل) می نماید، لذا تحقیق و تولید علم از ملزومات اساسی در هر تبلیغ موفق و اثرگذار می باشد.

فیش نویسی و به تعبیر پیامبر اسلام (ص) که فرمود: «قَيِّدُوا الْعِلْمَ بِالْكِتَابَة؛[19] علم را با نوشتن در بند کشید!» در بند کشیدن علم، از دیگر رموز موفقیت در تبلیغ است که استمرار آن در طول تحصیل همراه با دقتهای علمی و تحقیقی، اشرافیت علمی و محتوای غنی تبلیغی را برای روحانی به همراه داشته و مجرایی برای ورود مبلغ به عرصة تألیف و تحقیق تخصّصی می باشد.

ممکن است در بین مبلغین، برخی عملکرد علمی - پژوهشی را در تعارض با امر مقدس تبلیغ دانسته، امکان توأم بودن آن دو را نفی نمایند و به اشتباه تبلیغ و تحقیق را اموری متمایز از هم و متعارض بدانند. در پاسخی اجمالی به همین حد اکتفا می کنیم که: «ادلّ الدلیل علی امکانه وقوعه؛ بالاترین دلیل بر امکان وجود یک چیز، واقع شدن آن است.» از جمله مرحوم نراقی! محقّقی بود که دغدغة تبلیغ و نصرت دین خدا در او جوشش نمود، و لذا با رویکردی تبلیغی و کاربردی به فهم عمیق و دقیق از علوم و معارف ناب اسلامی متداول حوزه دست یافت و سرآمد علماى زمان خود گردید و توانست آثار علمی فراوان و گرانسنگی تألیف نماید.

3. تبلیغ با تألیف

قلم خوب همراه با بصیرت، معرفت و اخلاص، از جمله هنرهای مهم اکتسابی در تبلیغ و نصرت دین الهی است که تالیفات مفید و کارآمد در علوم اسلامی از جمله آثار آن می باشد. با عنایت به امکانات محدود و مشکلات فراوان در عصر قاجار، مرحوم نراقی! با پشتکار و دغدغة تبلیغ و یاری دین خدا، تمام سختیها را تحمل نمود و آثار تألیفی فراوانی را بر جای گذاشت.

کتاب وزین «معراج السعادة» یکی از شاهکارهای مرحوم نراقی! در باب مسائل علم اخلاق است که مرحوم آیت الله العظمی بهجت! در معرفی برنامة سیر و سلوک چنین توصیه می فرموده اند که: «روزانه نصف صفحه از کتاب شریف معراج السعادة را بخوانید و بدان عمل کنید!»[20] و اکنون نیز این کتاب به عنوان کتابی مرجع در علم اخلاق مطرح می باشد.

مرحوم نراقی! به دلیل جامعیت در علوم - که اجمالا بیان گردید - کتب و رسائل مختلفی نگاشت که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:

الف) در فقه:

1. مستند الشيعة في أحكام الشريعة؛

2. عوائد الأيام؛

3. الرسالة العملية؛

4. الرسائل و المسائل؛

5. الحاشية على الروضة البهية؛

6. رسالة الرضاع؛

7. رسالة في منجزات المريض؛

8. أسرار الحج؛

9. القضاء و الشهادات؛

10. الأطعمة و الأشربة؛

11. مناسك الحج؛

12. وسيلة النجاة؛

13. هداية الشيعة؛

14. تذكرة الأحباب؛

ب) در اصول فقه:

1. اجتماع امر و نهى؛

2. أساس الأحكام في تنقيح عمدة مسائل الأصول بالأحكام؛

3. تنقيح الاصول في شرح التجريد؛

4. حجيّة المظنة؛

5. عين الأصول؛

6. مفتاح الأحكام في أصول الفقه يا مفتاح الأصول؛

7. مناهج الأحكام في أصول الفقه يا مناهج الأصول؛

ج) در دیگر علوم:

1. معراج السعادة؛

2. الخزائن (کشکول)؛

3. مثنوى مشهور طاقديس؛

4. سيف الأمة و برهان الملة؛

5. شرح محصل الهيئة؛

6. ديوان صفايى نراقى؛

7. شرح حديث جسد الميت؛

8. جامع المواعظ؛

9. چهار صفر؛

10. دیوان غزلیات نراقی و....

با عنایت به نیاز شدید تبلیغی در عرصه های مختلف، مبلّغ باید علاوه بر تأمین مواد تبلیغی برای خود، همواره به تحقیق و دقت عمیق و دقیق و تولید علم اشتغال داشته باشد و این طور نباشد که صرفاً از تألیفات علمای قبل ارتزاق نماید؛ چراکه:  

دگران کاشتند و ما خوردیم
ما بکاریم تا دگران بخورند[21]

4. تبلیغ و مقتضیات زمان

با تأمل در کلام امام صادق(ع) که می فرماید: «الْعَالِمُ  بِزَمَانِهِ  لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ؛[22] هر کس که به زمان خویش آگاهی و بصیرت داشته باشد، دچار هجوم امور مشتبه نمی شود.» چه بسا در ادوار مختلف تاریخ ضربات شدیدی در اثر بی بصیرتی بر پیکرة اسلام عزیز وارد گردیده است. یکی از ملزومات اساسی مبلغ در هدایتگری و تبلیغ اسلام، اشراف کامل بر مقتضیات عصر خویش می باشد. در زمان فتحعلی شاه قاجار (معاصر با ملا احمد نراقی) علاوه بر مصادف بودن با جنگهای ایران و روس، چهار خطر انحرافی مهم، تشیع و حوزه های علمیه را تهدید می کرد که عبارت بودند از:

1. صوفی گری؛  2. شیخیه؛  3. اخباریون؛ 4. شبهه افکنی برخی از مبلّغان مسیحی.

فتحعلی شاه نیز در ابتدای حکومت به حمایت از دین برخاست و تلاش زیادی در جهت برقراری روابط حسنه با عالمان دین داشت تا جایی که می گفت: «سلطنت ما به نیابت از مجتهدین عهد و ما را به سعادت ائمة هادین مهتدین سعی و جهد است.»[23] که البته اینها تظاهر به دینداری و با هدف ایجاد مقبولیت و منافع شخصی بود.

مرحوم نراقی در چنین شرایطی در برابر حکومتی به ظاهر مذهبی قرار گرفت و بصیرت وی چنین اقتضا نمود که در برابر آن موضع گیری ننماید و از این فرصت در جهت تثبیت و نشر فرهنگ تشیع بهره گیرد. ایشان به نقد اندیشه ها و دیدگاه های فرقه های انحرافی مذکور پرداخت و به مبارزة جدی با آنان برآمد که در برخی از تعابیر، از صوفیان به «ملحدانی گمراه» یاد می کند و در دیوان شعر خود (طاقدیس) می گوید:

هیچ دانی چیست صوفی مشربی
ملحدی، بنگی، مباحی مذهبی

قید شرع از دوش خود افکنده ای
کهنه انبانی ز کفر آکنده ای

من ندانم چیست این صوفی گری
که سراسر حقه است چون بنگری

از دیگر فعالیتهای تبلیغی مرحوم نراقی، نزدیک شدن به شاه (متظاهر به مذهب) و تألیف توضیح المسائلی به نام «وسیلة النجاة»[24] بود که شخص فتحعلی شاه درخواست کرده بود و در مقدمة کتاب مستند الشیعه[25] می نویسد: «وسيلة النّجاة رسالتان كبيرة و صغيرة و هما فتوائيتان عمليّتان فارسيّتان الكبيرة في مجلّدين و أورد فيها الضروريّات في الأعمال؛ وسیلة النجاه دو رسالة بزرگ و کوچک است که در فتاوای عملیة فارسی در دو جلد بزرگ است که در آن ضروریات اعمال ذکر شده است. »

مرحوم نراقی! در جهت خدمت به مبانی اسلام و تشیع، به تألیف رساله ای دیگر به نام «سیف الامّة و برهان الملّة» در ردّ شبهات مسیحیت علیه اسلام و مبانی آن پرداخت. از جمله عناصر مکار انگلیسی به نام «هنری مارتین»[26] در سال 1226ق با حمایت «گور اوزلی» سفیر انگلیس در ایران، وارد ایران گردید و با اینکه مسیحی بود، تظاهر به پذیرش اسلام نمود و خود را یوسف نامید و در مدارس علمیة شیراز به تحصیل علوم دینی پرداخت. مارتین در حدود 11 ماه اقامتی که در شیراز داشت، به تصحیح و ترجمه فارسی کتاب «عهد جدید»[27] به زبانی شیوا و روان مبادرت نمود و از بالاترین تخصصهای منافقانة او شبهه افکنی و ایجاد شک و تردید در اعتقادات مسلمین بود، تا جایی که او در نظریاتش اسلام را دین خون و شمشیر و خشونت معرفی کرد و در کتابی به نام «میزان الحق» به حقانیت مسیحیت و نفی وحی و رسالت تصریح کرده است.

علمای فراوانی از جمله ملا علی نوری، محمد علی بهبهانی، سید محمد کربلایی و دیگران رساله هایی در مقابله با او و انحرافات و شبهاتش تدوین نمودند که یکی از معروف ترین و متقن ترین رسالات در این زمینه نوشتة فوق الذکر مرحوم نراقی! می باشد.

ایشان برای آشنایی کامل با اندیشه های یهود و نصارا و فهم صحیح از محتوای «عهد عتیق» و «عهد جدید» گروهی از زبان دانان و علمای اهل کتاب را گرد آورد و با کمک آنان هم با زبان عبری آشنا شد و هم به رموز اندیشه های آنان در کتاب مقدسشان پی برد و برای فهم اصطلاحات دشوار این کتب، به مخزن کتابهای «ملا موشه» یهودی دست یافت[28] و سپس با رسالة خود تمام افکار و شبهات هنری مارتین مسیحی را پاسخ داد و خدمت بزرگی را به اسلام عرضه نمود.

5. هنر و خلاقیت

از دیگر ویژگیهای مرحوم نراقی! هنرها و خلاقیت خاص ایشان بوده که بازی با اعداد در قالب معما،[29] پیدا کردن انگشتر با محاسبات ریاضی،[30] تسلط بر زبان عبری، نوآوری در طرح مسئلة ولایت فقیه و... از جملة آنها می باشد.

در نقلی مشهور، کارخانه روغن کشی عصارخان، واقع در محلة سفلی در نراق، از دیگر ابتکارات علامه بوده که با تمسک بر ریاضیات، هندسه، معماری و به کارگیری قوانین خاص فیزیکی[31] در این محل از دانه های روغنی مانند پنبه دانه، کرچک، کنجد و... روغن استخراج شده و با عنوان روغن چراغ مورد مصرف مردم قرار می گرفت و حتی تا منطقة کاشان را نیز پوشش می داد که جایگزین مناسبی برای نفت و مشتقات آن بود.

مرحوم نراقی! علاوه بر بُعد اخلاقی و اجتهاد در بیش تر علوم عقلی و نقلی، دارای ذوق سلیم ادبی و هنری منحصر به فردی بود که دیوان «مثنوی طاقدیس» شامل اشعار زیبا و حکمت آمیز ایشان می باشد.

6. دیانت سیاسی و سیاست دینی

از جمله برجستگیهای سیرة تبلیغی مرحوم نراقی! تبیین همسانی دین و سیاست در تبلیغ و شئونات مختلف زندگی ایشان می باشد. معنای سیاست: «السِّيَاسَة و هو القيام على الشي ء بما يصلحه؛ [32] اقدام به هر کاری بر اساس مصلحت باشد.» است که ارسطو در کتاب سیاست خود، انسان را طبیعتاً یک حیوان سیاسی می داند.

امام سجاد(ع) در «رسالة حقوق» می فرماید: «ثُمَّ  حَقُّ  سَائِسِكَ  بِالمُلكِ، وَ كُلُّ  سَائِسِ  اِمَامٍ »؛ که در این روایت «سائس» یا همان سیاستمدار، با امام مساوی معرفی می شود، لذا معصومین( بهترین سیاستمداران عالم بودند، همانطور که در «زیارت جامعه کبیره» از لسان امام هادی(ع) آمده است: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّة… وَ سَاسَةَ الْعِبَاد.»[33] مرحوم نراقی! نیز سیاست را عین دیانت و دیانت را نیز عین سیاست[34] دانسته، رویکرد تبلیغی خود را در این راستا استوار می نمود.

ایشان در جنگ ایران و روسیه همراه با فقهای بزرگی چون: کاشف الغطاء، سید علی طباطبایی اصفهانی، میرزا ابوالقاسم قمی، میر محمد حسین خاتون آبادی (امام جمعه وقت اصفهان م 1233ق) و دیگر بزرگان، فتوای جهاد علیه روسیه را صادر فرمود[35] و کفن پوش وارد میدان جنگ گردید که در نهایت به پذیرش دو عهدنامة ننگین «گلستان» و «ترکمنچای» منجر گردیده بود. شیخ انصاری! شاگرد ایشان، در احوالات مرحوم نراقی! می گوید: «استاد ما ملا احمد نراقی، هر وقت از جنگ قفقاز سخن به میان می آمد، گریه می کرد.»[36]

مسئلة ولایت فقیه که از آغاز اجتهاد در کتابهای فقهی راه پیدا کرد، با کمال تأسف به هنگام تنظیم و تبویب بابهای فقهی، باب خاصی به این موضوع مهم و حیاتی اختصاص نیافت و فقیهان در بحبوحة کتابهای فقهی خود و در بابهای گوناگون، هر جا که اجرای حکمی منوط به اذن حاکم بوده، از ولایت فقیه بحث کرده اند؛[37] اما مرحوم نراقی! جزء اولین فقهایی است که رسالة مستقلی که در این باب تألیف نمود که پس از ایشان در فقه سیاسی شیعه تحولی عظیم پدید آمد.

مرحوم نراقی! در کتاب عوائد الایام - که شامل 88 عائده فقهی می باشد – عائده 54 را به بحث ولایت فقیه و مسائل پیرامون آن اختصاص داده و با ادلة عقلی، نقلی و اجماع مفصلاً به تبیین آن پرداخته است.

7. تربیت شاگرد

ایشان شاگردان فراوانی را به جهان اسلام و تشیع تقدیم نموده اند که  شیخ مرتضی انصاری! صاحب «مکاسب» و مرحوم میرزای قمی! از شاگردان شاخص وی می باشند. نام برخی دیگر از آنان عبارت است از آیات عظام: سید محمد شفیع جاپلقی (بروجردی)، محمدعلی آرانی کاشانی، ملا محمدحسن جاسبی، محمدباقر هزار جریپی، محمد نراقی معروف به عبدالصائب، ملا احمد نطنزی، میرزا حبیب الله کاشانی معروف به میرزا بابا، حاج سید محمدتقی پشت مشهدی، محمدمهدی نراقی (برادر ملا احمد) معروف به آقا بزرگ، حاج محمد کزّازی، مولی غلامرضا کاشانی و...

_____________________________________

[1]. در بیان تاریخ تولد ایشان اختلاف است. برخی مانند صاحب اعیان الشیعه، مرحوم سیدمحسن امین، و شیخ انصاری، تولد ایشان را بین سالهای 1185 و 1186 برشمرده‏اند و برخی مانند صاحب الذریعه (مرحوم آغا بزرگ تهرانی) تولد ایشان را 1186ق دانسته؛ اما مشهور مورخان 1185ق ثبت کرده ‏اند که ملا حبیب الله کاشانی در کباب الالقاب ص 96 تصریح می‏کند که دستخط مرحوم نراقی را در مورد تاریخ تولدش به همین نحو دیده است.

[2]. مرحوم علامه محمدباقر بهبهانی! ملقب به علامه وحید بهبهانی، مشهور به استاد الکل فی الکل.

[3]. عواید الایام، ملا احمد نراقی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1375ش، ص 36.

[4]. ریحانة الادب، میرزا محمدعلی مدرس تبریزی، خیام، تهران، 1352، ج 6، ص 1362.

[5]. مشهور به محدث بحرانی و صاحب الحدائق.

[6]. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی «لبیک» به آدرس: labbayk.com.

[7]. مرحوم نراقی! از اجلای علمای شیعه در قرن سیزدهم می‏ باشند.

[8]. فوائد الرضویة، شیخ عباس قمی، بوستان کتاب، قم، 1385، ص 85.

[9]. ابو محمدباقر محسن، مشهور به سید محسن امین، از علما و فقهای شیعه در قرن چهاردهم.

[10]. اعیان الشیعة، سید محسن امین، دارالتعارف، بیروت، ج13، ص 184.

[11]. به نقل از لباب الالقاب: ایشان سیصد جلد کتاب و رساله تألیف نموده که تعداد زیادی از آنها را قبل از بلوغ نگاشته است.

[12]. کتابی گرانسنگ در علوم مختلف چون عرفان، فقه، حديث، تفسير، لغت، هيئت، نجوم، رياضى، طب، اعداد و اوفاق، جفر و…

[13]. بيانات مقام معظم رهبری> در ديدار با دست اندركاران كنگره بزرگداشت ملا محمدمهدى و ملا احمد نراقى، 28/7/1376.

[14]. انيس الموحدين، ملا محمدمهدی نراقی، انتشارات الزهرا&، تهران، 1369، ص 14.

[15]. معراج السعاده، ملا احمد نراقی، نشر هجرت، قم، 1377، ص 11.

[16]. کتابی گران سنگ در زمینه فقه استدلالی که مورد توجه علما بوده و علاوه بر نوآوري هاى فقهى، در مباحث اصولى نيز از قبیل شهرت فتوایى، تعارض اخبار، استصحاب و... ابداعات و نوآوريهايى را مرقوم داشته ‏اند. این کتاب توسط مؤسسه آل البیت قم در سال 1415ق چاپ شده است.

 [17]. به نقل از استاد گرامى، آقاى سيد عبد العزيز طباطبايى، از قول نوه مرحوم سيد كاظم يزدى.

[18]. توبه / 122.

[19]. بحار الأنوار، محمد باقر ‏مجلسى‏، موسسه الوفا، بیروت، 1403ق، ج ‏58، ص 125.

[20] ر.ک: معراج السعاده، ملا احمد نراقی، انتشارات طوبای محبت، قم، 1389، ابتدای کتاب.

[21]. دیوان ملک الشعرای بهار.

[22] الكافي، کلینی، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 1، ص27.

[23] اندیشه‏های سیاسی محقق نراقی، محمد صادق مزینانی، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، قم، 1381 ص 65

[24] معراج السعادة، مقدمه، ص: 25

[25]. مقدمه مستند الشيعة، ص 20.

[26]. هنری مارتین در شهر ترورو از شهرهای ایالت کارن وال، واقع در جنوب غربی انگلیس متولد شد و یکی از قوی‏ترین و معروف‏ترین مبلغان مسیحی بود که در ایران به پادری شهرت یافت.

[27]. کتاب عهد جدید شامل اناجیل اربعه (متی، مرقس، لوقا و یوحنا) و 23 کتاب دیگر می‏باشد. اطلاعات بیش‏تر: www.maseeh.ir.

[28]. ر.ک: حیات سیاسی و فرهنگی ملا احمد نراقی، سید نادر علوی، مجموعه مقالات کنگره تخصصی فاضلین نراقی، دانشگاه آزاد اسلامی نراق، 1385ش.

[29]. خزائن، ملا احمد نراقی، كنگره بزرگداشت محققان نراقى‏، قم، 1380ش، ص 152.

[30] همان، ص33.

[31] مباحث ترمودینامیک و حرکت های دورانی.

[32] مجمع البحرین، طريحي، فخر الدين بن محمد، انتشارات مرتضوى‏، تهران، 1375 ش، ج4، ص78.

[33] من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على‏، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم ، 1413 ق‏ ، ج‏2، ص 610.

[34] نطق معروف آیت الله سید حسن مدرس.

[35] جنگ ایران و روس و نقش علم، علی اکبر ذاکری، مجله حوزه، آذر و اسفند 1380، شماره 107.

[36]. زندگینامه استاد الفقهاء شیخ انصاری، ضیاء الدین سبط شیخ، کنگره شیخ انصاری، تهران، 1373 ش، ص 59.

[37]. محقق نراقی و مسئله ولایت فقیه، یعقوب علی برجی، مجله فرهنگ جهاد، پاییز 1385، شماره 45.