علت آسیب پذیری جنس مونث، در روابط دختر و پسر

پرسش:

چرا در رابطه بين دو جنس مخالف، جنس مؤنث، بیشتر آسیب می بیند؟ چرا باید زن اینقدر عاطفي و احساسي باشد كه از نظر روحي لطمه بخورد؟

در اين كه بين زن و مرد تفاوت هايي وجود دارد شك نيست؛ كما اينكه بين دو مرد و بين دو زن نيز تفاوت هاي فراواني مي توان يافت؛ از تفاوتهاي جسماني گرفته تا تفاوتهاي استعدادي و رواني و ... . كما اينكه بين انسان و تك تك حيوانات و موجودات نيز تفاوت هاي فاحشي است. بلكه اساساً در عالم خلقت ، هيچ دو موجودِ از همه جهت شبيه هم يافت نمي شود.
اين سوال كه چرا زنان عاطفي هستند، مانند اين است كه بپرسيم كه چرا آب تر است! دست پر حكمت خلقت با توجه وظائفي كه براي زن و مرد قرار داده است، در درون آنان توانايي هايي را قرار داده است. زن عاطفي است چون مسئول نگهداري، مراقبت و تربيت كودكان خود است. زن عاطفي است چون قرار است از دامن او مرد به معراج برود. او با عاطفه است چون در اين جهان كارهايي كه نياز به عاطفه دارد، بر عهده او قرار داده شده است. براي روشن شدن موضوع لازم است مثالي را ذكر كنم. ميزان فركانسي كه صداي گريه نوزاد ايجاد مي كند، يكسان است. اين فركانس به گوش مادر و پدر كه هر دو خواب هستند، مي رسد؛ با اولين صداي ناله نوزاد مادر از خواب بيدار مي شود و نيازهاي نوزاد را بر طرف مي كند، اما پدر ممكن است تا صبح در خواب خوش باشد و به هيچ عنوان متوجه صداي نوزاد نشود.
اگر بخواهيم با واقع نگري به قضاوت بنشينيم بايد بگوئيم كه زن و مرد تفاوت هايي( نه تضاد) در جنبه هاي مختلف شخصيتي ، رفتاري و ... با يكديگر دارند (كه در ادامه بدان اشاره خواهد شد)، اما شايسته است علاوه بر واقع بيني، از جامع نگرى كه جزو پايه‏هاى انديشه صحيح است در مورد اين تفاوت ها غفلت ننموده و جنبه‏هاى مختلف اين پديده را مورد توجه قرار داده و از نگرش تك بعدى دورى نماييم.
همانگونه كه دو قطب مشابه آهن ربا همديگر را دفع و دو قطب نامشابه (يكي مثبت و يكي منفي ) همديگر را جذب مي كنند، بايد گفت كه بر طبق قانون زوجيت در نظام آفرينش، خداوند انسان ها را به گونه اي آفريده است كه به صورت فردي و تنهايي نمي توانند به حيات سعادتمندانه اي دست يابند. آنها هم مثل همه پديده هاي عالم، زوج و جفتي دارند و همين تفاوت هاست كه زمينه ساز تكاملشان است.
زن‌ و مرد علاوه بر آنكه از نظر ساخت‌ بدني‌ از هم‌ متمايزند، تفاوت هاي‌ رواني‌ زيادي با همديگر دارند كه اطلاع از آنها مي تواند زمينه رسيدن به شناختي بر اساس واقعيت از جنس مخالف را برايتان فراهم سازد. زن‌ از مرد عاطفي‌تر است‌ و با اين‌ سرشت‌ به‌ دنيا مي‌آيد و زندگي‌ مي‌كند و به‌ ارتباط هاي‌ عاطفي‌ علاقه‌ نشان‌ مي‌دهد. احساس‌ محبت‌ در دختران‌ بيش‌ از پسران‌ است. مرد بيشتر بر ارتباطهاي‌ فعاليت‌ مدار توجّه‌ دارد و دنياي‌ بيرون‌ را هدف‌ قرار مي‌دهد و انرژي‌ خود را صرف‌ تسلط‌ بر آن‌ مي‌كند.
زن موجودي مهر طلب است. او با تمام وجود به مرد عشق مي ورزد و عشق او كمتر رنگ و لعاب جنسي به خود مي گيرد. براي‌ زنان‌ عشق‌ يك‌ ارزش‌ است. زنان در روابط‌ ‌خود‌ به‌ رفتارهاي گرم‌ و آكنده‌ از محبت‌ نياز دارند. زن بدون شناخت از احساسات و عواطف مرد كه او براي ارضاء نيازهاي خود مي خواهد تمام قلب و هستي خود را در اختيار مرد قرار مي دهد و حال آنكه مرد تنها بخشي از قلب خود را براي زن اختصاص مي دهد و چه بسا زماني كه نيازهاي مرد بر طرف شد، زن را رها مي كند و از رابطه ضربه چنداني نمي خورد اما زن كه گويي تمام هستي خود را باخته، ضربه شديدي از اين خيانت مي خورد.
در روابط دوستانه با جنس مخالف، زن به صورت صادقانه به طرف مقابل عشق مي ورزد و گمان او اين است كه مرد هم صادقانه به او عشق مي ورزد و حال اينكه حقيقت اين است كه مرد تنها به زن به مثابه وسيله اي براي ارضاء نيازهايش نگاه مي كند و زماني كه نيازهاي مرد ارضاء شد ديگر انگيزه اي براي ادامه اين رابطه براي مرد باقي نمي ماند. گذشت زمان و تجربه به زن ثابت مي كند كه هر چشمي لياقت ديدن زيبايي هاي او را ندارد.

نویسنده : محمدصادق آقاجانی

منبع: سایت پرسمان دانشجویی