علمای حنبلی و توسل به اولیاء الهی

وهابیان که منکر عقایدی چون توسل[1]، شفاعت[2]، استغاثه[3] و... هستند، پیروان مکتبی هستند که بسیاری از این اعمال را جایز می‌داند و بدان عمل می‌کند. به عبارت دیگر می‌دانیم که بزرگان ایشان از جمله بنیان‌گذار این فرقه، یعنی محمد بن عبدالوهاب، خود دارای مذهب حنبلی بوده است.
ابن تیمیه نیز که تا حد زیادی، افکار و عقاید او در وهابیان متجلی شده است، از حنابله است. هرچند وهابیت بعدها از مسیر اهل سنت جدا شده‌اند،[4] اما ایشان هنوز هم خود را متأثر از فقه حنبلی می‌دانند. برای این‌که اثبات کنیم ایشان حتی به افکار و عقاید حنبلی‌ها هم معتقد نیستند، جالب است به این نکته اشاره کنیم که اموری چون توسل، در رفتار حنابله به‌وفور به چشم می‌خورد.
نه در میان عوام بلکه در میان علمای این فرقه هم این مساله جایز بوده و رواج داشته است. یک نمونه از آن ابوعلی خلال است، که از بزرگان حنابله محسوب می‌شود، ایشان عبارتی دارد که به‌خوبی واگوی مراد ما در توسل است و آن به این صورت است که می گوید: هیچ مشکلی برایم پیش نیامد، که در آن مشکل به قبر موسی بن جعفر (علیه السلام) توسل کردم، مگر این‌که خدا، آن چیزی که دوست داشتم، برای من آسان نمود.[5]
این عبارت حاوی چند نکته‌ی بسیار دقیق است:
جایز بودن مساله‌ای چون توسل به قبور اولیاء و صالحین نزد حنابله، که وهابیت خود را وامدار این فرقه می‌داند. انجام این امور توسط علما و بزرگان این مذهب، که هرگز نمی‌توان به ایشان جهل یا عدم اطلاع از حکم شرعی این مساله را نسبت داد. تکرار اعمالی چون توسل، توسط ایشان، به این معنا که این مساله تنها یک‌بار، آن هم به صورت نادر اتفاق نیفتاده است. پاسخ گرفتن از این توسل، که خود دلیل دیگری است بر این‌که این عمل مورد تایید خداوند است. چون اگر غیر از این بود، لااقل نباید این مشکل از او برطرف می‌شد، آن هم به دفعات و به صورت مکرر. حال باید چنین گفت: وهابیت که به قواعد و احکام اهل سنت ملتزم نیست، چگونه خود را منسوب به اهل سنت می‌داند و دم از پیروی اهل سنت و جماعت می‌زند؟

پی‌نوشت:

[1]. توسل به ذات پیامبر.
[2]. دلایل وهابیت در منع از شفاعت.
[3]. استغاثه به اولیاء شرک نیست.
[4]. تفاوت دیدگاه وهابیت با احمد بن حنبل در توسل.
[5]. خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج1، ص 442، تحقیق: دکتر بشار عواد، دارالغرب الاسلامی بیروت، 1422ق.