مزایا و معایب ازدواج با زن شاغل

پرسش:

ازدواج با زن شاغل، چه مزايا و معايبي دارد؟

ازدواج با زنان شاغل داراي جنبه هاي مثبت و منفي است و نمي توان يك حكم كلي در اين مورد ارائه داد بلكه دختر و پسري كه مي خواهند با يكديگر ازدواج كنند بايد اولاً در مورد اشتغال زن در خارج از خانه به توافق برسند و ثانياً بعد از به توافق رسيدن، جوانب مسأله را با دقت ارزيابي كنند و با بكارگيري راهكارهاي مناسب و استفاده از تجارب خانواده هايي كه در اين زمينه مجرب هستند و مشورت با مشاورين خانواده برنامه اي را تنظيم كنند و راهي را در پيش بگيرند كه اين اشتغال زن، كمترين آسيب را براي زندگي مشترك آنها داشته باشد و از آسيب هايي که در آينده براي فرزندان آنها ممكن است پيش بيايد جلوگيري كنند.

طبيعي است كه نفس اشتغال براي خانم ها گرچه از نظر اقتصادي و بعضي جنبه هاي ديگر ممكن است مفيد باشد اما بدون ترديد عدم حضور فعال زن در خانواده و زمين ماندن برخي از مسؤوليت ها از قبيل خانه داري و شوهرداري و تربیت فرزند از يك سو و خستگي ها و استرس هايي كه براي خانم ها ايجاد مي كند از سوي ديگر براي خانواده ضررهايي را به دنبال دارد و استحكام خانواده را با مشكل مواجه مي كند. اما بكارگيري تدابير لازم مي تواند اين آسيب ها را به حداقل برساند. در هر صورت اگر زنان اصل را بر حضور فعال در خانه قرار دهند و ساير مسائل از جمله اشتغال را فرع در نظر بگیرند و همچنين زن و شوهر علاوه بر توافق با يكديگر، در اداره زندگي هر دو مشاركت فعال داشته باشند و با هم همكاري كنند تا حدودي مي توان برخي از نواقص را جبران كرد.
نكته ديگري كه توجه به آن ضروري است اين است كه نوع كار، مقدار زماني كه زن بايد صرف آن كار كند، محل و نوع همكاران، همه اينها در تدابير اوليه بايد لحاظ شود.
طبيعي است اگر همكاران زن همه يا اكثر آنها مرد باشند مي تواند در روابط عاطفي او با همسرش اثر منفي بگذارد و همچنين هر چه مقدار زماني كه بايد صرف آن كار شود بيشتر باشد بيشتر باعث عدم حضور فعال زن در خانه مي شود و نوع كار حداقل در برخي از دوره ها مانند دوره بارداري كه زن بيشتر به استراحت نياز دارد و همچنين او به آرامش بيشتر و محيط سالم تر و تغذيه مناسب تر نياز دارد، بيشترين ضرر را براي خانم ها و فرزندشان دارد. اينها چيزهاي مهمي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد و الا ضررهاي جبران ناپذيري را به دنبال خواهد داشت.

توجه داشته باشید که نمی توان به طور قطع و مطلق گفت مثلا خانواده با زن خانه دار موفق تر است و خانواده با زن شاغل توفيقات كمتري دارند و بالعكس؛ زيرا موفقيت و عدم موفقيت خانواده از يك سو بستگي به عوامل گوناگوني دارد كه فقط يكي از آنها اشتغال يا عدم اشتغال زن مي باشد و از سوي ديگر وضعيت خانواده ها و افراد، همسان نيست. خانواده هائي هستند كه با توجه به مشكلاتي كه دارند اگر زن شاغل نباشد اقتصاد خانواده با بحران مواجه مي شود و خانواده به شدت آسيب مي بيند؛ مثلاً دو جواني كه با هم ازدواج مي كنند و از ناحيه خانواده هايشان هيچ گونه حمايت اقتصادي نمي شوند و در تهيه مسكن، مخارج زندگي و حتي مخارج عقد و عروسي با مشكل جدي مواجه هستند، اگر هر دو (زن و مرد) بتوانند شاغل باشند طبيعي است بهتر مي توانند بحران اقتصادي خانواده را كنترل كنند و اگر بتوانند در انجام وظايف، تقسيم كار مناسبي داشته باشند و از طرفي در كار بيرون از خانه افراط نكنند (یعنی به گونه اي نباشد كه بيشتر ساعات شبانه روز از خانه بيرون باشند و همديگر را به ندرت ملاقات كنند آن هم با تني خسته و بي رمق) قهراً چنين خانواده اي اشتغال براي زن مفيد است و ضررهاي آن كمتر است؛ در مقابل خانواده هائي هستند كه اصلا نياز به درآمد زن ندارد. اينگونه خانواده ها چند دسته اند :
1. بعضي از خانم ها از نظر اقتصادي نيازي ندارند ولي جامعه به آنها نياز دارد مانند يك متخصص زنان و زایمان و یا یک زن ماما كه مي توانند خدمات شايسته اي به هم نوعان خود ارائه كنند. چنين خانم خایی بايد در حدي كه به زندگي خانوادگي شان آسيبي نرسد بخشي از وقت خود را صرف خدمت به جامعه کنند و اين وظيفه آنهاست.
2. دسته اي ديگر از زنان هستند كه نيازی به درآمدشان ندارند و شغل آنها نيز خيلي ضروري نيست و ديگران و حتي مردان به راحتي مي توانند كار آنها را انجام دهند. به نظر مي رسد اين دسته از زنان اگر وقت خود را صرف خانه داري و شوهر داری و تربيت فرزندانشان بكنند بهتر است تا اينكه فرزندان خود را به مهد و كودكستان برده و بخش زيادي از وقت خود را صرف كار در خارج از منزل نمايند.
3. عده اي ديگر هستند كه كارشان را مي توانند در خانه انجام دهند؛ اينگونه زنان با اولويت دادن به كارهاي خانه داري و شوهرداری و تربیت فرزند مي توانند بخشي از وقتشان را نيز به كارهاي ديگر اختصاص دهند. علاوه بر اين، شغل مردان نيز در اشتغال و عدم اشتغال زنان تأثير مي گذارد. بعضي از مردان هستند كه به تناسب شغل شان بيشتر وقتشان را بايد بيرون از خانه باشند و حضور كمتري در خانه دارند؛ در چنين خانواده هائي حضور زنان در خانه ضروري تر است، زيرا اگر زن نيز بخشي از اوقات خود را بيرون خانه باشد، فرزندان اين خانواده با آسيب هاي جدي و اخلاقي و رواني مواجه خواهند شد. در مقابل بعضي از مردان ساعات محدودتري را بيرون خانه هستند و وقت بيشتري را در خانه و كنار فرزندان هستند. در چنين خانواده هائي زن و شوهر مي توانند با هماهنگ كردن برنامه هاي زندگي، زن نيز ساعاتي را مشغول كار خارج از خانه باشد. در هر حال ملاك براي اشتغال خانم ها وضعيت خانواده آنها است. بايد خانواده، شوهر و تربيت فرزندان را اصل و اساس قرار دهند و برنامه هاي دیگر خود را به گونه اي تنظيم كنند كه هيچگونه آسيبي به خانواده و اعضاي آن نرسد و در صورت ناچار بودن براي اشتغال، حداقل كمترين ضرر را براي خانواده داشته باشد.

*** منابع بيشتر جهت مطالعه:
- اثرات اشتغال زنان بر خانواده، سيد سعيد آقايي (عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد)
- اشتغال زنان، احمد آملي، نشريه نافه، شماره 11 و 12.
- اشتغال زنان، ژاله ده بزرگي، روزنامه حمايت 84/1/26.
- اشتغال زنان، چالش ها و راهكارها، مهدي اسماعيلي، نشريه جام هفته، شماره 283.
- اشتغال زنان، پيامدها و راهكارها، فاطمه عطارد، نشريه بانوان شيعه، شماره 8.
- زن، علم، صنعت و توسعه، دفتر امور زنان در نهاد رياست جمهوري.
- بررسي جنبش فمينيسم در ايران و غرب، احمدرضا توحيد.
- زنان، تنوع و تعدد نقش ها، مركز امور مشاركت زنان رياست جمهوري.

نویسنده : گروه روانشناسی و مشاوره پرسمان

منبع: سایت پرسمان دانشجویی