بررسی نقشه دشمن در منطقه

سید محمد علی تقوی ـ گروه جهادی «مقاومت»

مقدمه: امروزه پیرامون موضوعات و مسائل گوناگونی که در اجتماع رخ می دهد، سؤالات و شبهاتی برای مردم پیش می آید که بایستی برای آنها جوابی صحیح و دقیق ارائه شود تا اذهان عمومی دچار شبهه پراکنیها و کج رویها نشود. یکی از بهترین وجوه پاسخ دهی، پاسخ از لسان بزرگان دین، علما و مراجع دینی است که علاوه بر اتقان و صحّت، در پذیرش آن از سوی مخاطب، تأثیر به سزایی دارد.

یکی از مناسبتهای مهم روز پنجم ماه محرم الحرام «دعوت ابن زیاد از شبث بن ربعی و قبلیۀ او برای جنگ با امام حسین (ع)» است که این نشان از نقشه های مختلف دشمنان اهل بیت( برای دشمنی با اسلام و آموزه های دینی دارد. سؤالی که در اذهان برخی از مؤمنین ایجاد می شود این است که در دنیای امروز دشمنان اسلام برای مقابله با فرهنگ دین و اهل بیت( و دشمنی با مسلمانان، چه نقشه هایی را به کار می گیرند و از چه مسیرهایی حرکت می کنند؟

پاسخ به این سؤال و سؤالات مشابه آن را در کلام مقام معظم رهبریa جستجو می کنیم:[1]

سؤال: مذاکرات هسته ای پس از فراز و نشیبهای بسیار به سرانجام رسید و برجام (یا همان برنامه جامع اقدام مشترک) در مجلس شورای اسلامی و کنگرة آمریکا در حال بررسی است. تحلیل حضرتعالی در این باره چیست؟

آنچه مهم است، این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند؛ چون بالاخره خود کش دادن مذاکرات یک مسئله ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی کار مهمّی است.[2] رئیس جمهور محترم و به خصوص هیئت مذاکره کننده که حقیقتاً زحمت کشیدند و تلاش کردند؛ چه این متنی که تهیّه شده است، در مجاری قانونی پیش بینی شدة خود تصویب بشود و چه نشود، اجر آنها محفوظ است. این را به خود آن برادران هم از نزدیک عرض کردیم؛ البتّه برای تصویب این متن، یک مسیر قانونیِ پیش بینی شده ای وجود دارد.[3] وضع حقوقی و قانونی و مانند اینها را کسانی که اهل این مسائل هستند، باید بررسی کنند و ببینند که اقتضائات حقوقی و آنچه الزامات حقوقی این مسئله است، چیست و طبق همان بایست عمل بشود.[4]

ان شاءالله اگر گوشه و  کنارش مشکلی هم وجود داشته باشد، با تدبیر [مسئولان] برطرف خواهد شد.[5]

انتظار ما این است که دست اندرکاران، با دقّت مصالح را - مصالح کشور را، مصالح ملّی را - در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند.[6]

[لکن] یک نکته ای را من در این مسئلة هسته ای و تمام شدن مسئلة هسته ای در ذهنم هست که جزء نگرانیهای من است، جزء دغدغه های بنده است و آن این است که ما توجه کنیم به هدفهایی که دشمنان صریح جمهوری اسلامی در ذهن خودشان دارند می پرورانند و کارهایی که می خواهند انجام بدهند.[7]

باید همه تلاش کنند، همه کوشش کنند، همه کار کنند و همه بدانند دشمن می خواهد چه کار کند. حواسشان همه جمع باشد. این آن حسّاسیتی است که من می خواهم در همة مسئولین کشور به وجود بیاید، بدانند که دشمن در چه کار است. بدانند که هدف دشمن چیست.[8]

سؤال: موضوعی که در کنار مسلة هسته ای با آن مواجه هستیم، درگیریهای نظامی و فرقه ای در منطقه است. به طور کلی نقشة  دشمن را چگونه ارزیابی می کنید؟

[به طور کلی] نقشة دشمن در این منطقه عمدتاً بر دو پایه استوار است...: یکی عبارت است از ایجاد اختلاف، دوّمی عبارت است از نفوذ. این، اساس نقشة دشمن در این منطقه است. ایجاد اختلاف؛ اختلاف بین دولتها و بعد اختلاف بین ملّتها که خطرناک تر از اختلاف دولتها، اختلاف ملّتهاست؛ یعنی دلهای ملّتها را نسبت به یکدیگر چرکین کنند و عصبیّت بیافرینند؛ با نامهای مختلف. حالا یک وقت مسئلة پان ایرانیسم و پان عربیسم و پان ترکیسم و این حرفها بود، یک روز هم مسئلة سنّی و شیعه و تکفیر و مانند اینها است. به هر عنوانی که بتوانند، ایجاد اختلاف می کنند. این یک قلم از کارهای اینها است که به شدّت دارند روی آن کار می کنند.... نقشة دوّم دشمن، نفوذ است. می خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به وجود بیاورند که تا ده ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد. می خواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛[9] در صدد رخنه کردن اند. این رخنه از جاهای مختلفی ممکن است باشد؛[10] در ایران هم نیّتشان این است... نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکاییها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را. با همة توان - که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است - مقابله خواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد... در منطقه هم همین جور.[11]

سؤال: دربارة تأثیر توافق هسته ای در منطقه، برخی از سیاست مداران آمریکا ابراز امیدواری کرده اند که این توافق منجر به تغییر مواضع جمهوری اسلامی در منطقه شود و ما رفتار متفاوتی از ایران شاهد باشیم!

متفاوت یعنی چه؟ متفاوت از چه؟ متفاوت از گذشتة جمهوری اسلامی؟ نه خیر، چنین چیزی اتّفاق نمی افتد. متفاوت؛ یعنی از ارزشهای اسلامی عبور کردن؛ یعنی پایبندی به احکام اسلامی را از دست دادن. معنای متفاوت از نظر آنها این است. چنین اتّفاقی نمی افتد؛ نه دولت، نه مجلس، نه مسئولین، مطلقاً چنین کاری را نمی کنند و [اگر] کسی هم بخواهد چنین کاری را بکند، مردم از او قبول نمی کنند. نظام جمهوری اسلامی قبول نمی کند و چنین چیزی معنی ندارد.[12]

چه این متن تصویب بشود و چه نشود... سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. همان طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه ای مذاکره ای نداریم. در مورد مسائل دوجانبه مذاکره ای نداریم. گاهی در موارد استثنایی، مثل این مورد هسته ای، بر اساس مصلحت، مذاکره کرده ایم.[13]

[آنها] منظورشان از متفاوت این است که [ایران ] وارد چارچوب سیاستهای آمریکا در این منطقه شود...  توقّع دارند که مسئولین ما، دولت ما و سیاست مداران ما در جهت این سیاستها عمل کنند. چنین چیزی اتّفاق نخواهد افتاد.[14]

سؤال: از طرفی برخی از صاحب نظران داخلی نیز تنشهای بین ایران و آمریکا را موهوم می دانند و از دغدغه نظام نسبت به فعالیتهای دشمن، با عنوان «توهم توطئه» یاد می کنند.

انسان از غفلت بعضی افراد تعجّب می کند... اگر این حرف حقیقت دارد که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی جلوی منافع غارتگرانة بیگانگان را در این کشور گرفته است - که حقیقت دارد و راست است - دیگر کدام توضیحی برای اثبات وجود دشمن لازم است؟! معلوم است که دشمن کیست و چه کسی با این نظام مخالف است.[15]

اینکه می بینید یقة جمهوری اسلامی و نظام اسلامی را می گیرند و رها نمی کنند، نشانة این است که ضربه ای که جمهوری اسلامی بر پیکر استکبار وارد کرده است، خیلی عمیق بوده.[16] استکبار جهانی هم یک امر موهوم نیست؛ یک امر واقعی است و دارای مصادیق روشنی است. آمریکا بزرگ ترین مصداقش است و پشت سرِ هیئت حاکمة آمریکا، کمپانیها و تراستها و کارتلها و سرمایه دارانِ جهان خوار غالباً صهیونیست هستند که در همه جا هم گسترده اند. مخصوص آمریکا هم نیست؛ در اروپا هم اینها به شدّت نفوذ دارند. در بعضی جاهای دیگر هم همین جور. این معنای استکبار است.[17]

دشمن ما دستگاه عظیم استکبار است... این، در مقابل نظام اسلامی ایستاده است و البته از همة شیوه ها هم استفاده می کند. ضربه به او خورده است که این جور می بینید از همة امکانات استفاده می کند، از همة وسایل استفاده می کند.[18]

امام بزرگوارR فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است. این شیطان بزرگ خیلی حرف پرمغزی است. رئیس همة شیطانهای عالم، ابلیس است؛ اما ابلیس بنا به تصریح قرآن، تنها کاری که می تواند بکند این است که انسانها را اغوا می کند. بیشتر از اغوا کاری نمی تواند بکند. انسانها را اغوا می کند، فریب می دهد، وسوسه می کند؛ اما آمریکا، هم اغوا می کند، هم کشتار می کند، هم تحریم می کند، هم فریب می دهد، هم ریاکاری می کند و پرچم حقوق بشر را بلند می کند، ادّعای طرفداری از حقوق بشر می کند [؛ اما] هر چند روز یک بار در خیابانهای شهرهای آمریکا یک بی گناهی، یک بی سلاحی به دست پلیس آمریکا به خاک و خون می غلتد... جریانهای جنگ افروز، از قبیل همینهایی که حالا در عراق و سوریه و بقیّة جاها مشغول خرابکاری هستند [به راه می اندازند]؛ اینها کارهای آمریکا است... حقیقت رژیم آمریکا اینها است.[19]

اینکه بنده دارم می گویم دشمنی، نه اِخبار از غیب و نه خواب دیدن و نه تخیّلات و توهّمات است؛ نه، واقعیتهایی است که جلوی چشم ما است.[20] [با این حال] ترویج می کنند که ما توهم می کنیم که علیه مان توطئه هست و دشمنی وجود دارد! خیلی خوب. کسانی که دلشان می خواهد چشم خودشان را روی هم بگذارند و بگویند: ان شاءالله گربه است، بگذارند؛ اما واقعیت که عوض نمی شود. وجود دشمن، با به خواب رفتن من و شما که از بین نمی رود. اگر دشمن، کمین گرفته و منتظر فرصت است که ضربه وارد کند، چه من و شما بدانیم، چه ندانیم، اگر به فرض، خود را به ندانستن هم بزنیم، بالاخره دشمنی خودش را می کند؛ چون دشمن است. با ندانستن ما، یا خود را به ندانستن زدن، دشمن از دشمنی خود دست بر نمی دارد. افرادی مایلند اثبات کنند که نه خیر، ملت ایران هیچ دشمنی ندارد! کنار خانة خودتان بنشینید و به کار خودتان سرگرم باشید. خاطرتان هم جمع باشد که همه جا امن و امان است![21]

نمی خواهند این را بفهمند، نمی خواهند باور کنند؛ چون اگر چنانچه باور کنند، تکلیف به گردنشان می گذارد. بعضیها هم کشش آن را ندارند؛ اما واقعیت قضیه این است؛ یعنی امروز در زمینه های مختلف - همان طور که عرض کردیم؛ هم در زمینة اقتصادی، هم در زمینة فرهنگی، هم در زمینة سیاسی - یک جنگی در کشور وجود دارد.[22]

سؤال: برخی رسانه ها و جریانات سیاسی در صدد عادی سازی روابط ایران و آمریکا هستند و این رابطه را جهت حل مشکلات داخلی ضروری می دانند. نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟

امروز آمریکا منافع خودش را در دنیا تعریف کرده - پنهانی هم نیست - در مقالاتشان نوشته اند، در تحلیلهای سیاسیشان، منافع خودشان را تعریف کرده اند. منافع آنها عبارت است از ایجاد دنیای یک قطبی؛ یعنی در رأس مجموعه کشورهای عالم، دولتی به نام دولت آمریکاست و در بدنه، انواع و اقسام دولتها هستند؛ بعضی دارای قدرت علمی و پیشرفتهای علمی و دارای توان نظامی اند. باید با آنها به نحوی ساخت و در معارضه با آنها، منافع آنها را بر منافع خود ترجیح داد. این تحلیل آمریکایی است. دولتهایی هم هستند که از اقتدار نظامی یا اقتدار اقتصادی برخوردار نیستند. اسمهایی برای آنها گذاشته می شود: کشورهای در حال توسعه، کشورهای - در اصطلاح قبلی - جهان سوم. از همة فرصتهای اینها که می توان برای توسعة اقتدار آمریکا استفاده کرد، باید استفاده کرد.[23]

از نظر خود آمریکاییها، رابطة بین آمریکا و کشورهای به قول خودشان جهان سوم، رابطة ارباب و رعیت است. آنها اربابند، اینها رعیت. آنها هر اختیاری، در این کشور دارند؛ نفتش را ببرند، گازش را ببرند، منافعش را ببرند، پولش را بگیرند، منافع آمریکا را در اینجا تأمین کنند، ملت را هم این جور تحقیر کنند.[24]

در طول تاریخِ اقلاً هفتاد هشتاد سال اخیر - البته قبل هم خیلی حرفها در تاریخ آمریکا هست [که] نمی خواهیم حالا وارد آن حرفها بشویم - شما نگاه کنید در دنیا، ببینید آمریکا چه کار کرده؟ جنگهایی که آمریکا به راه انداخته است، انسانهای بی گناه و غیرنظامی ای که در این جنگها و در غیر این جنگها به خاک و خون کشانده است. دیکتاتورهایی که در شرق و غرب دنیا مورد حمایت آمریکا قرار گرفته اند - یکی از آنها محمدرضای پهلوىِ ایران بود و ده ها نفر از قبیل او در کشورهای آسیایی، در کشورهای آفریقایی، در کشورهای آمریکای لاتین، از نظامی و غیر نظامی - و سالهای متمادی به مردم خودشان ظلم کردند، خون مردم را به شیشه کردند، ثروتهای مردم را غارت کردند، پدر مردم را درآوردند. حمایت از اینها در کارنامة عمل آمریکا وجود دارد. حمایت از تروریسم بین الملل و حمایت از تروریسم دولتی. این دولت جعلی جنایتکار صهیونیستی که غاصب فلسطین است، ده ها سال است که مورد حمایت آمریکا است؛ مردم را می کُشد، خانه ها را خراب می کند، ظلم می کند، جوانها را، زنها را، مردها را، کودکان را به زندان و حبس می کشاند. به بیروت حمله کردند، صبرا و شتیلا را نابود کردند، چه و چه؛ همه مورد حمایت آمریکا است. اینها در سیاهة اعمال آمریکا ثبت است... چطور می شود این چهره را با بزک و آرایش تغییر داد در مقابل چشم ملت ایران؟[25]

بعضیها اصرار دارند این شیطان بزرگ را با این خصوصیّات - که از ابلیس بدتر است - بزک کنند و به شکل فرشته وانمود کنند. چرا؟ دین به کنار، انقلابیگری به کنار، وفاداری به مصالح کشور چه می شود؟ عقل چه می شود؟ کدام عقلی و کدام وجدانی اجازه می دهد که انسان قدرتی مثل قدرت آمریکا را به عنوان دوست، به عنوان مورد اعتماد، به عنوان فرشتة نجات انتخاب بکند؟[26]

از همان اوایل انقلاب [هم] می گفتند: آقا حالا که انقلاب پیروز شد، دیگر بس است؛ برویم با آمریکاییها مسائل را تمام کنیم! این معنایش این بود که شعار ظلم ستیزی انقلاب تخطئه شود. این را تشویق می کردند. در طول زمان، بودند کسانی که دنبال این بودند؛ یعنی برویم با آمریکا همراه شویم. آن کسی که دشمن اصلی ماست، برویم زیر بال او و به دامن او پناه ببریم. معنای این حرف، فروختن قضیة فلسطین است. معنای این حرف، اغماض کردن از جنایات آمریکا در عراق و افغانستان و امثال اینهاست. معنای این حرف، چشم بستن بر روی این همه ظلمی است که آمریکا در جهان بر ملتها دارد انجام می دهد. معنای این حرف؛ یعنی به این مسائل اعتراض نکنیم. خوب، عادی کردن روابط معنایش این است که دیگر ملت ایران و مسئولین ایران نتوانند صریح اعتراض کنند و حرفشان را بزنند و یک مرحله آن طرف تر، تدریجاً مجبور شوند حرف آنها را قبول کنند.[27] یک عده سعی نکنند... زشتیها و وحشت آفرینیها و خشونتها را از چهرة آمریکا بزدایند و در مقابل ملت ما، به عنوان یک دولت علاقمند انسانْ دوست معرفی کنند. اگر سعی هم بکنند، سعی شان بی فایده است.[28]

سؤال: با این وجود، توافق هسته ای تأثیری در کاهش این تنشها نخواهد گذاشت!

با لبخند دشمن، با احیاناً یک مساعدت کوتاه مدّت دشمن در یک امری، در یک مسئله ای، یا فرض کنید مساعدتی که در یک جا کرد، یک همراهی ای کرد، یک کلمه حرفی احیاناً - که خیلی هم بعید است - به نفع جمهوری اسلامی بر زبان آورد، به این حرفها ما فریب نخوریم.[29]

 [هر چند امروز] آمریکا دشمنی خودش را پنهان هم نمی کند. بله، تقسیم وظایف می کنند؛ یکی لبخند می زند، یکی مصوّبه علیه جمهوری اسلامی تهیّه می کند و دنبال می کند. این به نحوی تقسیم وظایف است. دنبال چیزی به نام مذاکره با ایران اند؛ [امّا] مذاکره بهانه است. مذاکره وسیله برای نفوذ است. مذاکره وسیله برای تحمیل خواسته هاست.[30] اعتقاد ما این است که دشمنیِ رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی یا دولت ایالات متّحدة آمریکا با ما از اوّل تا حالا هیچ کم نشده؛ ...شیوه های کاری آنها تحوّل پیدا کرده، پیشرفت پیدا کرده. یک وقت یک جور دشمنی می کردند، ضربه می زدند، حالا با ابزار دیگری، با وسیلة دیگری. این را نباید از نظر دور داشت.[31] همین حالا در کنگرة آمریکا علیه ایران مشغول توطئه اند. خبرهایی که به ما می رسد، نشان می دهد که همین حالا یک عدّه ای در داخل کنگرة آمریکا مشغول طرّاحی مصوّبه ای هستند برای اذیّت کردن و برای ایراد درست کردن و برای مشکل فراهم کردن برای جمهوری اسلامی ایران. دشمنی اینها این جور است. تمام شدنی نیست.[32]

[از طرف دیگر] مبارزة با استکبار، مبارزة با نظام سلطه، تعطیل پذیر نیست.[33] ما یک عنوانی داریم در ادبیّات سیاسی مان و آن عبارت است از نظام سلطه.[34] نظام سلطه؛ یعنی نظامی که بر پایة رابطة سلطه گر و سلطه پذیر بنا شده؛ ...کشورهای دنیا یا مجموعه های بشری دنیا، تقسیم می شوند به سلطه گر و سلطه پذیر. آن اتّفاقی که امروز در دنیا افتاده [این است که] یک عدّه ای سلطه گرند، یک عدّه سلطه پذیرند. دعوای با ایران هم سر همین است. این را بدانید! دعوای با جمهوری اسلامی این است که این، نظام سلطه گر و سلطه پذیر را نپذیرفته. سلطه گر که نیست، خودش را از سلطه پذیری هم بیرون آورده و پای این حرف ایستاده.[35] مظهر کامل نظام سلطه [هم] رژیم ایالات متّحدة آمریکاست.... که از اخلاقیّات انسانی هیچ بهره ای ندارند و در انجام جنایت – همه جور جنایتی - هیچ ابایی ندارند و این جنایت و این فشار و این خشونت را هم خیلی راحت در زیر لبخند، در زیر الفاظ متعارف، الفاظ خوب و زیبا پنهان می کنند. مظهر آن، این است. بنابراین، دشمن که می گوییم؛ یعنی این.[36]

[لذا مبارزه با] این، جزء کارهای ماست، جزء کارهای اساسی است، جزء مبانی انقلاب است؛ یعنی اگر مبارزة با استکبار نباشد، ما اصلاً تابع قرآن نیستیم... مبارزه با استکبار تعطیل پذیر نیست. تکلیفش کاملاً روشن است و خودتان را آماده کنید برای ادامة مبارزه با استکبار.[37]

سؤال: فرمودید که یکی از اهدف دشمن که در مذاکرات هسته ای دنبال می شود، نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. راه مقابله با آن چیست؟

هدف دشمنان ما با ریختهای مختلف و قیافه گیریهای مختلفی که از خودشان نشان می دهند - گاهی اخم می کنند، گاهی لبخند می زنند، گاهی اوقات وعده می دهند، گاهی تهدید می کنند - تسلّط بر کشور است. دشمن می خواهد برگردد به دوران سلطة بی قید و شرط خود بر این کشور؛ چون اسلام با این برگشت به شدّت مخالف است و نیروی مقاوم در مقابل این توطئة دشمن، «اسلام» است. با اسلام مخالف اند. مخالفت دشمن با اسلام به خاطر این است که می دانند معارف اسلامی، احکام اسلامی در مقابل آنها سدّ مستحکمی درست کرده است. با ملّت ما مخالف اند؛ چون ملّت در مقابل آنها مثل کوهی ایستاده است. با هر کسی در میان ملّت که در مقابل دشمن ایستادگی بیش تری داشته باشد، بیش تر مخالف اند. با عناصر مؤمن بیش تر مخالف اند. با سازمانها و نهادهای انقلابی بیش تر مخالف اند. با عناصر حزب اللّهی بیش تر مخالف اند؛ چون می دانند اینها سدّهای محکم و مستحکم در مقابل نفوذ دشمنان هستند. دشمن دنبال سلطه گری است و همة تلاش دشمن برای این است که جلوی حرکت اسلامی نظام جمهوری اسلامی را که مایة پیشرفت و ترقّی و اوج این ملّت است، بگیرد.[38]

ملّت بزرگ ایران، این شیطان بزرگ را از کشور بیرون کرد. نباید بگذاریم دوباره برگردد. نباید بگذاریم از در رفت، از پنجره برگردد. نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند. دشمنی اینها تمام نمی شود.[39] به نظر من کاری که علی العجاله باید کرد این است که در اتّخاذ مواضع انقلابی باید صراحت داشت؛ یعنی رودربایستی نکنیم. مواضع انقلابی را، مبانی امام بزرگوار را صریح بیان کنیم، خجالت نکشیم، رودربایستی نکنیم، ترس نداشته باشیم و بدانیم که ]وَ للهِ  جُنودُ السَّماواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَزیزًا حَکیمًا[. همة امکانات عالم و سنن عالم، جنود الهی هستند، می توان آن جنود الهی را پشت سرِ خود قرار داد و به کمک خود کشاند با توکّل به خدا، با پیمودن راه خدا... یکی این مسئلة صراحت است... یکی هم حفظ این یکپارچگی ای که خوشبختانه در مردم وجود دارد. وقتی می گوییم یکپارچگی، فوراً نباید به ذهن بیاید که حالا همة افراد جامعه مثلاً مثل برادر با هم صمیمی اند؛ نه. حرکت، حرکت عمومی است. فرض کنید در راه پیمایی بیست و دوّم بهمن، وقتی شما نگاه می کنید، همه دارند به یک طرف حرکت می کنند. آیا اینها همه مثل هم هستند؟ همه از یک جناح اند؟ همه از یک گروه اند؟ نه؛ ولی جهت یکی است. این جهت گیری واحد را بایستی ما قدر بدانیم و پاس بداریم و به آن بایستی اهمیّت بدهیم. حاشیه سازی نباید بشود. بعضی از حاشیه سازیها تشتّت آور است؛ یعنی همین وحدت جهت گیری را به هم می زند. مراقب این معنا باشیم.[40]

از این قضایای هسته ای و غیر هسته ای و مانند اینها، دودستگی درست نشود که هر دسته یک جور بگویند! بالاخره یک کاری است دارد انجام می گیرد، مسئولینی دارد، دنبال می کنند، ان شاءالله آنچه منافع ملّی است، تشخیص بدهند و دنبال آن باشند. بین مردم نباید دودستگی به وجود بیاید. دشمن این را می خواهد. الان هم اگر کسی تعقیب کند این سخن پراکنیهای بیگانگان را، این رادیو تلویزیونها و این وبگاه هایی که از طرف آنها دارد همین طور مرتّب توسعه پیدا می کند و مرتّب هم دارند مطلب می دهند، دنبال این هستند که بین مردم دودستگی ایجاد کنند. نگذارید دودستگی بشود! وحدت را حفظ کنید! با هم باشید![41]

سؤال: آیا می توان به پایان این خصومتها امیدوار بود؟

این دشمنیها ادامه پیدا می کند... تا وقتی شما قوی بشوید، تا وقتی ملّت ایران آن چنان قوی بشود که دشمن مأیوس بشود از تهاجم سیاسی یا امنیّتی یا نظامی یا اقتصادی یا تحریم و غیر ذلک. باید ما قوی بشویم. باید در داخل، خودمان را قوی کنیم. بنده مکرّر عرض کرده ام: این قوّتی که برای کشور لازم است چه جوری تأمین می شود. اوّلاً از راه یک اقتصاد قوی. همین اقتصاد مقاومتی که سیاستهای آن ابلاغ شده است و بر روی زمین و به صورت کار عملی و عملیّاتی و اجرایی هم باید با شدّت هرچه تمام تر و بدون فوت وقت دنبال بشود. خوب، یک کارهایی را دوستان ما در دولت دارند انجام می دهند، بحمدالله. یکی این است که اقتصاد کشور قوی بشود، جوان کشور بی کار نماند، ابتکارهای جوانها روی زمین نماند. این یکی از راه هایش است. یک راه دیگر، توسعة علم است. کاروان علم شتاب خود را از دست ندهد. در علم پیشروی کنیم. همه چیز به علم وابسته است. این هم یکی از راه های تقویت است. یکی از مهم ترین راه های تقویت درونی، حفظ روحیّة انقلابیگری است در مردم، به خصوص در جوانها. سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند. نسبت به انقلاب بی تفاوت بار بیاورند. روحیّة حماسه و انقلابیگری را در او بکُشند و از بین ببرند. جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّة انقلابیگری را باید حفظ کند و مسئولین کشور جوانهای انقلابی را گرامی بدارند! این همه جوانهای حزب اللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند، به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّة انقلابیگری تشویق کرد. این روحیّه است که کشور را حفظ می کند. از کشور دفاع می کند. این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور می رسد. سه عامل اساسی اقتدار ملّی اینهاست: اقتصاد قوی و مقاوم، علم پیشرفته و روزافزون، و حفظ روحیّة انقلابیگری در همه، به خصوص در جوانها. اینهاست که می تواند کشور را حفظ کند. آن وقت دشمن مأیوس خواهد شد.[42]

سؤال: بازگردیم به اهداف منطقه ای دشمن. فرمودید: اولین نقشة دشمن، ایجاد اختلاف است. امروز کشورها درگیر جنگهای داخلی هستند. از سوریه و عراق که با گروه های تکفیری داعش دست و پنجه نرم می کنند تا بحرین و یمن که مورد تجاوز بی رحمانة آل سعود قرار گرفته اند. تحلیل حضرتعالی از فعالیتهای دشمن و اهدافی که دنبال می کند، چیست؟

منافع قدرتهای بزرگ، در این تفرقه است. نمی خواهند امّت اسلامی یکپارچه باشد. نمی خواهند این قدرت عظیم، در افق قدرتهای جهانی سر بلند کند و خودش را نشان بدهد؛ نمی خواهند. اگر امّت اسلامی یکپارچه بود، اگر بر روی مشترکات خود تکیه می کرد، در سپهر سیاست جهانی بدون تردید یک قدرت منحصر به فرد می شد، با این جمعیّت عظیم، با این کشورها در مناطق حسّاس عالم، با این منابع و ذخایر زیرزمینی، با این ثروت طبیعی و با این ثروت نیروی انسانی. اگر ما متّحد می شدیم، یک چنین پدیده ای دنیا را فرامی گرفت. نمی خواهند این اتّفاق بیفتد. رژیم صهیونیستی را در این منطقه کاشتند، برای اینکه ایجاد اختلاف کنند. برای اینکه کشورهای منطقه را مشغول کنند به درون خود. ملّتها در مقابل رژیم صهیونیستی مقاومت کردند؛ یعنی تسلیم نشدند. این نکته را توجّه کنید! در طول ده ها سالی که رژیم صهیونیستی با پشتیبانی و کمک انگلیس و بعد هم آمریکا، در این منطقه، مرتّب، روزبه روز بر قدرت مادّی خود افزود، در این مدّت برخی دولتهای ضعیف و برخی آدمهای ناباب در دولتهای مسلمان گرایش پیدا کردند به جانب صهیونیستها. خیلی از دولتهای مسلمان و برخی از سیاستمداران دنیای اسلام -از جمله رژیم منحوس قبلیِ کشور خود ما و بعضیهای دیگر- با صهیونیستها که غاصب بودند، معارض بودند، متجاوز بودند، آدم کُش بودند، توسعه طلبی داشتند، «از نیل تا فرات» می گفتند، با یک چنین دولتی ارتباطات برقرار کردند و دشمنیها را به کلّی نادیده گرفتند؛ امّا ملّتها نه؛ ملّتها همچنان در دلشان احساس نفرت از صهیونیسم اشغالگر و دولت صهیونیست موج می زد. ملّتها در این زمینه دنبال دولتها نرفتند و خوب، این برای دولتهای وابستة به آمریکا و رفیق و هم کاسه با رژیم صهیونیستی، چیز سنگینی بود. فکر کردند این را باید خراب کنند و ملّتها را باید از صهیونیسم منصرف کنند. چه کار کردند؟[43]

[از آنجا که] در تونس، در مصر با شعارهای اسلامی، حکومتهای طاغوتی سرنگون شدند، بلافاصله آمریکاییها و عوامل اسرائیلی درصدد برآمدند که از این فرمول برای نابود کردن دولتهای مقاومت و کشورهای مقاومت استفاده کنند؛[44] این جنگهای داخلی را راه انداختند.[45] رفتند سراغ سوریه. یک عدّه مسلمان ساده و بی بصیرت در این نقشه قرار گرفتند. کار سوریه را به آنجایی رساندند که مشاهده می کنید، چهار پنج سال است یک کشور را دچار یک چنین تلاطمی کردند که معلوم هم نیست کِی تمام بشود. این کاری بود که دشمن کرد و مسلمان ساده لوح هم در نقشة دشمن قرار گرفت و جدول دشمن را پر کرد. این اتّفاق در موارد زیادی می افتد. گروه های تکفیری را اینها درست کردند، جماعتهای هتّاک و جرّار و جبّار را اینها درست کردند و به جان امّت اسلامی انداختند و این را به عنوان جنگ مذهبی وانمود می کنند. من به شما عرض می کنم که این اختلافاتی که امروز شما می بینید در عراق و در سوریه و در بقیّة جاها سعی می شود عنوان دعوای مذهبی به آن داده بشود، به هیچ وجه دعوای مذهبی نیست، دعوای سیاسی است. جنگ در یمن، جنگ سیاسی است، نه جنگ مذهبی. به دروغ می گویند که بحث شیعه و سنّی است، در حالی که شیعه و سنّی نیست. بعضی از آنهایی که زیر بمباران سعودیها در یمن دارند بچّه و زن و کودک شیرخوار و بیمارستان و مدرسه را از دست می دهند، شافعی اند، بعضی شان زیدی اند. بحث شیعه و سنّی نیست؛ دعوا، دعوای سیاسی است، دعوای سیاستهاست.[46]

سؤال: اشاره فرمودید  که ایران در خصوص مسائل منطقه با آمریکا مذاکره نخواهد کرد، در حالی که این مذاکرات می تواند در حلّ و فصل مناقشات راه گشا باشد. علت مخالفت حضرتعالی با این مذاکرات چیست؟

سیاستهای ما در منطقه، نقطة مقابل سیاستهای آمریکا است.[47] [ما] در مورد همة کشورها معتقدیم تصمیم گیر، خود ملّتهای آن کشورهایند. از بیرون، نه ما و نه غیر ما، حق نداریم تصمیم بگیریم نسبت به سرنوشت ملّتها؛ خودشان باید تصمیم بگیرند. این اعتقاد ماست؛ [اما] سیاست قدرتهای استکباری در این منطقه، سیاستهای خائنانه است... در عراق، سیاست قدرتهای استکباری این است که نظام برآمده از انتخابات و اکثریّت و دموکراسی را سرنگون کنند. دنبال این هستند، تضعیف کنند، اخلال کنند، نگذارند کار کند و شیعه و سنّی را در عراق به جان هم بیندازند... در نهایت هم اینها دنبال این هستند که عراق را تجزیه کنند. سیاست ما، درستْ نقطة مقابل این است. ما معتقدیم دولت برآمدة از انتخابات را در عراق باید تقویت کرد. معتقدیم در مقابل کسانی که اختلافات داخلی به وجود می آورند، باید ایستادگی کرد، مقاومت کرد، تمامیّت ارضی عراق را باید حفظ کرد. این سیاست، درستْ نقطة مقابل سیاست استکبار در عراق است... سیاست استکبار در قبال سوریه این است که بنشینند، بیرون از ارادة ملّت، این دولتی را و این ملتّی را که شناخته شده است که در مقابلة با صهیونیستها قرص و محکم ایستاده... بگویند: این دولت نباشد. ما می گوییم: نه، دولتی که شعارش، هدفش و نیّتش ایستادگی در مقابل صهیونیستها است، این دولت برای دنیای اسلام مغتنم است. ما هیچ نفع خاصّ شخصی ای در سوریه یا در عراق نداریم. ما به فکر دنیای اسلامیم. ما به فکر امّت اسلامی هستیم. مواضع ما با استکبار این جور در مقابل هم قرار دارد. در لبنان سالهای متمادی رژیم صهیونیستی بخش مهمّی از لبنان را اشغال کرده بود، و استکبار و در رأس آنها آمریکا سکوت کردند. سکوت توأم با رضایت. بعد یک گروه مقاومت مؤمنِ فداکاری پیدا شدند که شریف ترین گروه های دفاع ملّی، همین گروه مقاومت در لبنان و حزب الله لبنان است. اینها جزء شریف ترین گروه های مقاومت ملّی و دفاع ملّی در سطح جهان اند. ما کم تر گروه مقاومتی را داشته ایم در کشورها که این جور پاکیزه، باایمان، فداکارانه و موفّق عمل کنند و کمر به قتل اینها بسته اند و اینها را متّهم می کنند به تروریسم. حزب الله تروریست است؟ نیروی عظیم دفاع ملّی از لبنان تروریست است؟ اسم این تروریست است؟ پس نیروهای مقاومتی که شما اروپاییها و دیگران بهشان افتخار می کنید در طول تاریخ - در فرانسه و در کشورهای دیگر- که به عنوان دفاع از میهنشان ایستاده اند، آنها هم تروریست بودند؟ نیرویی که در مقابل متجاوز ایستاده است، در مقابل عوامل استکبار ایستاده است و فداکاری می کند، تروریست است؟ آن وقت دست رژیم کودک کُشِ جبّارِ جنایت کارِ صهیونیستی را به عنوان برادر، به عنوان دوست همیشگی می فشرند. سیاست آنها این است.... همین مسئله در مورد یمن هست، در مورد بحرین هست، در مورد کشورهای دیگر [هم ] هست... الان نزدیک چهار ماه - یا سه ماه و خورده ای - است که دارند یمن را می کوبند. چه کسی را می زنند؟ مساجد را می زنند، بیمارستانها را می زنند، شهرها را می زنند، خانه ها را می زنند، مردم بی گناه را می کشند، بچّه ها را می کشند؛ جرم اینها چیست؟[48]

با یک چنین سیاستی چگونه می شود معامله کرد؟ چگونه می شود مذاکره کرد؟ چگونه می‎ شود به توافق رسید؟[49]

سؤال: نسخة درمان این التهابات که گریبان گیر جوامع اسلامی شده است، چیست؟

دنیای اسلام یک نسخه امروز دارد و آن اتّحاد است.[50] امروز سیاستهای خباثت آلود استکبار در منطقة ما ایجاد جنگهای نیابتی است... ترساندن این کشورها از همدیگر است. دشمنِ موهوم درست کنند و دشمن اصلی را که استکبار است، کمپانیهای متجاوز و متعدّی و وابستگان آنها هستند، صهیونیست است، در حاشیه نگهدارند... ایران در مقابل عرب، فلان قومیّت در مقابل فلان قومیّت دیگر، شیعه در مقابل سنّی؛ اینها سیاستهای دشمنان است... برای منافع خودشان، کشورهای منطقه را یا گروه هایی در داخل کشورها را تحریک کنند و وادار کنند که به جان هم بیفتند و آنها منافع خودشان را دنبال کنند، جیب کمپانیهای اسلحه سازی را پر کنند. سیاستهای اقتصادیِ اقتصاد نزدیک به ورشکستگی خودشان را ترمیم کنند. هدف آنها این است. هوشیارانه باید با این مقابله کرد.[51]

تشدید اختلافات در دنیای اسلام، ممنوع است... [در روابط منطقه ای] ما بنایمان بر ارتباطات خوب با همسایگان است. دولتها و بالخصوص ملّتها. ارتباطات کشور ما با ملّتها ارتباطات خوبی است... [البته] بایستی اصول محفوظ بماند... یکی از اصول ]اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم[ است. ما با دشمنان، با استکبار سرِ آشتی نداریم و با برادران مسلمان بنای بر دشمنی و عداوت نداریم. بنای بر دوستی و رفاقت و برادری داریم؛ چون معتقدیم باید ]اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ و رُحَماءُ بَینَهُم[ بود... ما در حمایت از مظلوم نگاه به مذهب طرف مقابل نمی کنیم و نکردیم... ما همان حمایتی را که از برادرانمان در لبنان کردیم، از برادرانمان در غزّه [هم ] کردیم؛ بدون هیچ تفاوتی. آنها سنّی بودند، اینها شیعه اند. مسئله برای ما، دفاع از هویّت اسلامی است، حمایت از مظلوم است، مسئلة فلسطین است... در دشمنیهایمان هم فرق نمی کند. مسئله، مسئلة سنّی و شیعه و مذهب و مانند اینها نیست. مسئله، مسئلة اصول اسلام است: «کونوا لِلظّالِمِ خَصمًا وَ لِلمَظلُومِ عَونًا» این دستور اسلام است.[52] امروز در کشورهای اسلامی، کشورهایی هستند که مسئولان آن کشورها دچار خطای باصره اند؛ نمی توانند دوست را از دشمن تشخیص بدهند. دشمن را دوست خیال می کنند، دوست را دشمن خیال می کنند. خوب، انسان ضربه می خورد. یک چنین کشوری، با چنین نگاهی، با چنین بینشی، دچار ضربه می شود. بصیرت لازم است.[53]

[مسئلي دیگر اینکه] از درون باید اقتدار بجوشد. تقوای عمومی و اجتماعی، مثل تقوای فردی است. در تقوای فردی... شما وقتی که متّقی باشید، از درون مصونیّت پیدا می کنید؛ مثل کسی که واکسن زده و در خود ایجاد مصونیّت کرده که به یک محیط آلودة به میکروب هم که برود، میکروب در او اثر نمی کند. تقوا این جوری است. تقوا نمی گذارد که محیط بیرونی روی شما اثر بگذارد. لااقل نمی گذارد به آسانی اثر بگذارد. تقوای فردی این جوری است. تقوای ملّی هم همین جور است؛ اگر یک ملّتی از درون خود را قوی کند، علم خود را، صنعت خود را، ایمان خود را، فرهنگ خود را تقویت بکند، نیروهای بیرونی نمی توانند رویش تأثیر بگذارند. این نسخه ای است که امروز همة ما بایستی به این نسخه عمل کنیم. دنیای اسلام هم باید به این نسخه عمل کند.[54]

__________________________________________

[1]. ذکر دو نکته در اینجا ضروری است:

الف) فرمایشات مقام معظم رهبری> برگرفته از سایت دفتر ایشان به نشانی www.khamenei.ir است و عبارات و جملاتی که بر آن افزوده شده، با علامت [] نشانه‏گذاری شده است.

ب) در ذکر مأخذ سخنان مقام معظم رهبری> به تاریخ سخنرانی اکتفا شده و علاقمندان می‏توانند با مراجعه به سایت مذکور، محل سخنرانی و حاضرین در آن را ملاحظه نمایند.

[2]. 10/6/94.

[3]. 27/4/94.

[4]. 12/6/94.

[5]. 4/6/94.

[6]. 27/4/94.

[7]. 4/6/94.

[8]. 12/6/94.

[9]. 26/5/94.

[10]. 4/6/94.

[11]. 26/5/94.

[12]. 12/6/94.

[13]. 27/4/94.

[14]. 12/6/94.

[15]. 19/11/79.

[16]. 23/2/88.

[17]. 12/6/94.

[18]. 23/2/88.

[19]. 18/6/94.

[20]. 4/6/94.

[21]. 26/9/78.

[22]. 14/2/94.

[23]. 5/5/79.

[24]. 12/8/89.

[25]. 28/11/92.

[26]. 18/6/94.

[27]. 15/11/88.

[28]. 28/11/92.

[29]. 12/6/94.

[30]. 18/6/94.

[31]. 4/6/94.

[32]. 18/6/94.

[33]. 20/4/94.

[34]. 26/5/94.

[35]. 20/4/94.

[36]. 26/5/94.

[37]. 20/4/94.

[38]. 14/3/94.

[39]. 18/6/94.

[40]. 4/6/94.

[41]. 27/4/94.

[42]. 18/6/94.

[43]. 27/4/94.

[44]. 26/5/94.

[45]. 27/4/94.

[46]. 26/5/94.

[47]. 26/5/94.

[48]. 27/4/94.

[49]. 27/4/94.

[50]. 27/4/94.

[51]. 26/2/94.

[52]. 26/5/94.

[53]. 2/3/94.

[54]. 27/4/94.

برچسب‌ها: