گامی نو در خدمت رسانی به زنان

 بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا؛[ النساء/4] مردان، سرپرست زنانند، به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و [نيز] به دليل آنكه از اموالشان خرج مى‏كنند. پس، زنانِ درستكار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‏] حفظ كرده، اسرار [شوهرانِ خود] را حفظ مى‏كنند. و زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد [نخست‏] پندشان دهيد و [بعد] در خوابگاه‏ها از ايشان دورى كنيد و [اگر تاثير نكرد] آنان را بزنيد پس اگر شما را اطاعت كردند [ديگر] بر آنها هيچ راهى [براى سرزنش‏] مجوييد، كه خدا والاى بزرگ است».

شرح نکته‌ها و پیام‌های آیه:

مردان سرپرست  زنان:

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء؛[نساء/34] مردان، سرپرست زنانند»

آنچه مسلم و قطعی به نظر می‌رسد این است که این فراز از آیه در مقام بیان برتری ارزش  مردان  بر زنان نیست، و همچنین  روشن است که خداوند متعال مرد را به سبب توانای‌های جسمی بخصوصی نیرو بخشیده است؛ از این رو تکالیف او نیز به واسطه داشتن این توانایی‌ها بیشتر می‌شود. به هر حال این اشکال وارد نمی‌شود که اسلام مرد را برتر از زن قرار داده است.  با بررسی تفاسیر  این نکته به دست می‌آید که مرد  با توجه به توانایی‌هایی که خداوند متعال در وجود او قرار داده وظیفه قیومیت و سرپرستی و تکفل زن را برعهده دارد؛ از این رو بر مرد واجب است نیازهای اولیه همسر خود را فراهم نماید.

« معنای قیومیت  مرد بر زن این نیست كه سلب آزادى از اراده زن و تصرفاتش در آنچه مالك آن است بكند، و معناى قيومیت مرد اين نيست كه استقلال زن را در حفظ حقوق فردى و اجتماعى او  و دفاع از منافعش را سلب كند».[1]

بعضی از علمای تفسیر معنای قیومیت را به شکل دیگر نیز برداشت کرده‌اند: به این معنا که چون مردان وظیفه تأمین ما یحتاج و نیازهای مادی و معنوی زن را بر عهده دارد در این بین بر زن نیز واجب است در تمامى آنچه مربوط به استمتاع و هم‏خوابگى مرد مى‏شود او را اطاعت كند، و نيز ناموس او را در غياب او حفظ كند.[2]

توانایی های متفاوت روحی و جسمی  زن و مرد

«بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ؛[نساء/34] به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و [نيز] به دليل آنكه از اموالشان خرج مى‏كنند.»

 درادامه آیه اشاره به این مطلب دارد  که اين «سرپرستى به خاطر تفاوتهايى است كه خداوند از نظر آفرينش، از روى مصلحت ميان آنها قرار داده  و  در قسمت آخر مى‏فرمايد: و نيز اين سرپرستى به خاطر تعهداتى است كه مردان در مورد انفاق كردن و پرداختهاى مالى در برابر زنان و خانواده به عهده دارند».[3]

 ویژگی‌های اخلاقی زنان قرآنی

در فراز سوم آیه خداوند متعال بعد ازآنکه وظیفه و موقعیت مردان را در قبال زنان بیان فرمود، زنان را به دو دسته تقسیم می‌نماید عده‌ای از زنان قدرشناس این نعمت الهی هستند،‌از این رو به پاس آن نعمت خود را به بهترین اخلاق قرآنی زینت میدهند:« فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّه؛[نساء/34] پس، زنانِ درستكار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‏] حفظ كرده، اسرار [شوهرانِ خود] را حفظ مى‏كنند».

درفرهنگ قرآن زنان صالح و نیکو کار کسانی هستند که در برابر شوهر خود مطیع و فرمانبرهستند از این رو در برابر وظایف شرعی خود  در برابر شوهر تکبر و عناد نمی‌ورزند. این چنین زنانی خود را در  برابر نظام خانواده متعهد می‌بینند و نه تنها در حضور شوهر بلكه در غياب او،«حفظ الغيب» مى‏كنند، يعنى مرتكب خيانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصيت شوهر و اسرار خانواده در غياب او نمى‏شوند، و در برابر حقوقى كه خداوند براى آنها قائل شده، و با جمله" بِما حَفِظَ اللَّهُ" به آن اشاره گرديده وظائف و مسئوليتهاى خود را بخوبى انجام مى‏دهند.[4]

سه مرحله برخورد با زنان ناسازگار

خداوند متعال بعد از معرفی زنان صالح و نیکو کار سخن از زنانی به میان می‌آورد که حاضر به اطاعت و تمکین ازخواست شوهر نیستند و سرناسازگاری و طغیان در برابر وظایف و مسئولیت های خود بر میدارند. در چنین موقعیتی خداوند متعال سه راهکار را پیش روی مردان قرار می‌دهد.

1-موعظه و اندرز نیکو

«وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ؛:[نساء/34] و زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد [نخست‏] پندشان دهيد.»

درمرحله اول خداوند متعال موعظه و اندرز را راه اصلاح زنان ناسازگارمعرفی می‌نماید،  هرچند بعضی از زنان رفتار مسالمت آمیزی با همسر خود ندارند ولی در بسیاری از موارد با اندک سخن نیکو وموعظه ارزنده ایشان در مسیر درست قرار می‌گیرند.

2-قهر و کنارگیری عاطفی

"واهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ" در صورتى كه اندرزهاى شما سودى نداد، در بستر از آنها دورى كنيد  و با اين عكس العمل و بى اعتنايى و به اصطلاح قهر كردن، عدم رضايت خود را از رفتار آنها آشكار سازيد شايد همين واكنش خفيف در روح آنان مؤثر گردد.[4]

3- تنبیه بدنی با شرایط مخصوص

در مرتبه سوم خداند متعال راه درمان طغیان و ناسازگاری زن را تنبیه بدنی معرفی می‌نماید ولی این مرحله از واکنش مرد به معنای این نیست که او می تواند به هرشکلی و به هر صورتی با زن خود برخورد نماید؛  چرا که در کتب فقهی و روایی شرایط محدود کننده‌ای برای تنبیه زنان مشخص شده است که درآن شرایط مرد نمی‌تواند به زن آسیبی وارد نماید؛  چرا که تنبیه بايد ملايم و خفيف باشد بطورى كه نه موجب شكستگى و نه مجروح شدن گردد و نه باعث كمبودى در بدن.
__________________

[1]. ترجمه الميزان، ج‏4، ص: 545.

[2]. همان.

[3]. تفسير نمونه، ج‏3، ص: 371

[4].همان.

[4]. تفسير نمونه، ج‏3، ص: 374.