با سختگیری های همسرم چه کنم؟

22 سال سن دارم و همسرم ۳۲ سال دارند. و ۲ سال است که ازدواج کرده‌ایم. اصلا از زندگی‌ام راضی نیستم، همسرم مدام به من شک می‌کند و مرا خیلی محدود کرده به هیچ عنوان اجازه رفت و آمد با دوستان مجردم را ندارم. حتی اجازه ندارم تنهایی جایی بروم. در مورد پوشش، همیشه بحث داریم من دختر بی بند و باری نیستم ولی وی زیادی حساس است. مدام موبایلم را چک می‌کند. با جنگ و جدال بسیار، بالاخره اجازه داد برای ادامه تحصیل به دانشگاه بروم؛ ولی اوضاع خیلی افتضاح تر شد. دایم غر میزند و خیلی بد رفتار شده و هر گونه بحث کوچکی را به دانشگاه رفتن من ربط میدهد و می‌گوید از وقتی دانشگاه رفتی خیلی عوض شدی؛ در حالیکه اصلا اینطور نیست دیگه از رفتارهاش خسته شدم. خودش گذشته خیلی آزادی داشته برعکس من که آفتاب و مهتاب ندیده بودم ولی همیشه مرا تحت فشار قرار میدهد. از رفتارهایش واقعا کلافه شده‌ام.

با عرض سلام و تحیت و تشكر از حسن اعتماد شما

در مواجهه با چنین موضوعی سعی كنید:
۱- آسیبهای احتمالی و موضوعاتی اختلافی كه مورد كدورت طرفین می‌شود را شناسایی كنید و با افزایش آستانه تحمل و مدارا از شدت آنها جلوگیری نمایید. مثلا اگر ایشان به مادر یا خانواده خود توجه زیادی دارند، ایشان را در این باره محدود نكنید و بیش از گذشته به خانواده ایشان احترام بگذارید و... .
۲- حساسیتهای ایشان را در ابعاد مختف (خانوادگی، اقتصادی، زناشویی، فامیلی و...) بشناسید و مطابق با آن عمل كنید تا از بهانه گیری جلوگیری گردد.
۳- اقتدار ایشان را به رسمیت بشناسید و ایشان را در تصمیم گیری‌ها تایید و حمایت كنید تا در مقابل شما احساس لیاقت و شایستگی را تجربه كند.
۴- مهارتهای ارتباطی خود را مانند:
- همدلی: با رفتار و گفتار خود وانمود كنید كه ایشان را درك می‌كنید و احساسات او برای شما اهمیت دارد. شادی او شما را شاد و ناراحتی او شما را ناراحت می‌كند و... .
- گوش دادن فعال: به هنگام مكالمه وی، صحبت او را قطع نكنید و با علاقه سراپا گوش باشید و... .
- بیان احساس: بجای اینكه رفتار طرف مقابل را نقد و ارزیابی كنید و از او گلایه كنید از احساس خود صحبت كنید. مثلا بجای اینكه گفته شود تو آدم سختگیری هستی، گفته شود از اینكه به من اعتماد می‌كنی خوشحالم. یا دوست دارم به من اعتماد داشته باشی یا... .
۵- سعی كنید یك مشاوره حضوری را دنبال كنید.
۶- در صورتیكه وی بدون دلیل، امور را با بدبینی تفسیر می‌كند و نه تنها نسبت به شما و بلكه نسبت به دیگران نیز قضاوتی خصمانه و تهدید آمیز داشته باشد و... می‌توان گفت ایشان دچار بدبینی مرضی (پارانویا) هستند كه نیازمند درمان است. اما مواظب باشید ایشان را به چنین اتهامی متهم نكنید بلكه در صدد فراهم آوردن زمینه مراجعه به یك روانشناس باشید.

در پناه خدای بزرگ موفق باشید.

منبع : شهر سوال