جایگاه عقل در اندیشة اسلامی و داعشی

اداره کل فرق و ادیان ـ قادر سعادتی

مقدمه: عقل موهبتى خداوندی است که خداوند متعال به انسان عطا فرموده است. امام کاظم (ع) به «هشام بن حکم» فرمود: «یا هِشامُ! إنَّ لِلّه عَلَی النّاس حُجَّتَین: حُجَّةٌ ظَاهِرَةٌ وَ حُجَّةٌ بَاطِنَةٌ؛ فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الأنْبِیاءُ وَ الأَئِمَّةُ، وَ أَمَّا البَاطِنَةُ فَالعُقُولُ؛ همانا خداوند بر مردم دو نوع حجت دارد: یکی حجت ظاهر و دیگری حجت باطنی؛ اما حجت ظاهری، همان رسولان، انبیا و ائمه( هستند، و اما حجت باطنی، عقلهاست.»

دامنة حجيّت عقل در معارف دينى، يكى از مسائل اختلافى ميان فرق مسلمين است. اگر حجيّت عقل را به صورت يك طيف در نظر بگيريم، در يك سر طيف گروه هاى افراطى مانند معتزله و جهميه قرار دارند - كه قائل به حجيّت حداكثرى عقل در معارف دينى مى باشند - و در سوى ديگر، گروه هاى تفريطى مانند اهل حديث و سلفیون وهابی قرار دارند كه قائل به حجيّت حداقلى عقل در معارف دينى اند و بقيه فرق بين دو سر اين طيف قرار مى گيرند.

این مقاله با بیان دیدگاه اسلام دربارة حجیّت عقل، به عقیدة منحطّ گروه تکفیری داعش در این باره می پردازد.

عقل در لغت و اصطلاح

عقل در لغت به معنای حفظ و نگهداری است[1] و از «عِقال البعیر»؛ یعنی ریسمانی که با آن پاهای شتر را می بندند، گرفته شده است. به پارچه ای که دور سر می بندند نیز عِقال گفته می شود.[2] قلعه را نیز معقل می گویند؛ زیرا پناهگاهی است که انسان را حفظ می کند. به هر چیز ارزشمندی که بر حفظ و نگهداری آن اهتمام می شود نیز عقیله گویند.[3]

عقل در انسان، چیزی است که با آن تفکر و استدلال می کند و خوب را از بد تشخیص می دهد[4] و با آن انسان از منحرف شدن از راه درست و نابودی حفظ می شود.[5] عقل به ادراک اختیاری که به انسان اختصاص دارد، در مقابل ادراک غریزی که مخصوص حیوانات است نیز تعریف شده است.[6]

در اصطلاح نیز متکلمان و فیلسوفان معانی مختلفی را برای عقل بیان کرده اند. شيخ طوسي) به اين نکته اشاره دارد که: «عقل عبارت از مجموع علوم است، آنگاه که جمع شود، عقل ناميده شود؛ مانند علم به وجوب واجبات... و حسن محسنات... و علم به قصد مخاطبين... که حصول علوم استدلالي ممکن نيست، مگر به تقدم اين علوم.»[7]

علامه طباطبایی) عقل را در لغت به معنای عقد و امساک دانسته و در اصطلاح برای آن سه معنا بیان کرده است:

1. عمل ادراک؛ 2. آنچه ادراک شده است؛ 3. قوة ادراکی انسان که به واسطة آن انسان، خوب را از بد و حق را از باطل تشخیص می دهد.[8] علامه در جایی دیگر عقل را مبدأ تصدیقات کلی و احکام عمومی می داند که در انسان وجود دارد.[9]

در هر صورت، برای عقل معانی بسیاری ذکر شده که به طور خلاصه عبارتند از:

1. نفس ناطقة انسان؛

2. حالات ادراکی نفس ناطقه که چهار گونه است: بالقوه، بالملکه، بالفعل، بالمستفاد؛

3. قوة ادراک نظریات و بدیهیات؛

4. قوة عمل کننده به خوبیها و اجتناب کننده از بدیها؛

5. جوهر مجرد از ماده و ذات و فعل.[10]

جایگاه عقل در اسلام

در دین مبین اسلام، عقل از جایگاه والایی برخوردار است. قرآن در بیش از سیصد آيه افراد بشر را به تعقّل و خردورزی دعوت کرده است[11] و کسانی را که از عقل خود بهره نمی برند، به عنوان بدترین جنبندگان نام برده است: ]إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ[؛[12] «بدترین جنبندگان کسانی هستند که که کر و لال هستند و تعقّل نمی کنند.»

در آيه ای دیگر، از کسانی که تعقل نمی کنند به عنوان کسانی یاد می کند که پلیدی بر آنها عارض شده است: ]وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ[؛[13] «پلیدی را برای کسانی قرار می دهد که تعقّل نمی کنند.»

قرآن کریم از یهود و نصارا می خواهد که اهل برهان باشند: ]وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصاري  تِلْکَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ[؛[14] «گفتند جز یهودی یا نصرانی وارد بهشت نمی شود. این آرزوهای آنان است. بگو: برهان خود را بیاورید، اگر راست می گویید!»

و در مسائل اعتقادی از استدلال عقلی استفاده کرده است، چنان چه در اثبات یگانگی خدا فرموده است: ]لَوْ کانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا[؛[15] «اگر در آسمان و زمین غیر از خدا، خدایان دیگری می بود،‌ آن دو تباه می شدند.»[16]

در روایات نیز بر عقل و تعقّل تأکید ویژه ای شده است، گرچه در برخی از روایات عقل در برابر نقل تخطئه شده که مقصود از عقل در این روایات، قیاس فقهی و عقل ظنّی است، نه عقل برهانی و اطمینان آور. در روایات نه تنها عقل برهانی تخطئه نشده؛ بلکه به عنوان حجت درونی در کنار حجت بیرونی مورد تأکید قرار گرفته است.[17]

عقل، يكي از عمده ترين وسیله هاي معرفت بشري است که جايگاهش آن‌قدر مستحكم است كه تنها از راه خود عقل مي توان در اعتبار آن ترديد كرد يا آن را منكر شد. اگر عقل راهي معتبر براي معرفت نباشد، چگونه مي توان از راه غيرمعتبر بر عدم اعتبارش استفاده كرد؟ به عبارت دیگر، نفي اعتبار عقل از راه استدلال عقلي، در واقع اثبات‌كنندة اعتبار آن است.

عقل در دیدگاه داعشی

بعضی از سلفيان و وهابیون معاصر، حتي از به کار بردن لفظ «عقل» ابا دارند و معتقدند که عقل از کلماتي است که متکلمان و فلاسفه آن را ساخته اند و هيچ نصّي در کتاب و سنت دربارة آن نيامده است،[18] حال آنکه متکلمان، فيلسوفان و حتی عرفای اسلامی قائل اند که عقاید و اصول دين را عقل درک مي‌کند و فروع دین چيزي است که عقل (حکمت غالب) آنها را درک نکرده و فقط شرع دربارة آن سخن مي‌گويد، مثل عباديات. اين نگرش مورد نقد جدّي سلفيان قرار گرفته است.

آنها معتقدند تمام اصول و فروع دين در کتاب و سنت وجود دارد و احتياجي به عقل و تفکر نیست؛ بلکه عقل عاجز از درک حقيقت مسائل دين است و اين دليل بسيار مهمي بر کمال و تفوّق شريعت بر عقل می باشد، پس هرچه خداوند از آن خبر داده است (اعم از صفات خداوند، نبوت و معاد) همگی از قدرت فهم عقل بالاترند و عقل راهی برای درک حقيقت آنها ندارد، بنابراین نبايد به انکار آنها پرداخت و اگر ميان عقل صحيح با نقل صحيح تعارضي وجود دارد، اين تعارض ظاهري است که اگر حل نشد، نقل مقدم مي‌شود و عقل را جايي براي جولان دادن نيست.[19]

سلفيان به تبعيت از ابن تيميه، معتقدند كه بين عقل و نقل تعارضی نيست؛ زيرا عقل راهى به عالم عِلوى ندارد و فقط نقل عهده دار تعاليم قدسى است و فقط بين عقل یونانی با نقل تعارض ديده مي شود كه جز بدعت گذارى كار ديگرى انجام نمي دهد.

همچنین آنها در شناخت معارف قرآن و سنّت، به برترى فهم سلف تأكيد دارند؛ زيرا به عقیدة آنان، فقط فهم سلف خلوص دارد و فهم ديگران (متكلمان، فيلسوفان، عرفا و ...) هيچ ربطى به اسلام ندارد و اینها گمراه كننده اند. علاوه بر این، به نظر آنان، تمام الفاظ قرآن، حقيقت است و در آن مجازى وجود ندارد و باید به ظاهر آنها عمل کرد.[20]

پیشینة ظاهرگرایی و عقل ستیزی

گرچه پیشینة ظاهرگرایی و عقل ستیزی به زمان پیغمبر اسلام(ص) باز می گردد و نتیجه اش ظهور گروهی به نام خوارج بود؛ اما تشکیل فرقة اهل حدیث که به ظاهرگرایی در قرآن و روایات مشهور بود، به قرون دوم و سوم باز می گردد و سرسلسلة اين طيف «احمد بن محمد بن حنبل ابوعبداللّه شيبانى»  است.[21] بنا به نظر عموم و در رأس آنها امام محمد غزالي، او نصوص را بر معناي ظاهري حمل می کرد و معتقد بود که متشابهات قرآن نبايد مورد تأويل قرار گيرند.[22]

بعدها ابن تيمية حرّاني در شام اين حركت و عقیده را تحكيم و ساماندهی كرد و باعث شد راه برای قائلین به تشبیه و تجسیم هموار شود. از این رو، امروزه برخی از علمای وهابی بر ظاهرگرایی و تجسیم در صفات خداوند اصرار دارند.[23] ابن تیمیه با محکوم کردن عقل گرایان و فیلسوفان، آنها را مشرک خواند[24] و عقل را  فقط یک خدمتگزار در محدودة قرآن و سنت معرفی کرد و اجازة ورود به محدودة دین و فراتر از آن را به صورت مستقل نداد.[25]

ظاهرگرایی و منزوی کردن عقل یا مخالفت با منطق، علاوه بر آثار مخرب فقهی که در طول زمان داشته[26]، موجب گردیده تا نسبت به فهم دین برخی از تصوّرات خشک و ساده انگارانه[27] و در عین حال، متعصّب گرانه ای به وجود آيد و زاییدة نامبارکی به نام تکفیر را میان مسلمانان شاهد باشیم و زمینه برای رشد جریان های تکفیری فراهم آید.

حركت ابن تيميه با آمدن محمد بن عبدالوهاب (1115ـ 1206ق) به عنوان رهبر سلفيون وهابي حجاز كامل شد. [28] وي دعوت خود را بر اساس روش ظاهرگرایی ابن تیمیه در سال 1143ق آغاز و بسیاری از مسلمانان را با استناد به اعمال ظاهری آنها محکوم به شرک و کفر کرد و خون و مالشان را مباح شمرد. افكار وي با استقبال حكمران درعيّه، محمد بن سعود (م.1179ق) و حمایت استعمارگران به ویژه انگلیس مواجه گشت و افراط گرایی او در تکفیر به گونه ای شد که فتوا داد: اگر كسى در خصوص كفر مسلمانان مخالف، شك داشته باشد و برايش سخت باشد كه آنان را تكفير كند، كافر است.[29]

امروزه نیز همین افکار به صورت افراطی تری در میان گروه های تکفیری، از جمله داعش رخ نموده است. آنها دین مسالمت آمیز را دین شرک و کفر می دانند و معتقدند که برای رسیدن به اهداف خود باید جهاد کرد و راه اسلحه و خشونت را در پیش گرفت، نه راه صلح و مسالمت را. بر این اساس، آنها تظاهرات مسالمت آمیز را یک نوع شرک قلمداد می کنند و معتقدند پیامبر(ص) تظاهر نکرد؛ بلکه برای احقاق حقوق مسلمین دست به جهاد و شمشیر زد.[30]

این ظاهرگرایی تکفیریها به حدی توسعه یافته است که در باب صفات خداوند و آخرت به یک «پوزیتیویسم منطقی»[31] رسیده اند. از این رو، آنها به بهانة دیدن خداوند و رسیدن به بهشت، بسیاری از جاهلان را وادار به جهاد می کنند.[32]

تعارض عقل و ظاهرگرایی در عملکرد تکفیریها

گروه های تکفیری داعش با چنين عقبة فكرى و كلامى، امروزه با جنبه هاى عقلانى تجدد ضديت شديدی دارند، خصوصاً در حوزة دستاوردهاى سياسى، از قبيل دموكراسى و حقوق بشر و پيشرفت جامعه و حاكميت مردم بر سرنوشت خود، و چنين ديدگاه هاى تنگ و تاريكی را به جاى انتساب به واپس گرايى خود، به اسلام نسبت مى دهند.

البته ساختار فکری داعش با رویه های تبلیغی و نظامی آنها در تعارض است. آنها از یک طرف به بهانة پیروی از سلف، استفاده از بسیاری مصنوعات بشری را حرام می‌دانند و دیگران را به خاطر بهره‌گیری از آنها کافر می خوانند و فقط خود را مسلمان می پندارند و از طرف دیگر، بهره گیری از بهترین تکنولوژیها برای تبلیغ و جذب نیروهای انسانی از سراسر جهان و استفاده از سلاحهای نظامی پیشرفته را در دستور کار خود قرار داده اند که این همه، حکایت از یک راهبرد فکری متضاد دارد. استفاده از دستاوردهای علمی، چون اینترنت، شبکه های تبلیغی و ابزارآلات جنگی آمریکایی و اسرائیلی، همگی حکایت از وجود پارادوکس فکری در آنها دارد. به موجب پژوهشی که «صبرا قاسمی» محقق مصری و از فرماندهان سابق سازمان «الجهاد» در مصر تهیه کرد، گروه تروریستی داعش با بودجة سه میلیارد دلاری، مجموعة عظیمی از فعالیتهای رسانه ای را مدیریت می کند! بر اساس این پژوهش، داعش، هفت بازوی رسانه ای دارد که با استفاده از آنها خشونت و ترور را در جهان ترویج می کند. این بازوها عبارتند از: شبکه های اجناد، الفرقان، الاعتصام، الحیات، مکاتب الولایات، رادیو البیان و پایگاه اینترنتی دابق.

همچنین این گروه 90 هزار صفحه از شبکة اجتماعی، به ویژه صفحاتی در فیسبوک و توئیتر را به خود اختصاص داده است.[33] بر اساس آخرین تحقیقات کارشناسان اروپایی، دست‌کم 46 هزار صفحة شخصی در توئیتر به وسیلة طرفداران داعش ایجاد شده است.[34]

داعش و جریانهای تکفیری در اعتقادات خود به پیروی از سلفیون وهابی، شبیه مادی گرایان، به خداوندی جسمانی معتقدند و در روش شناسی خود، با استناد به ظاهر آیات و روایات دیگران را تکفیر کرده، مرتکب جنایات دهشتناکی می شوند. گرچه آنها سعی دارند از این طریق خود را پیروان اصلی سلف صالح و رسول اسلام(ص) قلمداد کنند؛ اما نمی توانند از دستاوردهای عقل در تمام زمینه ها چشم بپوشند، لذا برای جذب جوانان و مقابله با دشمنان خود از تمام دستاوردهای عقلی و علمی استفاده می کنند و این پارادوکس نشان از دستهای پشت پرده، خصوصاً استعمارگران جهت تخریب وجهة اسلام، به ویژه نزد جوانان در غرب و آمریکا دارد که جمعیت روزافزونی در آنها به اسلام گرویده اند.

______________________________________________

[1]. المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی،حسین محمد، دار القلم، بيروت، 1412ق، ص342.

[2]. اقرب الموارد، شرتونی، مؤسسه نصر، تهران، بی‏تا، ج2، ص812.

[3]. المفردات، ص342.

[4]. المعجم الوسیط، کتابفروشی اسلامیه، استانبول، بی‏تا، ج2، ص627.

[5]. لسان العرب، محمّد بن مکرم بن منظور، دار الصادر، بيروت، چاپ سوّم، 1414ق، ج10، ص233.

[6]. همان؛ معجم الوسیط، ج2، ص617.

[7].‌ رسائل العشر، شيخ طوسي، مؤسسة النشر الاسلامی،‌ قم، چاپ 1363ش، صص 83-84.

[8]. تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، مترجم: سيد محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ اول، 1363ش، ج2، ص247.

[9]. همان، ج 1، ص 48.

[10]. ر.ک: دروس کلام جدید؛ عقل و دین از دیدگاه قرآن کریم، علی ربانی گلپایگانی، نشر رائد، قم، 1392 ش، ص18.

[11]. المیزان، ج 5، ص 255.

[12]. انفال / 22.

[13]. یونس / 100.

[14]. بقره / 111.

[15]. انبیاء / 22.

[16]. سلسله دروس کلام جدید؛ عقل ودین از دیدگاه قرآن کریم، ص35.

[17]. عقل و دین از دیدگاه آیت الله جوادی آملی، صمد زاهدی، جامعة المصطفی العالمیة، قم، 1386 ش، ص18.

[18]. معجم الفاظ العقيده، با مقدمه ابن جبر بن وهابي، ابي عبدالله عامر عبدالله فالح، العبیکان، ریاض، چاپ 1997م، ص284.

[19]. الموافقات، أبو إسحاق شاطبي، دار ابن عفان، 1417ق/ 1997م، ج 1، ص 87؛ الاعتصام، أبو إسحاق شاطبي، المكتبة التجارية الكبرى، مصر، بی تا، ج 2، صص 324-327.

[20]. مبانى فكرى سلفيه (پايان‏نامه مقطع دكترا)، مهدى فرمانيان، مركز تربيت مدرس دانشگاه قم، قم، چاپ 1388ش.

[21]. اندیشه سیاسی متفکران مسلمان، جمعي از نويسندگان، بوستان كتاب، قم، 1392ش، ج 1، ص 207: وی رهبر یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت است که در سالهای 164 ـ 241ق می‏زیسته.

[22]. احیاء علوم الدین، محمد غزالی، دار المعرفة، بيروت، بی‏تا، ج 1، صص 103-104.

[23]. مجموع فتاوی و رسائل، محمد بن صالح العثيمين، دار الوطن، ریاض، 1413ق، ج 1، ص 115؛ الارشاد الی صحیح الاعتقاد، صالح الفوزان، دار ابن الجوزي، 1420ق - 1999م، ص150.

[24]. ر.ک: الرد علی البکری، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية حراني، مكتبة الغرباء الأثرية، مدينه، 1417ق، ج 2، ص 507؛ مجموع فتاوی، ج 13، ص 237 و ج 4، صص 283 و 315 و ج 9، ص 39؛ عقیدة الاصفهانیة، احمد بن عبدالحليم بن تيمية حراني، مكتبة الرشد، رياض، 1415ق، صص 109 – 110؛ الصفدیه، ج 1، ص 242.

[25]. درء التعارض بین العقل و نقل، ابن تیمیه، نشر دانشگاه محمد بن سعود، مدینه، 1411ق، ج 3، ص 151؛ منهاج السنة النبویة، ابن تیمیه حرانی، دانشگاه محمد بن سعود، مدینه، 1406ق، ج 2، ص 215.

[26]. بی‏شک بر عقاید کلامی آثار فقهی مهمی چون مرتد شدن و کافر بودن و... بار می شود و در طول تاریخ به خاطر برخی از مسائل کلامی چون مباحث علم و قدرت خداوند و یا جسم و مکان داشتن خداوند خونهای بسیاری ریخته شده است. در سؤالی از هیئت عالی افتاء عربستان نسبت به اینکه اگر کسی قائل باشد به اینکه خداوند در همه جا وجود دارد، چیست؟ پاسخ داده‏اند: خداوند در عرش است و درون جهان نیست؛ بلکه خارج از عالم است و اگر کسی معتقد باشد که خداوند در همه جا هست، کافر و مرتد؛ بلکه خارج از اسلام است. (فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الافتاء، ج 3، ص216، سؤال الاول من الفتوی، رقم5213).

[27]. آنها با تمسک به ظاهر آیات و روایات برای خود خدایی خیالی ساخته‏اند که برای توصیف خداوند آنها می‏توان به کتابهای السنه یا توحید ابن خزیمه رجوع کرد، به عنوان نمونه، البانی در حاشیه خود بر السنه ابن ابی عاصم، شماره 471، حدیث ام‏الطفیل که وی حدیث را صحیح می‏داند، در آن حدیث خداوند را جوانی با موهای بلند و نعلینی از طلا ترسیم کرده که در سبزه‏زار ایستاده است.

[28]. الأعلام، خير الدين بن محمود زرکلي، دار العلم للملايين، أيار، چاپ پانزدهم، 2002م، ج 6، ص 257.

[29]. الدرر السنية، عبدالرحمن بن محمد عاصمى، علمای نجد، محقق: عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، 1417ق/ 1996م، ج 10، صص 139 - 140.

[30]. خلافة الداعش، هیثم مناع، النص الفرنسی، 2014م، ص 83.

[31]. اثبات‌گرایی (پوزیتیویسم یا تحصل‌گرایی) که بر اساس این دیدگاه در علوم طبیعی و اجتماعی، داده‌های برگرفته شده از «تجربه حسّی» است و تنها به داده‏هایی اعتقاد دارند که از طریق مشاهده و حواس ظاهری قابل درک باشد. (برای کسب اطلاع بیش‏تر ر.ک: سلفی‏گری و وهابیت، علیزاده موسوی، ج1، ص65.)

[32]. به گزارش خبرگزاری فارس: گروه‏های سلفی و وهابی (طالبان) همین رویه را برای پیروان خود پیش گرفته و اسناد بهشت را در قبال کشتن دیگر مسلمین به آنها اعطا می‏کنند: (کد خبر: 13911208000695) و یا بر اساس گزارش خبری عرب تایمز: در میان کشفيات به دست آمده از اجساد برخي تروريستهای  تکفیری در سوریه، پس از پاکسازی القصير، علاوه بر بمبهای دستی و خشابهای گلوله‌ها، به وفور قرصها و داروهای تقويت جنسی نیز یافت شده که طبق اظهارات اسیران تکفیری، اين قرصها را  برای ورود به کاخهاي حوريان در بهشت آماده مي‏کرده‏اند. طبق فتاواي مفتيهاي وهابي، هر کس براي جنگيدن با ارتش سوريه و حزب الله و به نیت سرنگوني بشار اسد به سوريه برود، پس از کشته شدن، مستقيماً وارد بهشت شده، به آغوش حوریان مي‏رود. (به نقل از: www.mashreghnews.ir)

[33]. برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی «خبر آنلاین» به أدرس: www.khabaronline.ir.

[34]. ر.ک: www.ana.ir.

برچسب‌ها: